خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-بحث امتحان

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-بحث امتحان

امتحان

در بارة امتحان و نام دیگر آن ابتلاء سخن به فراوانی گفته شده است و مفسران قرآن و نهج البلاغه و علمای بزرگ هرکدام بر اساس بینش های قرآنی و روائی خود سخن گفته اند

از آن طرف این موضوع مورد امعان نظر شعرای بزرگ ایران زمین قرار گرفته است که اگر بخواهم همة آن ها را بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ شود

آن چه که در این مجال محدود می نویسم امتحان و ابتلاء از دیدگاه قرآن و روایات و مولانا می باشد

یک پرسش : آیا خداوند برای چه امتحان می کند؟

پاسخ آن را از قرآن می نویسم

در انفال 37 لِيَمِيزَ اللّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (37) تا خدا ناپاكان را از پاكان جدا كند ، وناپاكان را روى يكديگر گذارد ، پس همه را متراكم وانباشته سازد و يكجا در جهنم قرار دهد ; [ به راستى ] آنانند كه زيانكار واقعى اند

سورةملک آیة2 :  الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ (2) آن که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، فقط او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است 

پس می آزماید که بداند چه کسی نیک کردار تر است

البته این هدف خداوند است ولی در این آزمایشات هر کسی خود را نشان می دهد که چه جنبه های مثبت و منفی در او وجود دارد

فهرست منافع آزمایش کار سختی است و بزرگان تفسیر همة آن ها را فرموده اند و نشانی آیات را نوشتم تا هرکس می خواهد با تامل آن ها را فراگیرد

ولی در این جا به سراغ آیة 124 سورة بقره می روم که خداوند حضرت ابراهیم ع را به کلمات آزمود تا به او منصب امامت دهد: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (124) و [ ياد كنيد ] هنگامي كه ابراهيم را پروردگارش به امورى [ دشوار و سخت ]آزمايش كرد ، پس او همه را به طور كامل به انجام رسانيد ، پروردگارش [ به خاطر شايستگى ولياقت او ] فرمود : من تو را براى همه مردم پيشوا و امام قرار دادم . ابراهيم گفت : و از دودمانم [ نيز پيشوايانى برگزين ] . [ پروردگار ]فرمود : پيمان من [ كه امامت و پيشوايى است ] به ستمكاران نمي  رسد

قابل دقت است که این عالی ترین رتبه ای هست که در آزمایش به بندگان مُخلص می دهند و حالا گلمات چیست وارد تفسیر آن نمی شوم ولی یک نکته از این آیه به دست می آید که آزمایشات ابراهیم تنها دراین آیه نبوده است بلکه آزمایشات دیگری نظیر سر بریدن فرزند و امثال آن در قرآن آمده است منتها فرقی که این آزمایش با دیگر آزمایشات او دارد این است که چون به کلمات آزمایش شد بالا ترین مقام را به او دادند و آن مقام امامت است و وقتی به سراغ روایات سری می زنم می خوانم که این کلمات مقصود اسماء امامان معصوم هر دوازده نفر آن هاست که در تفسیر برهان ذیل آیة شریفه آمده است

پس ولایت امامان اگر مورد آزمایش کسی قرار گیرد بالا ترین مقام انسانیت که آن امامت است را به او می دهند و این لطفی که شامل یکی از شیعیان علی ع یعنی حضرت ابراهیم ع  [1]

 شد شامل  بقیة شیعیان حضرت علی ع نیز شده است و شیعیانی نظیر حضرت سلمان ع دارای مقام امامت البته در سطح محدود بوده است  [2]

مولانا در ادامه گفتة آن عاشق به معشوقِ خود در دفتر چهارم که من می خواستم با کار خود در دست یازی به تو در خلوت، پاکدامنی تو را بیازمایم داستان زیر را به نقل از امیر مومنان علی  (ع)می آورد [3]

این داستان را در بارة موضوع آزمایش می نویسم

گفتن آن جهود على را كرّم اللَّه وجهه كه اگر اعتماد دارى بر حافظى حق از سر اين كوشك خود را در انداز و جواب گفتن امير المؤمنين او را

(353 )

مرتضى را گفت روزى يك عنود

كو ز تعظيم خدا آگه نبود

عنود: لجوج، ستيزه گر

(354)

بر سر بامى و قصرى بس بلند

حفظ حق را واقفى اى هوشمند

 (355)

گفت آرى او حفيظ است و غنى

هستى ما را ز طفلى و منى‏

طفلى و منى: از كودكى تا مرحله كمال. (از آغاز زندگى تا پايان آن، خداى بى‏نياز نگهبان ماست)

ازقول آن یهودی:

(356)

 گفت خود را اندر افكن هين ز بام

اعتمادى كن به حفظ حق تمام‏

 (357)

 تا يقين گردد مرا ايقان تو

و اعتقاد خوب با برهان تو

 (358)

پس اميرش گفت خامش كن برو

تا نگردد جانت زين جرأت گرو

گرو شدن جان: از دست شدن.

(359)

كى رسد مر بنده را كه با خدا

آزمايش پيش آرد ز ابتلا

 (این با ادب بندگی همخوانی ندارد)

(360)

بنده را كى زهره باشد كز فضول

امتحان حق كند اى گيج گول‏

 (361)

 آن خدا را مى‏رسد كو امتحان

پيش آرد هر دمى با بندگان[4]

31- *تفسیر امتحان*امتحان، نوعی تصرف کردن در ممتحن است.               

