خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-بحث ویژگی راهیان صراط مستقیم- بخش سوم

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-بحث ویژگی راهیان صراط مستقیم- بخش سوم

راهیان طریق راست

از ویژگی های دیگر این گروه آن است که در پرتو هدایت قرآن و عترت ، اینان دچار بینش وهمی و قضاوت های قوه واهمه نیستند و به عبارت دیگر توحید آنان آمیخته با شک و شرک نیست و مجال به غیر خدا نمی دهند که حجاب دیدة جان آن ها گردد

یکی از مصادیق بارز قرآنی این خود ساختگان،  حضرت ابراهیم ع است که خداوند در بارة او و همفکران یکتا پرستش در سورة انعام آیة 82 می فرماید: الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ : كسانى كه ايمان آوردند و ايمانشان را به ستمي [ چون شرك ] نياميختند ، ايمنى [ از عذاب ] براى آنان است ، و آنان راه يافتگانند

مولانا در این باره در داستان

هلال پنداشتن آن شخص….

 در دفتر دوم  مثال موی ابرو را می آورد و می فرماید:

( 120) موى كژ چون پرده گردون بود

چون همه اجزات كژ شد چون بود؟

 ( 121) راست كن اجزات را از راستان

سر مكش اى راست رو، ز آن آستان‏

مثال دیگر: ترازوی سالم وسیلة آزمایش ترازوهای ناسالم است و این راستان الهی خود میزان راستی برای دیگرانند که در روایت است ،عَلِیٌ میزانُ الاَعمال:

( 122) هم ترازو را ترازو راست كرد

و برعکس آن اهل شک و شرک در اثر احولی ترازوی ناسالم اند و :

هم ترازو را ترازو كاست كرد

و پیروان خود را گمراه می کنند:

( 123) هر كه با ناراستان هم سنگ شد

در كمى افتاد و عقلش دنگ شد

( 124) رو اَشِدّاءُ على الكُفّار باش

خاك بر دل دارى اغيار پاش‏

در سورة فتح آیة 29 می خوانیم: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً ، محمّد [صلی الله علیه وآله] فرستادۀ خداست، و کسانی که با اویند بر کافران سرسخت [و سازش ناپذیر]، و در بین خودشان [با یکدیگر] مهربانند، آنان را راکع و ساجد می بینی، پیوسته خواهان احسان و خشنودی خدایند، نشانۀ [روحیۀ عبادت و بندگی] آنان در چهره هایشان از اثر سجده پیداست، این است وصفشان در تورات، اما وصفشان در انجیل [این است که: وجودشان] چون زراعتی است که جوانه های خود را رویانده، پس تقویتش کرده تاجایی که پابرجا و استوار گشته، و بر ساقه های خود ایستاده اند، [به گونه ای که] کشاورزان را [از رشد و انبوهی خود] به شگفتی می اندازد، [خداوند مؤمنان را به این صورت تقویت می کند] تا به وسیلۀ آنان کافران را به خشم اندازد، خداوند به آنان که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده اند وعدۀ آمرزش و پاداشی بزرگ داده است

که در روایات آمده است ،این آیة شریفه در وصف پیامبر ص و  امیر مومنان و شیعیان اوست 

( 125) بر سر اغيار چون شمشير باش

هين مكن روباه بازى شير باش‏

( 126) تا ز غيرت از تو ياران نسكُلند

ز آن كه آن خاران عدوّ اين گل‏اند

کافران گرگ اند و مومنان یوسف:

( 127) آتش اندر زن به گُرگان چون سپند

ز آن كه آن گرگان عدُوّ يوسف‏اند

کافران چون ابلیس اند و مومنان چون آدم ع:

( 128) جان بابا گويدت ابليس هين

تا به دم بفريبدت ديو لعين‏

( 129) اين چنين تلبيس با بابات كرد

آدمى را اين سيه رخ مات كرد

راستان هوشیارند و آگاه:

( 130) بر سر شطرنج چُست است اين غُراب

تو مبين بازى به چشم نيم خواب

اینان مراقب کید ابلیس اند :‏

( 131) ز آن كه فرزين بندها داند بسى

كه بگيرد در گلويت چون خَسى‏

( 132) در گلو ماند خس او سالها

چيست آن خَس مِهر جاه و مالها

در دفتر اول در تفسیر روایت جهاد اکبر و مشکل بودن آن راهیان صراط مستقیم را اهل راست روی و به دور از کژی وصف کرده و مثال تیر و کمان را آورده و   در بارة آن می فرماید:

 (1384)در كمان ننهند اِلّا تيرِ راست

اين كمان را، باژگون كژ تيرهاست‏

(1385)راست شو چون تير و، واره از كمان

كز كمان، هر راست بجهد بى‏گُمان‏

البته این کار را بدون توفیق الهی کاری بسیار مشکل می داند:

