خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی – بحث استدراج

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی – بحث استدراج

استدراج

در سورة اعراف(ص 174) آیات 182 و 183:وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ ، وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ، و كسانى كه آيه‏هاى ما را دروغ شمرده‏اند به مهارت از آنجا كه ندانند به دامشان اندازم و مهلتشان نيز دهم كه كيد من بسيار محكم است

( ص 566 سوره القلم ) آیة 44 و 45 :فَذَرْنىِ وَ مَن يُكَذِّبُ بهِاذَا الحَدِيثِ  سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ،وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ،

پس كيفر كسانى كه به اين قرآن تكذيب مى‏كنند به خود من واگذار، ما به زودى از راهى كه خودشان نفهمند تدريجا به سوى عذاب پيش مى‏بريم و مهلتشان نيز دهم كه كيد من بسيار محكم است

مولانا در دفتر چهارم از بیت 179در این باب می فرماید:

(179) از شما پنهان كشد كينه محق

 اندك اندك همچو بيمارىّ دق‏

محق: آن كه حق به جانب اوست و مقصود خداوند است كه احكم الحاكمين است.

بیماری دق:از آثار بیماری دق آن است که بيمار را همه روزه مثل يخ آب مى‏کند ولی او هر دم می پندارد كه حالش بهتر است

 (180) مرد دق باشد چو يخ هر لحظه كم

 ليك پندارد به هر دم بهترم‏

(181) همچو كفتارى كه مى‏گيرند و او

 غِرِّة آن گفت، كين كفتار كو

در ( سورة الأنعام ) آیات(42تا45) (ص 132) :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلىَ أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُم بِالْبَأْسَاءِ وَ الضرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ به تحقيق فرستاديم پيغمبرانى به سوى امت‏هايى كه قبل از تو مى‏زيستند پس به منظور اينكه شايد روى تضرع به درگاه ما آورند آنان را به سختى‏ها و گرفتارى‏هاى گوناگون گرفتيم فَلَوْ لَا إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَ لَاكِن قَسَتْ قُلُوبَهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَنُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

پس چرا وقتى عذاب ما را ديدند تضرع نكردند، و ليكن دلهاى‏شان سخت شد و شيطان عمل زشت‏شان را برايشان زينت داد

فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَىءٍ حَتىَّ إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ

پس وقتى عذاب ما را به كلى از ياد بردند درهاى همه لذائذ مادى را به روى‏شان گشوديم و وقتى سرگرم و شادمان به آن شدند بناگاه گرفتيمشان، پس آن گاه ايشان فرومانده و خاموشانند فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ  وَ الحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ پس بريده شد دنباله گروهى كه ظلم كردند، و ستايش سزاوار خدايى است كه پروردگار عالميان است

و در (ص 162) (سورة الأعراف) آیات 94 و 95: وَ مَا أَرْسَلْنَا فىِ قَرْيَةٍ مِّن نَّبِىٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَو در هيچ قريه‏اى پيغمبرى نفرستاديم مگر مردم آن قريه را به سختى و بيمارى دچار كرديم، شايد زارى كنند

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكاَنَ السَّيِّئَةِ الحَسَنَةَ حَتىَ‏ عَفَواْ وَّ قَالُواْ قَدْ مَسَّ ءَابَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَ هُمْ لَا يَشْعُرُونَ

آن گاه به جاى بدى خوبى آورديم تا فزونى گرفتند، و گفتند: بيمارى و سختى به پدران ما نيز مى‏رسيد پس ناگهان در آن حال كه بى‏خبر بودند، ايشان را بگرفتيم

سپس به زبان دیگری بحث استدراج را در تفسیر سورةق،آیة 30:  يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ اِمْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ. روزى كه به دوزخ مى‏گوييم آيا پر شدى و مى‏گويد آيا باز هم هست خطاب به موسی ع  می فرماید:

 ( 3668) اين سخن پايان ندارد موسيا

هين رها كن آن خران را در گيا

 خران: استعارت از قوم فرعون. گيا: استعارت از نعمت دنيا قرآن كريم (ص 262)(سوره الحجر)آیة 3 می فرماید: ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ اَلْأَمَلُ. رهايشان كن بخورند و سرگرم بهره‏گيرى از لذت‏ها باشند و آرزوها به خود مشغولشان كند كه بزودى خواهند فهميد

( 3669) تا همه ز آن خوش علف فربه شوند

هين كه گرگانند ما را خشم‏مند

طعام دنیا ارزانی فرعونیان دنیایی تا بخورند و برای دوزخ فربه شوند

 گرگان: استعارت از خلق دوزخ

( 3670) ناله گرگان خود را مُوقنيم

اين خران را طعمه ايشان كنيم‏

 موقن: (اسم فاعل ايقان) يقين دارنده)

( 3671) اين خران را كيمياى خوش دمى

از لب تو خواست كردن آدمى‏

 كيمياى خوش دمى: استعارت از ارشاد و انذار. راهنمايى

( 3672) تو بسى كردى به دعوت لطف و جود

آن خران را طالع و روزى نبود

دعوت در فرعونیان بی اثر است

استدراج:

 ( 3673) پس فرو پوشان لحاف نعمتى

تا بردشان زود خواب غفلتى‏

 لحاف نعمت: مقصود غفلت است.

( 3674) تا چو بجهند از چنين خواب اين رده

شمع مرده باشد و ساقى شده‏

رَده: دسته، گروه. شمع مرده و ساقى شده (رفته): فرصت از دست شده جهان به پايان رسيده و قيامت آغاز گشته.

پاداش دنیاییان در آخرت حسرت است :

 ( 3675) داشت طغيانشان تو را در حيرتى

پس بنوشند از جزا هَم حسرتى‏

( 3676) تا كه عدل ما قدم بيرون نهد

در جزا هر زشت را در خور دهد

يُلقَى عَلى أهلِ النَّارِ الجوعُ فَيعدلُ ما هم فيه من العذاب. (كنز العمال، ج 14، ص 531، از سنن ترمذى، باب ما جاء فى صفة طعام اهل النار)

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ اِمْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ. 50: 30 (ق، 30)

ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ اَلْأَمَلُ. 15: 3 (حجر، 3)

يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اَللَّهِ. 39: 56 (زمر، 56)

معیت خداوند حتی با کافران:

( 3677) كآن شهى كه مى‏نديدنديش فاش

بود با ايشان نهان اندر معاش‏

سوره واقعه(84) و (85) (ص537) :

وَ أَنتُمْ حِينَئذٍ تَنظُرُونَ

و در آن هنگام همه تماشا مى‏كنيد كه او دارد از دستتان مى‏رود (و كارى از دستتان ساخته نيست) وَ نَحنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَ لَاكِن لَّا تُبْصِرُونَ

در حالى كه ما از شما به او نزديك‏تريم، ولى شما نمى‏بينيد

شاه: استعارت از قدرت خداى عز و جل كه سيطره بر همه جهان دارد. معاش: زندگانى.

يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اَللَّهِ. 39: 56 (زمر، 56) و بدانند دقيقه اى از ديده حق پنهان نبوده‏اند و در هر حال خدا با ايشان بوده است كه: وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ. 57: 4 (حديد، 4))

 

بازدیدها: 33

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × چهار =