خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی- بحث نماد و نماد پردازی و نماد ستیزی- بخش اول

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی- بحث نماد و نماد پردازی و نماد ستیزی- بخش اول

نماد و نماد پردازی و نماد ستیزی

بخش اول

نمادگرایی به معنای یک نوع رمز پردازی برای بیان مفاهیم است. در نگاه تاریخی نمادگرایی در طی زمان ها و قرون بدست آمده و در تفکرات و رویاهای نژاد های مختلف جای گرفته است و در فراسوی مرزهای ارتباطی جای باز کرده است در نگاه اجتماعی نماد اندیشه را بر می انگیزد و انسان را به گستره تفکر بدون گفتار رهنمون می شود

در نگاه درون بینی همگونی و پویایی از پیش انگاشته ای در نمادگرایی میان جهان خارجی و جهان درونی ذهن انسان دیده می شود

بر خلاف علامت یا (ساین) نشانه که یک نشان قراردادی است و عین و ذهن نسبت به هم بیگانه اند[1]

در نگاه تاریخی ، در طول تاريخ از نماد، که نوعي علامت واجد هويت بصري است، به عنوان ابزاري براي ايجاد ارتباط استفاده شده است.  نماد آفرینی در تاریخ بشر پیشینه ای دور دارد. بدین معنی که هزاران سال قبل از به وجود آمدن مکتب سمبولیسم، انسان برای تبیین پدیده های طبیعت و بیان احساسات و عواطفش، از نماد ها استفاده میکرده است. [2]

در نگاه درون بینی، نماد به سادگی چیزی است که به جای چیز دیگر می نشیند و نشانه ی آن است یا بر آن دلالت دارد.

گرایش طبیعی برای ایجاد نماد ها به شیوه ای که می اندیشیم و در هنر ما باید انعکاس یک ویژگی عمیق روان بشری باشد

به عنوان مثال :نماد در هنر در سطوح مختلف و بر طبق اعتقادات و رسوم اجتماعی که الهام بخش هنرمند است عمل می کند

در نگاه درون دینی : در تعزیه هائی که برگزار می شود نماد های بسیاری دیده می شود

از قبیل رنگ سبز برای سپاه حق ، رنگ قرمز برای سپاه باطل

نوع اسلحه ، نوع سخن گفتن ، نوع پردازش صحنه ها و …..

نوع علم و کتل و نوع زنجیر زنی و نوع مرثیه خوانی نوع انتخاب نواهای موسیقائی برای این منظور ، لباس سیاه نیز از نماد های آئینی برای شیعة داغدار اهل بیت می باشد

خاستگاه نمادها

در نگاه روانشناسانه :از آنجا که نماد ها محصول کار کرد روان و ذهن انسان هستند، تذکر کوتاه پیرامون ساختار روان انسان ضروری است.

روان انسان از دو بخش خود آگاه و ناخود آگاه ساخته شده است. خود آگاه ، آن قسمتی از روان را تشکیل می دهد که در ارتباط با جهان بیرونی است. تمام آن مفاهیمی که ما در زندگی روزانه ای خود با آنها بر می خوریم، یا تمام موضوعاتی که در طول حیات با آن ها سروکار داریم و یا آنچه را که در اثر زندگی اجتماعی از جامعه می پذیریم، مربوط می شود به بخش خود آگاه ذهن ما.

این بخش خود آگاه را منِ ذهنی می نامیم که همان هویت ما را تشکیل می دهد و از کودکی یعنی سن یک سالگی آغاز می شود

و کودک از این وقت در می یابد که هست و وجود دارد ولی یک بازشناسی علمی نیست و به تدریج این هویت باز شناسی از دیگران می شود و در می یابد که او هست و دیگرانی نیز در کنار او هستند

این من خود آگاه است که شخصیت آدمی را کم کم شکل می دهد

یونگ این بخش روان را «من » نامیده است. از نظر یونگ «من » یکی از عناصر همبافته ای روان انسان است.

تشکیل نمادها یا نشانه ها و یا سمبل ها

از نگاه روان شناسی

نماد ها به صورت کل به دو شکل ساخته می شوند: یکی آگاهانه و دیگری ناآگاهانه.

در ایجاد نماد هایی که آگاهانه بوجود می آیند عامل بیرونی

و در خلق نماد هایی که ناآگاهانه ایجاد می شوند عوامل درونی مؤثر می باشند.

زمانی که انسان به درک حقایق فراسوی خرد دست می یابد برای بیان معرفت خویش از حقیقت ناگزیر است از نماد ها استفاده کند، زیرا بیان حقایقی که در ظرف عقل نمی گنجد به وسیله ی خرد معمولی کاریست محال و ناممکن.