 (362)

تا به ما، ما را نمايد آشكار

كه چه داريم از عقيده در سِرار

به عنوان مثال  اشاره به آدم (ع)

(363)

 هيچ آدم گفت حق را كه تو را

امتحان كردم در اين جرم و خطا

 (364)

 تا ببينم غايت حلمت شها

اَه كه را باشد مجال اين، كه را؟

از زبان آن معشوق :

 (365)

 عقل تو از بس كه آمد خيره سر

هست عذرت از گناه تو بتر

عقل تو…: مضمون اين بيت به ظاهر سخن معشوق است به عاشق كه گفت خواستم بيازمايمت، اما معنى آن عام است

(366)

 آن كه او افراشت سقف آسمان

تو چه دانى كردن او را امتحان‏

 (367)

 اى ندانسته تو شرّ و خير را

امتحان خود را كن آن گه غير را

 (368)

 امتحان خود چو كردى اى فلان

فارغ آيى ز امتحان ديگران‏

«حکمت 349:  «مَن نَظَر فی عَیبِ نَفسِه اشتَغَل عَن عَیبِ غَیره»خطبه 176:  یا اَیُّهَا النّاس طوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیوبِ النّاس. ..حکمت 353:  وَقالَ عَلَیهِ السَّلام:  اَکبَرُ العَیبِ عَن تَعیبَ ما فیکَ مِثلُه (با لاترین عیب آنست که آنچه در خود توست در دیگران عیب به حساب آوری)و تمامی خطبۀ 140 دربارۀ عیب جویی است»

موضوعات  قابلیت و حکمت خداوند

 (369)

 چون بدانستى كه شكّر دانه اى

پس بدانى كَاهل شكّر خانه اى‏

شكّر دانه: كنايت از پسنديده، گزيده، مورد قبول. اهل شكر خانه: محرم راز، همنشين محبوب.

(370)

 پس بدان بى‏امتحانى كه اله

شكّرى نفرستدت ناجايگاه

پس این را بدان که خداوند تو را با آزمون، شیرین قرار داده است و تو در اصل سزاوار این موهبت الهی بوده ای

ناجايگاه: جاى نامناسب.

(371)

اين بدان بى‏امتحان از علم شاه

چون سرى، نفرستدت در پايگاه‏

این بیت را به دو گونه معنا می کنیم:  اول:  و باید بدانی که اگر چه در علم خداوندی تو دارای رتبۀ پایین هستی ولی هم اکنون بالا نشین دیگران مانند:  بلعم باعور و شیطان قبل از رانده شدن می باشی، خداوند تا تو را نیازماید و به خود تو حقیقت تو را نشان ندهد تو را نزول به پایگاه نمی دهد

 دوم:  با توجه به دو بیت بعد:  این را بدان که خداوند که عالم است و با امتحان تو را به سروری رسانده است و تو سزاوار آن بوده ای دیگر تو را نزول به پایگاه نمی دهد

(372)

هيچ عاقل افكند درّ ثمين

در ميان مستراحى پر چمين‏

 (373)

ز آن كه گندم را حكيم آگهى

هيچ نفرستد به انبار كهى

اولیا از نفوذ دیگران در امانند

 (374)

 شيخ را كه پيشوا و رهبر است

گر مريدى امتحان كرد او خر است‏

 (375)

 امتحانش گر كنى در راه دين

هم تو گردى ممتحن اى بى‏يقين‏

ممتحن: آزمايش شده و به معنى محنت زده، زيانمند هم تواند بود

(376)

 جرأت و جهلت شود عريان و فاش

او برهنه كى شود ز آن افتتاش‏

برهنه شدن: از فضيلت عارى بودن، كنايت از شرمگين شدن.افتتاش: جست و جو كردن، تفتيش نمودن.

به عنوان مثال :

(377)

 گر بيايد ذرّه سنجد كوه را

بر درد ز آن كه، ترازوش اى فتى‏

 (378)

 كز قياس خود ترازو مى‏تند

مرد حق را در ترازو مى‏كند

نتیجه: 

(379)

چون نگنجد او به ميزان خرد

پس ترازوى خرد را بر درد

ترازو بر دريدن: كنايت از نابود گشتن ترازو تنيدن: كنايت از سنجيدن، پنداشتن

(380)

امتحان همچون تصرّف دان در او

تو تصرّف بر چنان شاهى مجو

اثر بخشی خداونددر دوبیت زیر:

(381)

 چه تصرّف كرد خواهد نقش‏ها

بر چنان نقّاش بهر ابتلا

ابتلا: آزمودن

(382)

 امتحانى گر بدانست و بديد

نى كه هم نقّاش آن بر وى كشيد

«لامُؤَثِّرَفی الوُجودِاِلاّالله»

صور علمیّه در ذات پروردگار اعیان ثابته:

 (383)

 چه قدر باشد خود اين صورت كه بست

پيش صورت‏ها كه در علم وى است‏

(384)

 وسوسه اين امتحان چون آمدت

بخت بد دان كآمد و گردن زدت‏

 (385)

چون چنين وسواس ديدى زود زود

با خدا گرد و در آ اندر سجود

 (386)

 سجده گه را تر كن از اشك روان

كاى خدا تو وا رهانم زين گمان‏

 (387)

آن زمان كت امتحان مطلوب شد

مسجد دين تو پر خَرُّوب شد

 خروب: خرنوب.

والسلام

[1]  – در قرآن سورة  صافات آیة 83 می فرماید: وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ (83) إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (84) یقیناً ابراهیم از پیروان نوح بود «83» که با دلی پاک و سالم [از آفت های اعتقادی و اخلاقی] به سوی پروردگارش آمدکه روایت در ذیل آن هست که درتاویل آیه ضمیر ه به مولا علی ع بر می گردد  به روایات ذیل آیه در تفسیر برهان مراجعه کنید !

[2]  – مائدة 48 مائدة 94انعام 165هود 7نحل 92نمل 40محمد 4بقرة 249مومنون 30 انعام 53اعراف 155توبه 126اسراء 60طه 85 و 90 و131انبیاء 35 و 111حج 11حج 53فرقان 20عنکبوت 2 و 3 و 10ص 24 و 34زمر 49دخان 17قمر 27تغابن 15جن 16 و 17مدثر 31   این نشانی آیاتی است که در بارة امتحان در قرآن است

[3]  – به گفتة مرحوم فروزانفر با همه جستجو، انتساب اين داستان را به يهودى و على (ع) در كتاب‏هاى حديث نيافتم.

 البته در کتاب حلية الأولياء و تلبيس ابليس شبیه آن در گفت و گو ميان عيسى (ع) و ابليس آمده است و ظاهراً مأخذ اصلى انجيل متى است  (برای توضیح بیشتر به تفسیر مثنوی استاد کریم زمانی ج چهارم ص 119 به بعد مراجعه کنید)

 

[4]  – همان طور که نوشتم در قرآن آیات زیادی و در کتاب های روائی روایات در بارة امتحان الهی از بندگان آمده است و در این جا بخشی را می نویسم و شواهد مثنوی را به شرح زیر می آورم :                                     

یکی از ویژگی های انسان  نسبت به دیگر موجودات زنده این است که چون اراده و اختیار دارد مورد ازمایش قرار می گیرد

قران در(ص396 سوره العنكبوت) آیه 2 می فرماید : أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ

آيا مردم گمان كرده‏اند به صرف اينكه بگويند ايمان آورده‏ايم رها مى‏شوند و آزمايش نمى‏شوند؟!

 أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يخُرِجَ اللَّهُ أَضْغَانهُمْ(29) (ص509 سوره محمد)

بلكه اين بيماردلان پنداشته‏اند كه خدا كينه‏هاى درونى‏شان را بيرون نمى‏كند (29).

وَ لَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَهُمْ  وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فىِ لَحْنِ الْقَوْلِ  وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكمُ‏ْ(30)(ص510 سوره محمد)

و ما اگر بخواهيم تك تك آنان را به تو نشان مى‏دهيم ولى تو خودت ايشان را هم به علامت‏هايشان خواهى شناخت و هم به لحن سخنانشان مى‏شناسى و خدا از اعمال شما اطلاع دارد (30).

وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتىَ‏ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكم وَ الصَّابرِينَ وَ نَبْلُوَاْ أَخْبَارَكُم(31) (ص510 سوره محمد)

و ما به طور قطع همه شما را مى‏آزماييم تا معلوم كنيم مجاهدين و خويشتن‏داران چه كسانى هستند و اعمالتان خبر دهد كه در باطن چه داريد (31).

كل نَفْسٍ ذَائقَةُ الْمَوْتِ  وَ نَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَ الخْيرْ فِتْنَةً  وَ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ(35) (ص 324) (سورة الأنبياء)

همه اشخاص مردنى هستند، و ما شما را براى امتحان دچار خير و شر مى‏كنيم و شما به سوى ما بازگشت خواهيد كرد (35).

إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاَيَاتٍ وَ إِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ(30) (ص344) ( سوره مومنون)

همانا در اين حكايت آيت‏ها است و ما بندگان را به اينگونه حوادث آزمايش خواهيم كرد (30).

در (ص207) (سوره التوبه) ایه 126 فرمود : أَ وَ لَا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فىِ كُلّ‏ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَين ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَ لَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ

آيا نمى‏بينند كه در هر سال يك بار و يا دو بار آزمايش مى‏شوند (و از عهده برنيامده گناه مى‏كنند) آن گاه توبه نمى‏كنند و ايشان متذكر نمى‏شوند

انسانها از این باب که یا مانند اولیاء طاهرین دارای کمال مطلقند و یا مانند انبیاء اولو العزم دارای کمال نسبی هستند

ویا مانند انسانهای معمولی ناقصند و باید روبه جانب  تکامل گام بردارند

چنانکه در (ص396 سوره العنكبوت) آیه 2 ذکر آن گذشت

بنابراین آزمایش در باره هرکدام از انها احکام ویژه خود را دارا می باشد

آزمایش در باره ناقصان از مومنان سبب تکامل و در باره ناقصان از غیر مومنان خود  عذاب

چنانکه خواجة حافظ فرمود :

خوش بود گر محک تجربه اید به میان

           تا سیه روی شود انکه در او غش باشد

ابتلا، صالحان را مقرب سازد و طالحان را مطرود ، مولانا (دفترچهارم2920-2915) )

ابتلا با مغضوب خدا شدن فرق دارد مولانا  (دفترسوم 2593 -2592))

 و در باره انبیاء سبب ارتقاء درجه و اکملیت چنانکه در آیه (124) (ص 19) (سوره البقره) فرمود

* وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِكلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ  قَالَ إِنىّ‏ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ  قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ

و چون پروردگار ابراهيم، وى را با صحنه‏هايى بيازمود و او بحد كامل آن امتحانات را انجام بداد، بوى گفت: من تو را امام خواهم كرد ابراهيم گفت: از ذريه‏ام نيز كسانى را بامامت برسان فرمود عهد من بستمگران نمى‏رسد (124)

 و در باره اولیاء طاهرین اصلا آزمایش معنا ندارد  

الامام علی(ع): إنّ البلاءَ لِلظّالمِ أدَبٌ، و للمؤمنِ امتِحانٌ و للأنبیاءِ دَرَجه.(البحار: 67/235/54)

امام علی(ع): بلا برای ستمگر تأدیب است و برای مؤمن امتحان و برای پیامبران مقام و درجه.

در  کتب روایی هم درباره

1 آزمایش الامـام عـلـي (ع ) : ايـها الناس , ان اللّه قد اعاذكم من ان يجور عليكم ولم يعذكم من ان يبتليكم ,وقد قال جل من قائل : (ان في ذلك لايات وان كنا لمبتلين ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 7/110)

امـام عـلـى (ع ) : اى مـردم ! خداوند شما را پناه داده است كه بر شما ستم روا ندارد اما پناهتان نداده است که آزمایشتان نکند آن گوینده بزرگوار فرموده است ( هر آینه در این داستان نشانه هایی است و ما تنها آزمایندگانی بودیم)

عـن الصادق (ع ) : لـيـس شي ء فيه قبض او بسط مما امر اللّه به او نهى عنه الا وفيه من اللّه عزوجل ابتلاء وقضاء( التوحید: 354/3)

در امـر و نهى خدا هيچ گرفتگى و گشايشى صورت نمى گيرد مگر از جانب خداى عزوجل در آن آزمايش وحكمى است.

 2 فلسفه آزمایش شواهد قرآنی

1 – مَّا كاَنَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلىَ‏ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتىَ‏ يَمِيزَ الخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ خداوند هرگز مؤمنان را وانگذارد و بدين حال كنونى (كه مؤمن و منافق به يكديگر مشتبه‏اند) تا آنكه به آزمايش بدسرشت را از پاك گوهر جدا كند(179) (ص 73) (سورة آل‏عمران)

2 – وَ لِيَبْتَلىِ‏ اللَّهُ مَا فىِ صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ مَا فىِ قُلُوبِكُمْ  وَ اللَّهُ عَلِيمُ  بِذَاتِ الصُّدُور ِ تا خدا آنچه در سينه پنهان دارند بيازمايد و هر چه در دل دارند پاك و خالص گرداند و خدا از راز درونها آگاه است(154) (ص 70) (سورة آل‏عمران)

3 – إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ  وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَينَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ يَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاءَ  وَ اللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ(140) (ص 67) (سورة آل‏عمران)

اگر به شما (در جنگ احد) آسيبى رسيد، به دشمنان شما نيز (در بدر) شكست و آسيب سخت نصيب شد، همانگونه كه آنها مقاومت كردند شما نيز بايد مقاومت كنيد اين روزگار را به اختلاف احوال (گاهى فتح و غلبه و گاه شكست و مغلوبيت) ميان خلايق مى‏گردانيم كه مقام اهل ايمان به امتحان معلوم شود- تا از شما مؤمنان آن را كه ثابت در دين است (مانند على” ع”) گواه ديگران كند، و خداوند ستمكاران را دوست ندارد (140).