(1386)چون كه واگشتم ز پيكارِ بُرون

روى آوردم به پيكارِ درون‏

(1387)قَد رَجَعنا مِن جِهادِ الاَصغريم

با نبى، اندر جهادِ اكبريم‏

(1388)قوّت از حق خواهم و توفيق و لاف

تا به سوزن بركَنَم اين كوهِ قاف‏

(1389)سهل شيرى دان كه صف ها بشكند

شير آن است آن كه خود را بشكند

       در بارة کافران که وقتی به ریاست دنیائی دست می یابند ،چگونه دچار وهم می شوند ، مولانا آن هارا به مگس تشبیه می کند که وقتی روی بول خر می نشینند فکر می کنند که سوار کشتی شده و در دریای بی انتها سکان داری می کنند

 در باب وهم این کافران در دفتر اول از بیت 1082 در  داستان

زِيافتِ تأويلِ ركيك مگس می فرماید:

(1082)آن مگس بر برگِ كاه و بولِ خر

همچو كشتى‏بان، همى‏افراشت سَر

(1083)گفت: من دريا و كشتى خوانده‏ام

مدّتى در فكرِ آن مى‏مانده‏ام‏

(1084)اينك اين دريا و اين كشتى و من

مردِ كشتيبان و اهل و رايزن‏

(1085)بر سرِ دريا همى‏راند او عَمَد

مى‏نمودش آن قدر بيرون ز حد

(1086)بود بى‏حد آن چَمين نسبت بدو

آن نظر كه بيند آن را راست كو؟

وسعت دید محدود کافران:

(1087)عالَمَش چندان بُوَد كِش بينش است

چشم چندين، بحر هم چندينش است‏

این کافران همان اندیشمندان دنیائی اند که :

(1088)صاحبِ تأويلِ باطل، چون مگس

وَهمِ او بَولِ خر و، تصويرِ خَس‏

و باید دانست که اینان اگر ایمان آورند بختشان بر گشته و سعید می شوند:

(1089)گر مگس، تأويل بگذارد به راى

آن مگس را بخت گردانَد هُماى‏

آن وقت دیگر اینان مگس نیستند :

(1090)آن مگس نَبوَد كِش، اين عبرت بُوَد

روحِ او، نى در خورِ صورت بُوَد

قرآن در وصف آنان در سورة فرقان آیات 67 تا 76  را می آورد که بسیار قابل تامل است و تعداد 13 صفت از ثبوتیه تا صلبیه و دعای آن ها و جایگاه آن ها در بهشت را می فرماید[1]

والسلام

[1]اعتدال آن ها:وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً (67)‏ اینان مشرک نیستند: :وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَاماً (68)يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً (69) 

اینان اهل توبه اند و در نتیجه خداوند آن ها را به حسنات تبدیل می کند :إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً (70) وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَاباً (71) وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً (72) وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمّاً وَعُمْيَاناً(73) وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً (74) أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَاماً (75) خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً (76) و [آنان] کسانی [هستند] که چون انفاق می کنند نه از حد [متعارف] می گذرند و نه [بخیلانه] سخت گیری می کنند، بلکه بین این و آن حد اعتدال را رعایت می کنند «67»

آنان با خدا معبود دیگری را [برای حل مشکلات و رواشدن حاجاتشان] نمی خوانند، و کسی را که خدا [خونش را] حرام شمرده جز به حق نمی کشند، و زِنا نمی کنند، کسی که این [اعمال] را مرتکب شود به کیفر سختی خواهد رسید «68»[مرتکب این اعمال] عذابش در روز قیامت دوچندان شود، و در آن با سرشکستگی جاودانه خواهد بود «69» مگر آنان که توبه کنند و مؤمن شوند و کار شایسته انجام دهند که [دراین صورت] خداوند بدی هایشان را به خوبی ها تبدیل می کند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «70» هرکس توبه کند و کار شایسته انجام دهد مسلّماً به صورتی پسندیده به سوی خدا بازمی گردد «71» آنان [که بندگان حقیقی خداوندند] تن به شهادت ناحق نمی دهند [و در مجالس باطل حاضر نمی شوند]، و هنگامی که بر [گفتار و کردار] بیهودۀ [اشخاص] می گذرند با بزرگواری و متانت می گذرند «72»وقتی آنان را به آیات پروردگارشان پند دهند به حالت کری و کوری به آن بی اعتنایی نمی کنند، [بلکه با گوشِ شنوا و چشمِ بصیرت به آن دل می دهند ]«73» و [در دعایشان] می گویند: پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان خوشدلی و خوش حالی عنایت کن! و پیشوای پرهیزگارانمان قرار ده !«74» آنانند که برای استقامتی که [در برابر تکالیف دینی و حوادث روزگار] داشتند غرفۀ [بهشتی] را پاداش می برند، و در آن با درود و تحیتی [از سوی خدا و فرشتگان] روبه رو می شوند «75» در آن جا جاودانه اند، و آن نیکو قرارگاه و اقامتگاهی است «76»

بازدیدها: 187

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × پنج =