به قول مولانا:

(113)گر چه تفسير زبان روشن‏گر است

ليك عشقِ بى‏زبان، روشن‏تر است‏

(114)چون قلم اندر نوشتن مى‏شتافت

چون به عشق آمد، قلم بر خود شكافت‏

(115)عقل در شرحش چو خَر در گل، بخفت

شرحِ عشق و عاشقى هم، عشق گفت‏

(116)آفتاب آمد دليلِ آفتاب

گر دليلت بايد از وى، رو متاب

نماد و نماد پردازی و نماد ستیزی از نگاه درون دینی و برون نگری و اجتماعی‏

در هر آئین چه الهی و چه غیر الهی نماد و نماد پردازی دارای جایگاه ویژه است و در برانگیختن الهام و ایمان پیروان آن دین، سهم چشم گیری دارد و نقش به سزائی ایفا می کند

در برابر نماد پردازی نماد ستیزی نیز در طول تاریخ تاثیر به سزائی را برای پیروان آئین ها در بر دارد

به عنوان نمونه شمایل پردازی به همان مقدار دارای جایگاه خاصی هست که شمایل ستیزی اهمیت دارد

رهبران ادیان بر روی این موضوع بیشترین سرمایه گذاری فرهنگی را می کنند تا بتوانند اگر صالح اند ، پیروان را از این راه ، به راه صواب و اگر گمراه اند به راه خطا ببرند

از ادیان که بگذریم نماد پردازی در بین اقوام و ملت ها نیز یک جایگاه قومی و قبیله ای دارد و بر سر این چه بسا جنگ و جدال ها و خون ریزی ها در طول تاریخ شده است و نماد های ویژه ای که به قومیت و ملیت ها وابستگی دارد تا سرحد پرستش مورد توجه قرار گرفته است

به عنوان مثال بت های سنگی و چوبی که در داستان حضرت ابراهیم ع در قرآن می خوانیم که وقتی آن حضرت به بتخانه بت پرستان عصر خویش در می آید و با تبر آن هارا می شکند او را در آتش می افکنند

امروز اهرام مصر خود نمونة دیگری از نماد پردازی می باشد که جسد مومیائی شده فرعون ها در آن ها قرار دارد

قرآن حتی از جسد فرعون در وقت غرق شدن او در دریای نیل حکایت می کند که خداوند به عنوان آیت آن را به ساحل می افکند و این باز نمادی برای گروه متمردان و سرکشان است

بر عکس وقتی ابرهه به خانة کعبه قصد حمله می کند خداوند لشکری از ابابیل را برای هلاکت او و پیروانش گسیل می دارد تا همة آن ها را با سنگریزه هائی که در منقار دارند به اعجاز خداوندی هلاک می کنند این داستان در سورة فیل به آن اشاره شده است

کعبه خود یک نماد مذهبی برای پیروان آئین یکتا پرستی و توحید به شمار می آید که به دست حضرت آدم ع ساخته می شود و سپس در طوفان نوح ع خراب و ویران می شود و باز برای بار دوم به دست ابراهیم خلیل ع که پدر توحید است تجدید بنا می شود

در قرآن در داستان اصحاب کهف نیز می خوانیم که بعد از آن که آن ها به امر خداوند قبض روح می شوند به عنوان یاد بود به امر پادشاه زمان یک مسجد بر سر قبر آن ها بنا می شود

درسورة کهف آیة 21 به این مطلب اشاره دارد

در بارة نشانه و نماد شیعه بودن در زمان امام حسن عسکری ع می بینیم که آن حضرت پنج کار را به پیروان خود امر می فرمایند،خواندن بسم الله الرحمان الرحیم با صدای بلند، 51 رکعت نماز در شبانه روز و انگشتر در دست راست کردن و زیارت اربعین و آخرین و پنجمین آن ها سجده بر خاک کردن است

این ضریح و مرقدی که بر روی قبور ائمه می بینیم همگی نماد امامان شیعه می باشد و شیعه کوچکترین توهین تا چه رسد به تخریب را بر نمی تابد و برای باز ساخت آن نظیر قبور سامراء هزینه می کند

در روزگار ما وهابیت منفور ترین افراد در ذهن ما شیعیان اند چون قبور امامان بقیع را تخریب کردند

گروه داعش قبور اصحاب رسول خدا ص را در کشور سوریه تخریب و از بین بردند و اینان اگر دستشان می رسید حتی قبر حضرت زینب علیها سلام و حضرت رقیه و حتی قبور امامان مدفون در عراق را تخریب می کردند

پس بحث نماد پردازی حتی در آئین حقه جعفری و تشیع یک جایگاه ویژه قرآنی [3]