4 – وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ يَمْحَقَ الْكَفِرِينَ(141) (ص 68) (سورة آل‏عمران)

و تا آنكه (به اين اختلاف نيك و بد روزگار) اهل ايمان را از هر عيب و نقص پاك و كامل كند و كافران را به كيفر ستم‏كارى محو و نابود گرداند (141).

5 – أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَهَدُواْ مِنكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابرِِينَ(142) (ص 68) (سورة آل‏عمران)

گمان مى‏كنيد به بهشت داخل خواهيد شد بدون آنكه خدا امتحان كند و آنان كه جهاد در راه دين كرده و آنها كه در سختيها صبر و مقاومت كنند مقامشان را بر عالمى معلوم گرداند (142).

6 – أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُترَكُواْ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً  وَ اللَّهُ خَبِيرُ  بِمَا تَعْمَلُونَ(16) (ص189) (سوره التوبه)

آيا گمان كرديد كه رها مى‏شويد و هنوز خدا از شما كسانى را كه جهاد كردند و غير از خدا و رسولش و مؤمنان همرازى نگرفتند، نشناخته است و خدا با خبر است به آنچه مى‏كنيد (16)

عـن امیر المومنین (ع ) : فـي تـقـلـب الاحـوال عـلـم جواهرالرجال , والايام توضح لك  السرائر الکامِنَه :  ( بحار: 77/286/1)

در دگرگونیهای زمانه است که گوهر مردان شناخته می شود و روزگار اندیشه های نهفته را برای تو آشکار می سازد.

الامام علي (ع ) – في ابتلاء الملائكة بسجدة آدم : ولَو أرادَ اللهُ أن یَخلُقَ آدَم مِن نورٍ یَخطِفُ الأبصارَ ضِیاوهُ…. لَفعَلَ، ولَو فَعلَ لَظلَّت لَهُ الأعناقُ خاضِعهً و لَخَفَّتِ البَلوی فیهِ علی الملائکهِ ولکنَّ اللهَ سبحانه یبتلی خَلقَهُ بِبَعضِ ما یَجهلونَ أصلَهُ، تَمییزاً بالاختِیارِ لَهُم ونَفیاً للاستِکبارِ عنهُم. ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 13/131)

در آزمودن فرشتگان با سجده کردن بر آدم: اگر خدا می خواست آدم را از نوری خیره کننده…. بیافریند بیگمان می توانست چنین کند و اگر چنین می کرد گردنها در برابر او فرود می آمد و کار آزمایش بر فرشتگان آسان می شد، لیک خدای سبحان آفریدگان خود را به چیزهایی که اصل آن را نمی دانند می آزماید تا فرمانبردار را از نافرمان جدا سازد و خصلت خودبزرگ بینی را از آنان بزداید.

3 سختی آزمایش مومن :

1 –  أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم  مَّسَّتهُْمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُواْ حَتىَ‏ يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ مَتىَ‏ نَصْرُ اللَّهِ  أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ(214) (ص 33) (سوره البقره)

آيا به دستورى كه داديم كه همگى داخل در سلم شويد عمل مى‏كنيد و از اختلاف دست بر مى‏داريد يا نه بلكه مى‏پنداريد بدون اينكه آنچه بر سر اقوام و ملل گذشته از مصائب درونى و برونى بيامد بر سر شما آيد داخل بهشت شويد؟ نه ممكن نيست شما نيز مانند آنها امتحان خواهيد شد آنها آن چنان آزمايش سختى شدند كه دچار تزلزل گشته حتى رسول و مؤمنين گفتند: پس نصرت خدا چه وقت است آن گاه به ايشان گفته شد: آگاه باشيد كه نصرت خدا نزديك است (214)

الامام الصادق: أنّ أشدَّ النّاسِ بلاءً الأنبیاءُ، ثُمّ الّذینَ یَلُونَهُم، ثُمّ الأمثَلُ فالأمثلُ.( الکافی: 2/252/1)

امام صادق: پیامبران بیش از همه سختی بلا را می چشند، پس از آنها جانشینان و پیروانشان و سپس به ترتیب کسانی که نزد خدا مقامی ارجمندتر دارند.

الامام صادق: الدُّنیا سِجنُ المؤمنِ، فأیُّ سِجنٍ جاءَ مِنهُ خیرٌ؟ (بحار: 68/221/11)

امام صادق: دنیا زندان مؤمن است از کدام زندان خیری می رسد؟

رسول الله: المؤمنُ بَینَ خَمسِ شَدائدَ: مؤمنٌ یَحسِدُهُ و منافقٌ یُبغِضُهُ، و کافرٌ یُقاتِلُهُ، و نَفسٌ تُنازِعُهُ و شَیطانٌ یُضِلُّهُ. ( کنزالعمال:809)

پیامبر خدا: مؤمن با پنج سختی دست به گریبان است: مؤمنی دیگر که به او حسادت می ورزد، منافقی که او را دشمن می دارد، کافری که با او می جنگد، نفسی که با او کشمکش دارد و شیطانی که درصدد گمراه کردن اوست.

 4 آزمایش مومن به ا نواع بلاها

الامام الباقر: أنَّ المؤمنَ یُبتلی بکُلِّ بَلیَّهٍ و یَموتُ بکُلِّ مِیتهٍ، ألّا أنَّهُ لَا یقتُلُ نَفسَهُ. ( البحار: 81/196/53)

مؤمن به هر بلایی آزموده و گرفتار می شود و به هر مرگی می میرد، اما خودکشی نمی کند.

 5 نقش اعمال بد در پیش آمدن بلا

اول – وَ مَا أَصَبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكمُ‏ وَ يَعْفُواْ عَن كَثِيرٍ(30) (ص486) (سوره الشوري)

و آنچه مصيبت كه به شما مى‏رسد به خاطر اعمالى است كه به دست خود كرده‏ايد، و خدا از بسيارى از گناهان درمى‏گذرد (30).

