خانه / مقالات / قرآن / نکات قرآنی آیۀ بسم الله الرحمن الرحیم – جلسه اول

نکات قرآنی آیۀ بسم الله الرحمن الرحیم – جلسه اول

بسم الله الرحمن الرحيم

سلسله مباحث قرآنی ماه مبارک رمضان سال 1395

جلسه اول

نکات آیة بسم الله الرحمن الرحيم

(در سورة حمد)
یک : گفتن بسم الله الرحمن الرحيم ادب الهي در شروع كار
  و ادب ورود در كار را به ما ياد مي‌دهد.
دو : همان گونه که «كلّ شيء‌ هالكٌ إلاّ وجهَه»( سوره قصص، آيه 88)جز وجه خدا همه چيز فاني و هالك است
هر چه به نام خداست باقيست و هر چه به نام خدا نيست هالك است

و این هالک بودن هم اكنون است نه بعدها هالك بشود

 توضیح : اين آیه نه به اين معناست كه همه چيز از بين مي‌روند و وجه خدا مي‌ماند بلکه همه چيز هم اكنون هالک است

تو ضیح بیشتر : اين شيئي را كه شما مي‌بينيد وجه الله را از او برداريد هالك است. اين شيء‌ نما است مثل سراب. كه

پس   اگر «فأينما تُولّوا فثَمّ وجهُ الله» حق است، چيزي براي غير وجه الله نمي‌ماند

سه : خيليها نمي‌بينند كه كارها هالكند مگر وجه الله و عده‌اي از اولياء الهي که هم اكنون مي‌بينند

مثال برای فهم بیشتر :اگر كسي در تاريكي شب هدفی را ندیده  تير به طرف آن پرتاب کند ، اين تير به مقصد نمي‌رسد. منتها او نمي‌بيند كه اين تير‌ها به مقصد نمي‌رسد، در هنگامی که آفتاب طالع شد او مي‌بيند كه اين تير ها به مقصد نرسيده است

 در قيامت اين چنين است ودر «و اشرقت الارض بنور ربها» ( سوره زمر، آيه 69)‌ معلوم مي‌شود كه خيلي از كارها که از وجه الله به دور بوده است  به مقصد نرسيده است

در سوره نور ،آيه  39. ، مي‌فرمايد: *«مثل الذين كفروا أعمالهم كسراب بقيعه» جريان كار كفار را كه تشريح مي‌كند

«قيعه، بيابان باز. قاع، بيابان صاف. قيعه يعني بيابان صاف.»

 «يحسبه الظمآن ماءً»حتّي إذا جاءَه لَم يجده شيئاً»* (سورهٴ احزاب, آيهٴ 73.) وقتي كنارش آمد، مي‌بيند چيزي نيست.

 تذکر :در آیة شریفه تعبير «لم يجده شيئاً» است، نه وجده لا شيء.

 چون لاشيء قابل وجدان نيست.

مثال دیگر در این مورد ، سراب است که اگر  انسان تشنه‌اي به دنبال آن به راه افتاد هرچه می رود ، آبي نمي‌بيند. نه اينكه به سراب برسد و كار خود را به هدر رفته یابد،

پس اگر به دنبال سراب خودش را خسته كند

نه اينكه يك نفع موقتي دارد بعداً به او كيفر مي‌دهند يا بعداً از دستش مي‌گيرند. هم اكنون بيراهه مي‌رود و خيال مي‌كند دارد لذت مي‌برد

بنابراین سراب هم اکنون  لا شيء‌ است، انسان آن را شي‌‌ء مي‌پندارد. نه آن که شيء‌ است. و وجه خدا نيست. و اگر چيزي وجه الله نبود،‌ هم اكنون سراب است.

مثال سوم قرآنی  در این مورد، در سورهٴ فرقان آيه 23 است که فرمود «و قدمنا إلي ما عملوا من عمل فجعلناه هَباء‌ً مَنثوراً»  ما هر كاري كه كفار كردند در آن روز ظهور داده  و همه كارهاي اينها را مثل هباء‌ منثور مي‌كنيم، و ذرات پراكنده شده در هوا آن صورتش را كه از دست داد چيزي از آن برجا  نمي‌ماند

چهار : همان گونه که اگر چيزي لوجه الله نبود هم اكنون ابتر است، اگر چيزي لوجه الله بود، نه تنها هم اكنون ثابت و زنده است، بلكه از گزند مرگ براي أبد محفوظ است.  درسوره بقره، آيه 110 می خوانیم: «كلما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله»

هر چه که از خوبیها بر نفس خود مقدم می اندازید نزد خداوند آن را خواهید یافت

 پنج : در مورد کار و عمل بندگان باید گفت

اول : کار آن است که بشود به  نام خدا آغاز کرد.

