خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-بحث ویژگی راهیان صراط مستقیم- بخش دوم

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-بحث ویژگی راهیان صراط مستقیم- بخش دوم

راهیان صراط مستقیم در مثنوی

در سورة حج آیة 37 می خوانیم :لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ هرگز گوشت ها و خون هایشان به خداوند نمی رسد، بلکه تقوای شماست که به او می رسد، این گونه آن ها را برای شما به کار گرفت تا خدا را به شکرانۀ این که هدایتتان کرد به بزرگی یاد کنید، و نیکوکاران را [به رحمت و پاداش خداوند] مژده بده

یکی دیگر از ویژگی های روندگان صراط مستقیم آن است که هدف را شناخته و سپس در راه آن گام برمی دارند و این عرفان باید یک عرفان حقیقی مبتنی برآیات و روایات باشد و سپس در راه رسیدن به این هدف، خلوص ورزند و از خدا یاری بخواهند که به راه مستقیم هدایت شوند و گرنه اگر هدف شناسی کامل نباشد توفیق خداوندی در کار نیست و به مقصد که رستگاری است دست نمی یابند

در سورة اعراف آیات 44 تا 49 گفتگوی دوزخیان را با بهشتیان و اصحاب اعراف که نشانی بارز آنان این بود که اهل تقوی بودند بیان می فرماید :وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّاً فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقّاً قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ (44) الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ (45) وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ (46) وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (47) وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ (48) أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ (49) و بهشتيان ، دوزخيان را آواز مي  دهند كه ما آنچه را كه پروردگارمان به ما وعده داده بود ، حق يافتيم ، آيا شما هم آنچه را كه پروردگارتان وعده داده بود ، حق يافتيد ؟ گويند : آرى ; پس آواز دهنده اى در ميان آنان آواز دهد كه لعنت خدا بر ستمكاران باد .(44)
هم آنان كه مردم را همواره از راه خدا بازمي  دارند و مي  خواهند آن را [ با وسوسه و اغواگرى ] كج نشان دهند ، و ايشان به روز قيامت كافرند .(45)
و ميان آن دو [ گروه بهشتيان و دوزخيان ] حائلى است ، و بر اعراف ، مردانى [ با مقام و منزلت اند ] كه هر كدام از دو گروه را به نشانه هايشان مي  شناسند ، و بهشتيان را كه وارد بهشت نشده اند ، ولى ورود به آن را اميد دارند ، آواز مي  دهند كه درود بر شما .(46)
و چون بهشتيان ، چشمانشان ناخواسته به سوى دوزخيان گردانده شود ، گويند : پروردگارا ! ما را با گروه ستمكاران قرار مده .(47)
و اهل اعراف مردانى را كه از نشانه هايشان مي  شناسند ، آواز مي  دهند [ و به عنوان سرزنش ]مي  گويند : [ امكانات مادىو ] جمعيت [ انسانى ] شما و تكبّرى كه مي ورزيديد ، عذابى را از شما دفع نكرد .(48)
[ سپس با توجه دادن دوزخيان به سوى اهل ايمان مي  گويند : ] آيا اينان كسانى نبودند كه در دنيا سوگند ياد مي  كرديد كه خدا آنان را به رحمتى نمي  رساند ؟ [ پس به مؤمنان مي  گويند : ] به بهشت در آييد كه نه بيمي برشماست و نه اندوهگين مي  شويد .(49)

که نشان دهندة آن است که تقوی حرف آخر را می زند و تقوی از آن اهل معرفت است و نه از اهل نادانی و جهالت

و در روایات بسیاری فضیلت عبادت عالمانه و از روی معرفت بر عبادت جاهلانه وارد شده است

در دفتر اول در تفسیر دعای آن دوفرشته از بیت ( 2233) می خوانیم:

قربانى كردن سروران عرب باميد قبول افتادن

( 2233) سروران مكه در حرب رسول

بودشان قربان به اوميد قبول‏

که مربوط به جنگ بدر است که سران مشرک در مکه روزی ده شتر برای پیروزی قربان می کردند و بی نتیجه بود

( 2234) بهر اين مومن همى‏گويد ز بيم

در نماز اِهدِ الِّصراطَ المُستقيم‏

و جزای الهی به اندازة ایثار در راه اوست :