دوم – أَ وَ لَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيهْا قُلْتُمْ أَنىَ‏ هَاذَا  قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْ  إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كلُ‏ شیئٍ قَدِيرٌ(165) (ص 71) (سورة آل‏عمران)

آيا هر گاه به شما مصيبتى رسد (در جنگ احد) در صورتى كه دو برابر آن آسيب به دشمنان رسيد (در جنگ بدر) باز از روى تعجب گوئيد چرا به ما كه اهل ايمانيم رنج رسد؟ بگو اى پيغمبر اين مصيبت را از دست خود كشيديد كه نافرمانى كرديد، نه آن كه خدا قادر بر نصرت شما نبود كه ايزد متعال بر هر چيز توانا است (165).

سوم- ظَهَرَ الْفَسَادُ فىِ الْبرِ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِى عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(41) (سوره الروم ص 408)

در دريا و خشكى فساد ظاهر گشت به خاطر كارهاى بد مردم، ظاهر گشت تا خدا به اين وسيله بعضى از آثار كار بد را به ايشان بچشاند (41). (ص 408)

رسولُ الله: أوحی اللهُ تعالی إلی أیُّوبَ: هَل تَدری ما ذَنبُکَ إلیَّ حینَ أصابَکَ البلاء؟ قالَ: لا، قالَ: إنّکَ دَخَلتَ علی فِرعونَ فَداهَنتَ فی کَلِمتَینِ.( الدعوات للراوندی: 123/304)

پیامبر خدا: خدای تعالی به ایوب وحی فرمود: آیا می دانی گناه تو نزد من چه بود که بلا به تو رسید؟ عرض کرد: خیر، فرمود: تو نزد فرعون رفتی و دو کلمه با ملایمت و نرمی گفتی.

 6 کسی که آزمایش نشود مورد غضب خداست وَ لَوْ لَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَانِ لِبُيُوتهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيهْا يَظْهَرُونَ(33) (ص 491 سورة الزخرف)

و اگر نه اين بود كه خواستيم مردم در تحت يك نظام قرار گيرند، براى هر كس كه به رحمان كفر بورزد خانه‏هايى داراى سقفى از نقره قرار مى‏داديم، و پله‏هايى كه با آن بالا روند، و خودنمايى كنند (33). (ص 491)

وَ لِبُيُوتهِمْ أَبْوَابًا وَ سُرُرًا عَلَيهَا يَتَّكِوُنَ(34) (ص 492 سورة الزخرف)

و براى خانه‏هايشان درهايى و تخت‏هايى كه بر آن تكيه دهند (34). (ص 492)

الامام صادق: أیضاً فی الایهِ لَو فَعلَ اللهُ ذلکَ لَما آمَنَ أحدٌ، ولکنَّهُ جَعلَ فی المؤمنینَ أغنیاءَ و فی الکافِرینَ فُقَراءَ، و جَعلَ فی الکافِرینَ أغنیاءَ و فی المؤمنینَ فُقَراءَ، ثُمّ امتَحَنَهُم بالأمرِ و النَّهی و الصَّبرِ و الّرِضا.( نور الثقلین: 4/599/31)

امام صادق: در تفسیر همین آیه اگر خدا چنین می کرد هیچ کس ایمان نمی آورد، اما او در میان مؤمنان توانگران و تهیدستان قرار داد و در میان کافران نیز توانگرانی و تهیدستانی. آن گاه آنان را با امر و نهی و صبر و رضا بیازمود.

7 بلا نعمت است

رسولُ الله: أنّ اللهَ لَیَتَعَهَّدُ عبدَهُ المؤمِنَ بأنواعِ البلاءِ کما یَتعهّدُ أهلَ البیتِ سَیِّدُهم بِطُرَفِ الطَّعام.( بحار: 67 / 241/69)

پیامبر خدا: همچنان که مرد خانه با خوراکیهای نوبر، خانواده خود را می نوازد خداوند نیز بنده مؤمن خود را با انواع بلاها می نوازد.

الامام صادق: المَصائبُ مِنَحٌ مِن اللهِ، والفَقرُ مَخزونٌ عندَ الله.

امام صادق: مصیبتها هدیه ها و بخششهایی هستند از سوی خداوند و فقر در خزانه خدا نگهداری  شود ( آن را جز به بندگان خاصّش ندهد)( الکافی: 2/260/2)

 8 خداوند به وسیله بلا به مومن ارج می نهد

الامام الصادق: ما أثنی اللهُ تعالی علی عبدٍ من عِبادهِ مِن لَدُن آدمَ إلی محمّدٍ (ص)إلّا بعدَ ابتلائهِ و وَفاء حقِّ العُبودیّهِ فیهِ، فَکَراماتُ اللهِ فی الحقیقهِ نِهایاتٌ، بِدایاتُها البلاءُ.( 67/231/47)

خدای تعالی هیچ بنده ای را، از آدم تا محمد، نستود مگر پس از آن که وی را دچار بلا ساخت و او در آن بلا حق بندگی را ادا کرد. پس، کرامتهای خداوند در حقیقت پایانه هایی است که آغاز آنها بلاست.

الامام صادق: إنَ لِلّهِ عزّ و جلّ عِباداً فی الأرضَ مِن خالِصِ عِبادِهِ، ما یَنزِلُ منَ السّماءِ تُحفَهٌ إلی الأرضِ إلّا صَرَفَها عنهُم إلی غیرِهم، و لا بَلِیّهٌ إلّا صَرَفَها إلَیهِم.

خدای عزو جل در روی زمین بندگانی دارد ناب و خالص که هیچ تحفه و هدیه ای از آسمان به زمین نمی فرستد مگر اینکه آن تحفه را نصیب دیگران می کند و هیچ بلایی نمی فرستد مگر اینکه آن را متوجه ایشان می گرداند.( البحار: 67/207/8)

 9 بلا موجب بیدار شدن از خواب غفلت می شود

وَ لَقَدْ أَخَذْنَا ءَالَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ(130) (ص 165) (سورة الأعراف)

فرعونيان را به خشكسالى و كمبود حاصل دچار كرديم شايد متذكر شوند (130).