 دوم :وقتي كاري را انتخاب كرديد كه مي‌توان به نام خدا شروع كرد به خدا استناد بدهيد

سوم : به صرف اينكه اين كار خير است نباید اكتفا کرد و باید  كار خير از يك جان خَيّر نشأت بگيرد تا براي ابد مي‌ماند

مشرکان به شرک جلی و ریاکاران به شرک خفی از جملة کسانی هستند که کارشان موجودیت همیشگی و ابدی ندارد

ريا کاری ،شرك است و لوجه الله نيست  

 پس کار اگر براي خدا نبود لا شيء‌ است خواه از كافر صادر ‌شود،‌ يا از مشركي كه به شرك جلي مبتلاست صادر بشود،‌ يا از مشركي كه به شرك خفي يعني ريا مبتلاست صادر ‌شود

در سورهٴ بقره آيه 264 می فرماید : «يا ايها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذي كالذي ينفق ماله رئاء‌ الناس و لا يؤمنوا بالله و اليوم الاخر»مثل كسي كه از روی و رياء كار مي‌كند و به خدا و قيامت معتقد نيست قرآن کار او را  براي اينكه قابل درك همگان قرار بدهد مي‌فرمايد «فمثله كمثل صفوان عليه تراب»

‌ (صفوان اين سنگهاي بزرگ صاف است، اگر يك سنگ بزرگ صافي باشد، مقداري خاك روي آن باشد   اگر بارانهايي كه قطراتش درشت است همانند تگرگ بر آن  بشدت ببارد، چيزي از آن خاكها روي اين سنگ صاف نمي‌ماند ولی اگر اين سنگ ناصاف باشد،‌ وقتي باران باريد، مقداري از آن خاكها به صورت گل در لابلاي اين سنگ ناصاف مي‌ماند.)

 پس كار يك انسان ريا كار كه به خدا و قيامت معتقد نيست مثل آن سنگي است كه مقداري خاك روي آن سنگ باشد كمثل صفوان يعني آن سنگ صاف كه مقداري تراب و خاك روي آن سنگ است.

«فأصابه وابل»، وابل آن باران درشت و قطرات درشت و فراوان است

«فتركه صلداً»

 اگر باراني كه قطراتش درشت است روي اين سنگ ببارد اين سنگ راشستشو مي‌كند و هيچ ذره‌اي از آن نمي‌ماند.

اگر باران بارید  اينطور نيست كه مانند يك بادي باشد كه باد بوزد يك پارچه‌اي را از روي سنگ به دور بياندازد كه صاحب پارچه به سراغ پارچه برود او را بگيرد،

بلکه چون بارید ، طوري اين سنگ را شستشو مي‌كند كه صاحب خاك نمي‌تواند آن خاكها را جمع كند  «لا يقدرون علي شيء مما كسبوا»* طوري اين باران شستشو مي‌كند كه اينها چيزي از ره‌آورد كار خودشان به دست نمي‌آورند.

 در آخر می فرماید: «و الله لا يهدي القوم الكافرين»كسي كه كافر است هرگز به مقصد نمي‌رسد. خداي سبحان كافر را هدايت نمي‌كند.

تذکر : به مناسبت پایان آیه شریفة 264 بقره در مورد هدایت باید دانست که:

در اینجا  هدايت هدايت تكويني است و برای هدايت تشريعي حتی کافران  همه اين آيات نازل شده و در سوره بقره، آيه 185.فرمود«هدي للناس» و در سوره نبأ، آيه 28. فرمود«و ما ارسلناك الا كافةً للنّاس» و همه آیات  «يا ايها الذين كفروا» و«يا ايها الكافرون»و  «يا أيّها الناس»ها  همه و همه  برای هدايت تشريعي است كه شامل كافر و مؤمن مي‌شود. پس به هدايت تشريعي خداي سبحان كفّار را هم مثل مؤمنين هدايت مي‌كند. ولی آن هدايت تكويني كه به مقصد رساندن است  عنايتش شامل حال تنها مومنین می شود

و هدایت تکوینی بردو نوع است هدایت اولیه که به همه شده چه کافر و چه مومن و آیة 172 سوره اعراف( الست بربکم ) شاهد آن است

و دیگر هدایت ثانویه تکوینیه است که شامل کافران کفر ورز و ظالمان اهل ظلم و مشرکان و امثال آن ها نمی شود

والسلام     

 

بازدیدها: 159

همچنین ببینید

نکات قرآنی آیۀ بسم الله الرحمن الرحیم – جلسه دوم

بسم الله الرحمن الرحيم سلسله مباحث قرآنی ماه مبارک رمضان سال 1395 جلسه دوم ادامة ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 4 =