خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی- بحث توحید افعالی و نقش باد در عالم خلقت

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی- بحث توحید افعالی و نقش باد در عالم خلقت

توحید افعالی

همه چیز از خداوند و به فرمان اوست

از جمله باد

در سورة فاطر آیة 9 :وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَاباً فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ خداست آن كه بادها را مى‏فرستد تا ابرها را برانگيزد پس ما آن ابرها را به سوى سرزمين مرده مى‏فرستيم و به وسيله آن، آن سرزمين مزبور را بعد از آنكه مرده بود زنده مى‏كنيم، قيامت شما هم همين طور است

مثنوی دفتر چهارم بیت (152)

 پس همه دانسته‏اند آن را يقين

كه فرستد باد رب العالمين‏

در سوره های اعراف، 57، ص157 و حجر، 22، ص263 و فرقان، 48، ص364 و نمل، 63، ص382 و روم، 46، ص 409 و بسیاری از آیات دیگر خداوند را ارسال کنندۀ باد می نامد

و ما در اینجا یک نمونه آوردیم

مولانا در دفتر چهارم از بیت 120 تا 152 در داستان آن عاشق و رسیدن او به معشوق ناگهانی در آن باغ از ترس گزمه های حکومتی این موضوع را به تفصیل بیان می کند و تاثیر باد را در موارد زیادی می فرماید و سپس باد جنبان را که خداوند است دانسته و نکات بسیار قابل دقت به شرح زیر می فرماید:

قصد خيانت كردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وى

(120)

 چون كه تنهااش بديد آن ساده مرد

زود او قصد كنار و بوسه كرد

 (121)

 بانگ بر وى زد به هيبت، آن نگار

كه مرو گستاخ، ادب را هوش دار

 (122)

 گفت، آخِر خلوت است و خلق نى

آب، حاضر تشنه اى همچون منى_

 (123)

 كس نمى‏جنبد در اين جا، جز كه باد

كيست حاضر؟ كيست مانع زين گشاد؟

گشاد: انبساط، شادى.

خداوند سمیع و بصیر:

(124)

 گفت اى شيدا تو ابله بوده اى

ابلهى وز عاقلان نشنوده‏اى‏

نقش باد در عالم خلقت:

(125)

باد را ديدى كه مى‏جنبد، بدان

باد جنبانى است اينجا باد ران

(127)

 جزو بادى كه به حكمِ ما، در است

باد بى‏زن تا نجنبانى نجست‏

جزو باد: باد اندك، بادى كه به وسيله باد بى‏زن مى‏وزد.

(128)

 جنبش اين جزوِ باد، اى ساده مرد

بى‏تو و بى‏باد بى‏زن سر نكرد

(129) جنبش باد نفس، كاندر لب است

تابع تصريف جان و قالب است

جنبش باد نفس…: تا جان نباشد نفس در حركت نيايد.)

 (130)

گاه دم را مدح و پيغامى كنى

گاه دم را، هجو و دشنامى كنى

توحید افعالی: 

(131) پس بدان احوال ديگر بادها

كه ز جزوى كُلّ همى‏بيند نُهى‏

نهى: جمع نهية: خرد.

(132)

باد را حق، گه بهارى مى‏كند

در دِيش، زين لطف عارى مى‏كند

(133)

 بر گروه عاد، صرصر مى‏كند

باز بر هودش، معطّر مى‏كند

صرصر: باد تند. صرصر عاد

معطر: كنايت از سازگار، موافق ميل.

(134)

مى‏كند يك باد را، زهر سموم

مر صبا را، مى‏كند خرّم قدوم‏

(135)

 بادِ دم را، بر تو بنهاد او اساس

تا كنى هر باد را، بر وى قياس‏

بادِ دم: نَفَس.

(136)

دم، نمى‏گردد سخن، بى‏لطف و قهر

بر گروهى شهد و بر قومى است زهر

دم سخن شدن: در تعريف لفظ گفته‏اند آوازى است كه با يارى گرفتن از مخرج حرف‏ها تبديل به كلمه يا لفظ مى‏شود.