( 2235) آن درم دادن سخى را لايق است

جان سپردن خود سخاى عاشق است‏

( 2236) نان دهى از بهر حق نانت دهند

جان دهى از بهر حق جانت دهند

به عنوان مثال :

( 2237) گر بريزد برگهاى اين چنار

برگ بى‏برگيش بخشد كردگار

و اگر مانند پنج تن علیهم السلام در سورة هل اتی :

( 2238) گر نماند از جود در دست تو مال

كى كند فضل خدايت پاى مال

باز هم به عنوان مثال:

( 2239) هر كه كارد گردد انبارش تهى

ليكش اندر مزرعه باشد بهى‏

( 2240) و آن كه در انبار ماند و صرفه كرد

اشپش و موش و حوادث پاك خورد

صفت دیگر این راهیان این است که چون دچار خطا و ترک اولی می شوند در دم توبه می کنند و مانند حضرت آدم ع می گویند ربنا ظلمنا …..و این به آن علت است که خوی بد در آن ها ذاتی نیست بلکه عاریتی است

در دفتر چهارم در داستان

تصديق كردنِ اَستر، جواب‌هاىِ شتر را و

اقرار آوردن به فضلِ او بر خود و از او

استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق

و نواختنِ شتر، او را و ره نمودن

و يارى دادن پدرانه و شاهانه‏

می فرماید:

( 3407) گفت اَستر، راست گفتی ای شتر

اين بگفت و چشم كرد از اشك پُر

( 3408) ساعتی بگريست و در پايش فتاد

گفت: ای بگْزيدة رَبِّ الْعِباد

( 3409) چه زيان دارد گر از فرخندگی

در پذيری تو مرا در بندگی؟

( 3410) گفت: چون اِقرار كردی پيشِ من

رو كه رَستی تو ز آفاتِ زَمَن‏

( 3411) دادی انصاف و، رهيدی از بلا

تو عَدُو بودی شدی ز اهلِ وَلاَ

( 3412) خویِ بَد در ذاتِ تو اصلی نبود

كز بَدِ اصلی نيايد جز جُحود

( 3413) آن، بَدِ عارِيَّتی باشد كه او

آرَد اقرار و شود او توبه‌جُو

اشاره به توبة حضرت آدم ع :

( 3414) همچو آدم زَلَّتش عاريه بود

لاجَرَم اندر زمان توبه نمود

تمرُّد ابلیس اصلی بود:

( 3415) چونكه اصلی بود جُرمِ آن بليس

رَه نبودش جانبِ توبة نَفيس‏

( 3416) رو كه رَستی از خود و از خوی بَد

وز زبانة نار و از دندانِ دَد

( 3417) رو كه اكنون دست در دولت زدی

درفگندی خود به بختِ سَرمَدی

چهارمین ویژگی آنان رسیدن به نفس مطمئنه است که در ادامه مولانا در همین دفتر چهارم می فرماید:

( 3418) اُدْخُلی تو فی عِبادی يافتی

اُدْخُلی فِی جَنَّتِی در يافتی‏

که اشاره به فجر  آیات: يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً (28) فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (29) وَادْخُلِي جَنَّتِي (30) آن گاه خداوند به بندگانِ باایمانش خطاب می کند:] ای روح آرام یافته!«27» به سوی پروردگارت بازگرد! درحالی که [تو از او] خشنودی و [او هم از تو] خشنود است«28» پس در بین بندگان راستینم در آی!«29» و در بهشت ویژه ام وارد شو!«30»

( 3419) در عِبادش راه كردی خويش را

رفتی اندر خُلد از راهِ خفا

( 3420) اِهْدِنَا گفتی صِراطَ‌الْمُستَقيم

دستِ تو بگْرفت و بُردت تا نَعيم‏

اشاره به پختگی این روندگان چنان که در بخش قبلی اشاره شد:

( 3421) نار بودی، نور گشتی ای عزيز

غوره بودی، گشتی انگور و مَويز

( 3422) اختری بودی، شدی تو آفتاب

شاد باش، اللَّهُ اَعْلَم بِالصَّواب‏

والسلام

بازدیدها: 41

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − هشت =