أَ وَ لَا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فىِ كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَين ثمُ‏ لَا يَتُوبُونَ وَ لَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ(126) (ص207) (سوره التوبه)

آيا نمى‏بينند كه در هر سال يك بار و يا دو بار آزمايش مى‏شوند (و از عهده برنيامده گناه مى‏كنند) آن گاه توبه نمى‏كنند و ايشان متذكر نمى‏شوند (126).

وَ لَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ الْعَذَابِ الْأَدْنىَ‏ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبرَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(21) )ص417)(سوره السجده)

ما عذاب نزديك را زودتر از عذاب بزرگ به آنها مى‏چشانيم، شايد باز گردند (21).

الامام علی(ع): إذا رَأیتَ اللهَ سُبحانَهُ یُتابعُ علَیکَ البلاءَ فقَد أیقظَکَ، إذا رَأیتَ اللهَ سُبحانَهُ یُتابعُ علَیکَ النِّعَمَ مَعَ المَعاصی فَهُوَ استِدراجٌ لکَ.

امام علی: هرگاه دیدی خدای پاک پیاپی بر تو بلا نازل می کند بدان که تو را از خواب غفلت بیدار کرده است و چون دیدی خدای سبحان با آنکه گناه می کنی پیاپی به تو نعمت می دهد بدان که این دامی است برای غافلگیر کردن تو. ( غررالحکم: 4046/4047)

 10 پاک شدن گناهان بوسیله بلا

الامام علی(ع): ألا اُخبِرُکُم بأفضَلِ آیهٍ فی کتابِ اللهِ عزّوجلّ؟ حَدّثَنا رسولُ اللهِ (ص) (و ما اصابکُم مِن مصیبهٍ فبما کسَبَت أیدیکم)( سوره شوری آیه 30) والله عزوجل اکرم من أن یُثَنّی علَیهِ العُقوبَهَ فی الاخِرَهِ و ما عَفا عنهُ فی الدُّنیا فاللهُ تبارَکَ و تعالی أحلَمُ مِن أن یَعودَ فی عَفوهِ.( بحار: 81/188/45)

می خواهید به شما بگویم که بهترین آیه در کتاب خدای عزوجل کدام است؟ پیامبرخدا(ص) به ما فرمود آیه (هر مصیبتی که به شما می رسد دستاورد خود شماست) خدای عزوجل بزرگوارتر ازآن است که کسی را که در دنیا کیفر داده است دوباره در آخرت کیفر دهد و از آنچه در دنیا عفو و گذشت کرده است ( در آخرت) در عفو خود تجدید نظر کند ( و بنده ای را که در دنیا بخشیده است در آخرت عذاب دهد)

11  بلا نشانه محبت خدای سبحان است

الامام صادق: و عندَه سدیرٌ-: إنَّ اللهَ إذا أحَبَّ عبداَ غَتَّهُ با لبلاِ غَتّاً، و إنّا و إیّاکُم یا سدیرُ لَنُصبِحُ بِه و نُمسی.( الکافی: 2/253/6)

سدیر در حضور امام صادق (ع) بود، آن حضرت فرمود: خداوند هرگاه بنده ای را دوست بدارد او را در بلا فرو می برد. ای سدیر، ما و شما روز و شبمان را با بلا سپری می کنیم.

رسول الله(ص): إذا أحَبَّ اللهُ عبداً ابتلاهُ، فإذا أحَبّهُ اللهُ الحُبَّ البالِغَ افتَناهُ. قالوا: و ما افتِناؤهُ؟ قالَ: لا یَترُکُ لهُ مالاً و ولَداً.( البحار: 81/188/45)

هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد مبتلایش گرداند و چون فراوان دوستش بدارد او را از آن خود کند عرض کردند چگونه از آن خود می کند؟ فرمود: مال و فرزندی برایش نمی گذارد.

12 بلا به فراخور ایمان است

الامام الصادق: إنّما المؤمنُ بمنزِلَهِ کَفّهِ المیزانِ: کُلّما زِیدَ فی ایمانِهِ زِیدَ فی بلائِهِ.( البحار: 67/210/13)

امام صادق: مومن مانند پله ترازوست که هرچه بر ایمانش افزوده شود بلا و گرفتاریش فزونی گیرد.

الامام باقر: عندَ ما قالَ لَه رجلٌ: واللهِ، إنّی لَاُحِبُّکُم أهلَ البیتِ: فاتّخِذ للبلاءِ جِلباباً، فواللهِ إنَّهُ لاَسرَعُ إلَینا و إلی شِیعتِنا مِن السَّیلِ فی الوادی، و بنا یَبدأ البلاءُ ثُمّ بِکُم، و بنا یَبدأ الرَّخاءُ ثُمّ بِکُم.( البحار: 67/238/55)

مردی به امام باقر (ع) عرض کرد به خدا قسم من شما خاندان را دوست دارم حضرت فرمود پس بلا را ردای خود گردان زیرا سوگند به خدا که بلا به سوی ما و شیعیان ما می شتابد شتابنده تر از سیل در دره، بلا از ما آغاز می شود سپس به شما می رسد و آسایش از ما آغاز می گردد آنگاه به شما می رسد.

 13 بلا موجب رسیدن به کمال می شود(اگر آدمی بر سختی ابتلا شکیبایی ورزد به کمال لایق خود می رسد.) مولانا در داستان کدبانو و طبخ نخود (دفترسوم4188-4178))

الامام علی(ع): إنّ البلاءَ لِلظّالمِ أدَبٌ، و للمؤمنِ امتِحانٌ و للأنبیاءِ دَرَجه.(البحار: 67/235/54)

امام علی(ع): بلا برای ستمگر تأدیب است و برای مؤمن امتحان و برای پیامبران مقام و درجه.

لمّا حُمِلَ علیُّ بنُ الحسینِ (ع) إلی یزیدَ بنِ معاویهَ فاُوقِفَ بین یدَیهِ، قالَ یزیدُ لعنهُ اللهُ: (و ما اصابکُم مِن مصیبهٍ فبما کسَبَت أیدیکم)( سوره شوری آیه 30) فقالَ علیُّ بنُ الحسینِ(ع): لَیست هذهِ الایهُ فینا، إنّ فِینا قولَ اللهِ عزّوجل:  مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فىِ الْأَرْضِ وَ لَا فىِ أَنفُسِكُمْ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبرَأَهَا.( نورالثقلین، 5/247/85)

هنگامی که علی بن الحسین(ع) نزد یزید بن معاویه برده شد و در برابر او ایستاد، یزید – نفرین خدا بر او – گفت: ( هر مصیبتی به شما می رسد دستاورد خود شماست).