(137)

 مِروحه جنبان، پى اِنعام كس

وز براى قهرِ هر پشّه و مگس‏

اِنعام: آسوده ساختن، آرام بخشيدن، در آن تلميحى است به باد زنان. در قديم گروهى بودند كه در بازارها دكانداران را باد مى‏زدند تا انعامى گيرند.

 (138)

 مروحة تقدير ربّانى، چرا

پر نباشد ز امتحان و ابتلا

مروحة تقدير ربّانى :بادبزن مشیّت خداوندی

 آن چه خدا تقدير مى‏كند نيز داراى سودى يا زيانى است

(139)

 چون كه جزوِ بادِ دم، يا مِروَحَه

نيست الاّ مفسده يا مَصلَحه‏

 (140)

 اين شمال و اين صبا و اين دَبور

كَى بود از لطف و از انعام دور؟

« (در مسند احمد، ج 1، ص 233. مَغازى واقدى، ج 2، ص 476 آمده است از قول پیامبر ص که  فرمودند:  «اِنّى نُصِرتُ بِالصَّبَا وَ اِنَّ عَاداً اُهلِكَت بِالدَّبُورِ.»(همانا من به وسیله باد صبا یاری شدم و قوم عاد به وسیله باد دبور هلاک شدند)»

شمال: باد شمال چون از درياى متوسط (مديترانه) مى‏گذرد بادى است خنك و براى مردم عربستان مطلوب.

از جزء باد به و کلِّ آن پی بردن: 

(141)

يك كف گندم ز انبارى ببين

فهم كن كآن جمله باشد همچنين‏

يك كف گندم…: نظير: مشت نمونه خروار است.)

(142)

 كلّ باد از برج بادِ آسمان

كَى جهد بى‏مِروَحَة آن باد ران‏

برج باد: برج‏هاى بادى است. برج‏هاى بادى: جوزا، ميزان، و دلو است. (غياث اللغاث)

 مروحة باد ران: استعارت از قدرت پروردگار.

(143)

 بر سر خِرمن، به وقت انتقاد

نه كه فلاّحان ز حق جويند باد؟

انتقاد: جدا كردن كاه از دانه.

(144)

 تا جدا گردد ز گندم، كاه‏ها

تا به انبارى رود يا چاه‏ها

چاه: چاه‏هايى در زمين مى‏كندند و ديوارهاى آن را مى‏اندودند و گندم را در آن ذخيره مى‏كردند نظير سيلوهاى امروز.

(145)

چون بماند دير، آن باد وزان

جمله را بينى به حق لابه كنان‏

 (146)

همچنين، در طلق آن باد وِلاد

گر نيايد، بانگ درد آيد كه داد

طلق: به درد زائيدن مبتلا گرديدن.

باد ولاد: پیشینیان مى‏پنداشتند كه چون هنگام زادن رسد باد در رحم زن مى‏پيچد.

(147)

گر نمى‏دانند كِش راننده اوست

باد را، پس كردن زارى چه خوست؟‏

 (148)

اهل كشتى، همچنين جوياى باد

جمله خواهانش از آن ربُّ العباد

 (149)

همچنين در درد دندان‏ها، ز باد

دفع مى‏خواهى به سوز و اعتقاد

باد موجب درد دندان: اطبای قدیم ،مى‏پنداشتند كه درد دندان از باد است.

(150)

از خدا لابه كنان، آن جُنديان

كه بده باد ظفر، اى كامران‏

 (151)

 رقعه تعويذ مى‏خواهند نيز

در شكنجة طلقِ زن از هر عزيز

رقعه تعويذ: آن چه بر بازوى زن زائو بندند تا وضع حمل او آسان شود. شكنجه طلق: رنج فراوان زادن. )

(152)

 پس همه دانسته‏اند آن را يقين

كه فرستد باد رب العالمين‏

 (153)

 پس يقين در عقل هر داننده هست

اينكه با جنبنده، جنباننده هست‏

 (154)

 گر تو او را مى‏نبينى در نظر

فهم كن آن را، به اظهار اثر

 (155)

 تن به جان جنبد، نمى‏بينى تو جان

ليك از جنبيدن تن، جان بدان‏

والسلام

 

بازدیدها: 41

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 14 =