خانه / مقالات / اشعار / غزل اربعین حسینی سرودۀ استادقدسی از دیوان عترت خورشید

غزل اربعین حسینی سرودۀ استادقدسی از دیوان عترت خورشید

اربعين حسيني

 

اي اربعين عشق ! حديث عزا بگو

لب باز كُن به قِصه و از غُصه­ها بگو

 

گل­گون­سخن ، ز تشنه­لب كربلا بيار

از جسم بي­سر و كفن و بوريا بگو

 

از اكبر جوان و ز ليلاي دل­فگار

از اصغر و رباب ، به صوت رسا بگو

 

 

گر ماجراي علقمه مي­آوري به ياد

با ما ز دست و مشگ و علم ، از وفا بگو

 

از جابر و زيارت مولای بي­كفن

غسل طهارتش به فرات صفا بگو

 

از كاروان شام ، سخن ساز كُن به سوز

از كوفيان فتنه­گر بي­وفا بگو

 

سر­خيل كاروان اسيران كه زينب است(ع)

قامت­خميده گشته چرا ؟ بهر ما بگو

 

بر نيزه ، رأس زادة زهرا(ع) به شام رفت

گر آگهي ز قصة آن دل­ربا بگو

 

از زخم تازيانه به بازوي كودكان

با ما به آه و نالة دل ، بي­صدا بگو

 

با كارِوان ، رقيه(ع) چرا برنگشته است ؟

داني اگر حقيقت اين ماجرا ، بگو

 

تفسير آن ­شب و سر و كُنجِ خرابه چيست؟

از ابتداي حادثه تا انتها بگو

 

(قدسي) چو ما به مرثيه­ات دل سپرده است

اي اربعين عشق ! حديث عزا بگو

بازدیدها: 132

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − 1 =