خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی – بحث عشق

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی – بحث عشق

بحث مختصری پیرامون عشق

در نهج البلاغه، خطبه  109امام على علیه السّلام می خوانیم:
مَنْ عَشِقَ شَیْئا اَعْشى بَصَرَهُ وَ اَمْرَضَ قَلْبَهُ، فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صَحیحَةٍ وَ یَسْمَعُ بِاُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَةٍ؛
كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشـنوا گوش مى دهـد.
که این خطبه در مورد کسانی هست که دچار عشق غلط می شوند

چون به تعبیر جناب سعدی

ای که نَیاز موده ای صورت حال بی دلان

عشق، حقیقت است اگر حمل مجاز می کنی

و به گفتة بزرگان المجاز قنطره الحقیقه ( مجاز پل حقیقت است)

     در روایتی (دربحار الانوار، ج 74، ص 165، از غوالِى اللآلي) آمده است :«حُبُّكَ لِلشَّي‏ءِ يُعمِى وَ يُصِمُّ.»(هرگاه چیزی را دوست بداری محبت آن چیز تو را کور و کر می کند)

شکی نیست که عشق از هرنوع که باشد چه حقیقی و چه مجازی و چه غلط عاشق را در برابر معشوق کور و کر می کند

منتهی یک مطلب در این میان هست که اگر عشق، غلط باشد عاشق در برابر دیدن عیب های معشوق کور و کر می شود ولی اگر به عکس عشق حقیقی باشد عاشق از دیدن غیر خداوند کور و کر می شود

 مولانا در دفتر چهارم از بیت 74 تا 78   به موضوع محبت و عشق و اثر عشق معشوقان در عاشقان  می پردازد

 البته این ابیات اگر چه دوسویه است و تعمیم دارد و  شامل عشق غلط و مجازی و حقیقی هر سه می شود ، ولی در آثارِ هرسه نوع عشق، جنبه های اشتراک و افتراق یافت می گردد

 عشق حقیقی و مجازی چون منشا روحانی دارد و نشات گرفته از روح است برای عاشق سراسر نور است و   بصیرت و چراغی است فراراه او ولی در عشق غلط چون برخاسته از نفس اماره است  اینگونه نیست

در مثنوی بارها در هر جا با یک منظر ویژه ای به این موضوع پرداخته است آن چه که در ابیات 74 تا 78  دفتر چهارم می فرماید در همان سمت و سوئی است که  دردفتر اول بیت 407و 408 در قصۀ لیلی و خلیفه اشاره می کند که انطباق با عشق حقیقی دارد  با دانستن آن در اینجا بحث تازه ای را پیرامون محبّت فرا روی می گشاید.

 می فرماید:اگر کسی می خواهد که همه چیز در کام او چون شکر شیرین بنماید باید آن را از چشم عشاق آن چیز نگاه کند

 ( 74) گر تو خواهى كو تو را باشد شكر   

                                   پس و را از چشم عشّاقش نگر

 ( 75) منگر از چشم خودت آن خوب را    

                               بين به چشم طالبان مطلوب را

سپس نقبی به حشمت عشاق الهی می زند

 ( 76) چشم خود بر بند ز آن خوش چشم تو            

                                  عاريت كن چشم از عشّاق او

درحدیث نبوی در جامع الاسرار، ص267 می خوانیم : «عرفت ربّى بربّى» (خدایم را به خدایم شناختم)

 و در بحارالانوار، ج‌3، ص‌270 از امیرمومنان علی (ع) «اِعرِفُوا اللَّهَ بِاللّهِ.»(خدا را به خدا بشناسید)

وحتی اگر کسی بخواهد حقیقت دنیا را هم ببیند باید از خداوند چشم وام بگیرد که در احادیث مثنوی از پیامبر(ص) نقل شده است :«اللَّهُمَّ أرِنى الدّنيا كَما تُرِيها صالِحى عِبادَكَ»(خدایا نشان بده به من دنیا را همانگونه که آن را به بهترین بندگانت نشان دادی)

درکتاب بحر المعارف /ص 309 از امیرالمومنین (ع): اللهم اَرِنَا الاَشیاءَ کَما هی(خدا یا اشیاء را آنگونه که هست به من نشان بده)

بنابراین مولانا میفرماید: برای دیدن محبوب ازلی باید از خود او چشم وام بگیری و به او بنگری

( 77) بلك از او كن عاريت چشم و نظر    

                                   پس ز چشم او به روى او نگر

( 78) تا شوى آمن ز سيرىّ و ملال 

                      گفت كان اللَّهُ له، زين ذو الجلال

نتیجه :اگر با چشم خدایی به او بنگری هیچ گاه از دیدن جمالش  ملول و خسته نمی شوی برای همین در روایت گفته شد

«من كان للّه كان اللّه له»

 والسلام

 

بازدیدها: 62

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 5 =