که شیعیان تا پایان عمر تا سرحد جان از آن پاسداری می کنند و از جان و مال برای آن هزینه می نمایند

البته نماد ها انواع مختلفی دارد لفظی و تصویری و سنگی و تجسیمی، لفظی مانند کلمة الله و محمد رسول الله علی ولی الله و اسماء دیگر امامان ، صلوات بر پیامبر ص و امامان که دستور خود قرآن درسورۀ احزاب 56 است

تجسیمی مانند خانة کعبه و مساجد نظیر مسجد النبی و مسجد گوهر شاد و … حرم ها ی امامان، تصویری مانند شکلی که از کعبه و مساجد و حرم ها می کشند

نماد پردازی با هنر یک ارتباط تنگاتنگ دارد و هنر قدرت خود را در پردازش نماد ها چه تصویری و چه تجسمی و چه معماری و کاشی کاری و مانند آن نشان می دهد

پرسشی که در این جا می نویسم و پاسخ آن را خواهم نوشت این است که اصولا از چه روی انسان ها نماد را دوست می دارند و ادیان الهی در شکل مطلوب آن تاکید می کنند؟

پاسخ :   همان طور که اشاره کردم ، از منظر روانشناسی و نگاه روانکاوانه مسلم است که انسان در سنین کودکی تشکیل هویت می دهد و این هویت او آمیزه ای از خیال و نماد است

کودک شکل ها و اشیاء تجسیمی را به شدت دوست دارد در کودکان پسر اسباب بازی های سرگرم کننده که متناسب با پسر بودن و در کودکان دختر چیزهائی نظیر عروسک و غیره چیزی است که آن ها رابه خود سرگرم می کند

چهرة پدر و مادر و بستگان درجه یک از چیزهائی است که کودکان با آن انس می گیرند و هرکسی را بیشتر می بینند بیشتر در کنارش آرام میگیرند و این هویت خیالی و نمادین تا آخر عمر انسان جاذبه ها و دافعه های او را تنظیم می کند البته در سنین متفاوت این گرایش ها تفاوت می کند ولی اصل گرایش که هویت او را تشکیل داده از او جدا نمی شود

هرگاه انسان به مرحلة رشد می رسد ، خرد ورزی به این هویت اضافه می شود ولی خیال ورزی و نماد پردازی در هویت او غالب بر خرد ورزی می باشد تا آن که رفته رفته با گذشت عمر جنبة خرد ورزی بر جنبه های دیگر هویت او غالب می آید

اینجاست که از دیدگاه قرآن او را رشد یافته لقب می دهند ( هود 78)

چالشی که در این میان به چشم می خورد این است که انسان های عقل مدار و خرد ورز بسیار بسیار کم اند و بیشتر تمام عمر را در گرایش های خیال مدارانه و نماد پردازانه سپری می کنند

اسلام برای انسان ها از این جهت دارای برنامه است و آن را به پدر و مادران توصیه می کند که در ردة سنین مختلف چه آموزه هائی را برای کودکان به اجراء بگذارند

نظیر آشنا کردن آن ها در سه سالگی با نماز و عبادات و بردن آن ها به مراکز دینی و ایمانی و قرآنی تا هویت خیالی و نمادین او اینگونه شکل بگیرد و به تربیت صحیح دست یازد

نماد ها وقتی مقدس اند که:

اولا به دستور الهی باشند نظیر بیت المقدس که قبلة اول مسلمانان بود و به دست حضرت سلیمان به فرمان خداوند ساخته شد و دیگر کعبه که شرح آن گذشت

در ثانی به دست اولیا ی الهی و خوبان ساخته شود

سوم آن که برای گسترش تقوا دست به این کار بزنند[4]

و حد اقل آن که وسیلة استفادة سوء منافقان قرار نگیرد

پس مسجد که نماد دین پرستی است ، اگر برای اهل نفاق مستمسک جذب توده های منحرف قرار گرفت باید آن را خراب کرد

داستان مسجد ضرار خود نماد دین پرستی اهل نفاق بود و وسیله ای برای تفرقه افکنی شد که به دستور پیامبر آن را تخریب کردند و قرآن در سورة توبه آیة 107 به آن اشاره می فرماید[5]

پس جازنی نماد های مقدس اگر شد ما دستور به پیروی نداریم حتی باید آن را تخریب کنیم

مولانا در دفتر دوم از بیت 2825 به بعد به این موضوع می پردازد:

(2825) يك مثال ديگر اندر كژ روى

شايد ار از نقل قرآن بشنوى

(2826) اين چنين كژ بازيى در جفت و طاق

با نبى مى‏باختند اهل نفاق

(2827) كز براى عِزِّ دين احمدى

مسجدى سازيم و بود آن مرتدى‏

مُرتَدى: از دين برون رفتن.