علی بن الحسین(ع) فرمود: این آیه درباره ما نیست بلکه این سخن خدای عز و جل درباره ماست که: (هيچ مصيبتى به مال یا جانتان نرسد مگر پیش از آن که بیافرینیمش، در کتابی نوشته شده است).

14 بلا موجب عشق به دیدار خدا می شود

رسول الله: هَبطَ إلَیَّ جَبرئیلُ (ع) فی أحسَنِ صُورهٍ فقالَ: یا محمّدُ، الحقُّ یُقرِئُکَ السَّلامَ و یَقولُ لکَ: إنّی أوحَیتُ إلی الدُّنیا أن تَمَرَّری و تَکَدَّری و تَضَیَّقی و تَشَدَّدی علی أولیائی حتّی یُحبوا لقائی و تَیَسَّری و تَسَهَّلی و تَطَیَّبی لاعدائی حتی یُبغِضوا لِقائی، فإنّی جَعَلتُ الدُّنیا سِجناً لأولیائی و جَنّهً لأعدائی.( البحار: 81/ص194/52)

پیامبر خدا: جبرئیل (ع) در نیکوترین چهره بر من فرود آمد و گفت: ای محمد، حق تو را درود می فرستد و می فرماید: من به دنیا وحی کردم که برای اولیا ودوستان من تلخ وناگوار و تنگ و سخت باش تا عاشق دیدار من شوند و برای دشمنان من آسان و سهل و گوارا باش تا دیدار مرا ناخوش دارند، زیرا من دنیا را زندان دوستان خود و بهشت دشمنانم قرار دادم.

الامام صادق (ع): إنّ فی الجَنّهِ مَنزلهً لا یَبلُغُها عبدٌ إلّا بالابتلاءِ فی جَسدِهِ.(البحار: 67/212/16).

امام صادق: همانا در بهشت منزلتی است هیچ بنده ای بدان نرسد مگر با بلایی که دردنیا به بدنش رسد.

  15 مومن با بلا به درجات می رسد *ابتلای بندگان، سبب متمایز شدن آنان از یکدیگر است* (دفترششم1752-1747))

16 مومن نباید خود از خدا بلا بخواهد

الامام صادق(ع): و قد سُئلَ عن شیءٍ یُروی عن أبی ذَرٍّ أنَّهُ قالَ: ثلاثهٌ یُبغِضُها النّاسُ و أنا اُحِبُّها: اُحِبُّ المَوتَ، و اُحِبُّ الفَقرَ، و اُحِبُّ البلاء-: هذا لیسَ علی ما یَروونَ، إنّما عنی: المَوتُ فی طاعهِ اللهِ أحَبُّ إلَیَّ مِن الحیاهِ فی مَعصیهِ اللهِ، و الفقرُ فی طاعهِ اللهِ أحبُّ إلَیّ مِن الغِنی فی مَعصیهِ اللهِ و البلاءُ فی طاعهِ اللهِ أحبُّ إلَیّ مِن الصِّحهِ فی مَعصیهِ الله.البحار( 81/173/9)

به امام صادق عرض شد: از ابوذر(ره) نقل می شود که گفته است: مردم از سه چیز بدشان می آید ولی من آنها را دوست دارم: مرگ را دوست دارم، فقر را دوست دارم، بلا را دوست دارم. حضرت فرمود: این نقل قول درست نیست، بلکه منظور ابوذر این است: مرگ در راه اطاعت خدا را خوشتر دارم از زندگی همراه با معصیت خدا و فقر در راه اطاعت خدا را دوست تر دارم تا ثروت همراه با نافرمانی خدا و بلا و سختی دیدن در راه اطاعت خدا برایم خوشایندتر است از سلامتی و عافیت همراه با معصیت خدا.

 17 حالت مومن در هنگام بلا و خوشی یکی است.

الامام علی(ع): فی وصفِ المؤمنین: نَزلَت أنفسُهُم مِنهُم فی البلاءِ کما نَزَلَت فی الرَّخاء.(البحار: 78/23/89)

امام علی(ع): در وصف مؤمنان-: در سختیها وگرفتاریها بدانگونه اند که در حال آسایش و خوشی.

 18 مبتلا شدن مومن به سود اوست

الامام الصّادقُ (ع): فیما أوحی اللهُ تعالی إلی موسی (ع)-: ما خَلَقتُ خَلقاً أحَبَّ إِلَیَّ مِن عَبدیَ المؤمنِ، فإنّی إنّما أبتَلِیهِ لِمَا هُو خَیرٌ لَهُ، و اُعافیهِ لِما هُو خیرُ لَهُ، و أَزوِی عَنهُ لِما هُو خَیرٌ لَهُ، و أنا أعلَمُ بما یَصلُحُ علَیهِ عبدی، فلیَصبِر علی بلائی، ولیَشکُر نَعمائی، ولیَرضَ بِقَضائی، أَکتُبهُ فی الصِّدِّیقینَ عِندی(البحار: 72/331/14)

امام صادق(ع): از وحیهای خدا به موسی(ع): آفریده ای نیافریده ام که نزد من محبوبتر از بنده مؤمنم باشد. او را مبتلا می سازم چون برایش بهتر است به او عافیت می بخشم چون برایش بهتر است از او می گیرم و محرومش می سازم چون برایش بهتر است. من بهتر می دانم که چه چیز بنده مرا اصلاح می کند، پس باید که بر بلای من صبور باشد و از نعمتهایم سپاسگزار و از حکم و قضای من خشنود تا او را در شمار بندگان صدّیق خود نویسم.

الامام باقر(ع): ما اُبالی أَصبحتُ فَقیراً أو مَریضاً أو غَنِیّاً، لِأنَّ اللهَ یقولُ: لا أفعَلُ بالمؤمنِ ألّا ما هُو خَیرٌ لَهُ.( التمحیص: 57/114).

امام باقر(ع): مرا چه باک که فقیر باشم یا بیمار و یا ثروتمند، زیرا خدای تعالی می فرماید: من با مؤمن کاری نمی کنم جز این که آنکار برایش بهتر و سودمندتر است.

19 سخت ترین آزمایش بندگان چیست

سوره آل عمران آیه 178: وَ لَا يحَسَبنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ خَيرٌ لّأِنفُسِهِمْ  إِنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ لِيزَدَادُواْ إِثْمًا  وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ(178) (ص 73) (سورة آل‏عمران)

و البته آنان كه براه كفر رفتند، گمان نكنند كه مهلتى كه ما به آنها مى‏دهيم، به حال آنها بهتر خواهد بود، بلكه مهلت مى‏دهيم براى امتحان تا بر سركشى و طغيان خود بيفزايند و آنان را عذابى رسد كه به آن سخت خوار و ذليل شوند (178).

الامام علی(ع): ما ابتَلی اللهُ أحَداً بمِثلِ الإملاءِ لَهُ.( البحار: 73/383/8)

امام صادق (ع): خداوند هیچ کس را به چیزی همچون مهلت دادن به او نیازموده است.

20 سخت ترین بلاها چیست؟

الامامُ علیُّ (ع): إنّ مِن البلاءِ الفاقهَ و أشدُّ مِن ذلکَ مَرضُ البَدنِ، و أشدُّ مِن ذلکَ مَرضُ القلبِ.(البحار: أمالی الطوسّی: 146/240)

امام علی (ع): بینوایی بلاست و بدتر از بینوایی بیماری تن است و از آن بدتر بیماری دل است.

 21 فرج بعد از شدت

رسول الله (ص): أَضیَقُ الأمرِ أَدناهُ مِن الفَرجِ.(البحار: 77/165/2)

پیامبر خدا: دشوارترین امور، نزدیکترین آنها به گشایش است.

الامام علی (ع): عندَ تَناهِی البلاءِ یکونُ الفَرجُ.( البحار: 78/12/70)

امام علی (ع): با لبریز شدن بلا گشایش حاصل می شود.

الامام الصادق (ع): إذا اُضِیفَ البلاءُ إلی البلاءِ کانَ مِنَ البلاءِ عافیهً.(تحف العقول: 357)

امام صادق(ع): هرگاه بلا روی بلا بیاید، از بلا رهایی حاصل آید.

 22 دعا به هنگام بلا

سوره بقره 156: الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ(156) (ص 24) (سوره البقره)

يعنى آنهايى را كه وقتى مصيبتى بايشان مى‏رسد ميگويند: (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ما ملك خدائيم و بسوى او باز خواهيم گشت (156).

فیما أوحی اللهُ إلی موسی: یا موسی…..اتَّخِذنی جُنّهً للشَّدائِد و حِصناً لِمُلِمّاتِ الاُمورِ.( البحار: 84/259/57)

خداوند به موسی (ع) وحی فرمود: ای موسی …. مرا در برابر سختیها سپر کن و در مقابل بلاها و مصیبتها دژ خود قرار ده.

الامام علی(ع): قُل عندَ کلِّ شِدّهٍ: ( لا حَولَ و لا قُوّهَ إلّا باللهِ العلیِّ العظیمِ) تُکفَها.( البحار:77/270/1)

امام علی(ع): درهنگام هر سختی و مشکلی بگو: نیرو و قدرتی جز با خدای والاو بزرگ نیست آن سختی از میان می رود.

الامام الرِّضا (ع): رأیتُ أبی (ع) فی المَنامِ فقالَ: یا بُنَیَّ، إذا کُنتَ فی شِدَّهٍ فأکثِر أن تقولَ: (یا رؤوفُ یا رحیمُ) والّذی تَراهُ فی المَنامِ کما تَراهُ فی الیَقَظَهِ.( البحار: مهج الدعوات: 333)

امام رضا(ع): پدرم را در خواب دیدم فرمود: پسرم، هرگاه در سختی و گرفتاری بودی جمله (یا رؤوف یا رحیم) را فراوان بگو. آنچه در خواب می بینی چنان است که در بیداری می بینی.

 23 دعا در هنگام دیدن فرد بلا زده

الامام الصادق (ع): إذا رأیتَ الرَّجُلَ قدِ ابتُلِی وأنعَمَ اللهُ علَیکَ فقُل: اللهُمَّ إنّی لا أسخَرُ و لا أفخَرُ، ولکن أحمَدُکَ علی عَظیمِ نَعمائکَ علَیَّ.(البحار: 17)

امام صادق (ع): هرگاه دیدی مردی به بلایی دچار است و خداوند به تونعمت ارزانی داشته بگو: خدایا مسخره نمیکنم و به خود نمی بالم اما تو را به سبب نعمتهای بزرگی که بمن داده ای سپاس می گویم.

 24 کسی که به خاطر تو بلا می بیند مستحق دلسوزی از طرف توست

الامام علی (ع): مَن کنتَ سَبباً لَهُ فی بلائِهِ وَجَبَ علَیکَ التَّلطُّفُ فی عِلاجِ دائِهِ. (غرر الحکم: 9166)

امام علی (ع): اگر کسی به سبب تو گرفتار درد و بلایی شده باشد باید برای درمان درد او دلسوزی کنی.

25 – *ابتلا باعث آشکار شدن گوهر درون است*( عند الامتحان یکرم المرء او یُهان

مولانا  (دفترچهارم822-819) )    (دفتراول3219-3217) – (دفترچهارم2306-2303) –  (دفترچهارم3855-3849) –  (دفترسوم686-682)  -(دفترسوم4010-4005)

26-*در امتحان های الهی، بیشتر آدمیان رسوا می شوند، اما کریمی و ستاریّت خداوند موجب می شود که رسوایی های آدمی پوشیده ماند

مولانا (دفتردوم2500-2498)) 27 –  نمونه های قرانی رد شدن افراد در ازمایش الهی مانند  بلعم باعور و ابلیس در امتحان الهی خوار شدند ( پاورقی مولانا (دفترسوم747) 28 – *امتحان های الهی دائمی است

مولانا (دفتردوم815) (دفترسوم746-743))

29- *روا نیست که بنده، خداوند را امتحان کند مولانا (دفترچهارم368-367) (دفترچهارم381-380) چون زمين با آسمان خصمى كند

شوره گردد سر ز مرگى بر زند

نقش با نقّاش پنجه مى‏زند

  سبلتان و ريش خود بر مى‏كند937- 936، 3

30-هر کس باید نخست، خود را امتحان کند و سپس دیگران را*

مولانا (دفترچهارم368-367)

 

بازدیدها: 434

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − 2 =