(2828) اين چنين كژ بازيى مى‏باختند

مسجدى جز مسجد او ساختند

ابیات در این باره را ادامه می دهد تا جائیکه پیامبر ص دستور تخریب آن مسجد را می دهند

(3016) چون پديد آمد كه آن مسجد نبود

خانِهِ حيلت بُد و دامِ جهود

(3017) پس نبى فرمود كآن را بر كَنند

مَطرَحة خاشاك و خاكستر كُنند

(3018) صاحب مسجد ،چو مسجد قلب بود

دانه‏ها، بر دام ريزى، نيست جود

صاحب مسجد ابو عامر مثل خود مسجد قلب و فاسد بود

(2906)هرصحابى ديدزآن مسجدعيان

واقعه تاشديقينشان سِرّآن

بعد از آن مثال مسجد قبا را برای تقوی می زند

(3020) مسجد اهل قُبا كآن بُد جَماد

آن چه كفو او نَبُد، راهش نداد

یعنی : مسجد اهل قبا كه جماد بود چيزى را كه هم شأن و كفو او نبود بنزديكى خود راه نداد

(3022) پس حقايق را كه اصلِ اصلهاست

دان كه آن جا فرق‏ها و فصل‏هاست

یکی از علت های خراب کردن مسجد آن بود که مردمان ابله فرقی مابین مسجد قبا و مسجد ضرار نمی گذارند

دردفتر دوم:

(3109) ابلهان تعظيم مسجد مى‏كنند

در جفاى اهل دل جِد مى‏كنند

(3110) آن مجاز است اين حقيقت اى خران

نيست مسجد جز درونِ سروران‏

پس باید آن را خراب کرد که وسیله ای جهت سوء استفادة منافقان نشود

نظیر جنگ جمل که امیر مومنان دستور داد آن شتر را پی کنند

این بحث را در بخش بعدی با آوردن شواهدبیشتری از مثنوی و آیات و روایات خواهم نوشت

والسلام

 

[1] – اصطلاح سمبول که در فارسی دری به نماد ترجمه شده است، اصلاٌ از ریشه مصدر یونانی، سمبالین به معنای «به هم پیوستن » و «به هم انداختن » و اسم مشتق یعنی سیمبُلُن از آن ناشی گردیده است. سیمبلن در زبان یونانی باستان به معنای «نشان ، مظهر ، نمود و علامت » به کار رفته است.)ناظرزاده – نماد گرایی در ادبیات نمایشی- ص 34

[2] – هرگاه ما به مطالعه باور های دینی و اساطیر انسان های بدوی بپردازیم، با انبوهی از نماد هایی که هر کدام معرف بخشی از عقاید آنان در مورد طبیعت، زندگی و مرگ بوده است، برمی خوریم. انسان بدوی در ورای پدیده ها و حادثه های طبیعی نیروی مرموز و روحی نهفته را می بیند که آن روح یا نیرو سبب موجودیت یا حادث شدن آن پدیده یا حادثه است. از دیدگاه انسان بدوی جهان مشبوع از ارواح و نیروهای مرموزی است که پدیده ها و حوادث مظهری از آن نیرو ها یا ارواح هستند. مطالعه ی زندگی، اساطیر، و باور های دینی و مذهبی انسان های نخستین گواه آنست که دنیای آنها جهانی بوده است، پر از نماد ها که آنها به وسیله همین نماد ها به توجیه و تبیین جهان و پدیده های آن می پرداخته اند، یا خود همین حوادث طبیعی توجیهی برای باور های آنها بوده اند. بعد از اینکه انسان مراحل ابتدایی تاریخ خود را پشت سر گذاشت و وارد مرحله ی مدنیت و شهر نشینی گردید و بینش علمی جانشین بینش اسطوره ای شد، نماد ها آهسته – آهسته از صفحه خودآگاه ذهن انسان به سوی ژرفای بی انتهای ناخود آگاه رانده شدند و تنها سه پدیده؛ مذهب، هنر و عرفان است که تا هنوز هم به نماد ها وفادار باقیمانده اند و از نماد ها برای بیان گفتنی های استفاده می برند

[3] دارد دلیل قرآنی آن مسجدی است که بر روی مزار اصحاب کهف ساخته شد آیة 21 کهف

[4] لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى اَلتَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ» (توبه، 108) که مقصود مسجد مدينه است، يا مسجد قبا.

[5](سوره التوبه) (107) (ص204)وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِداً ضِرَاراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَاداً لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ و [ از منافقان ] كسانى هستند كه بر پايه دورويى و نفاق ، مسجدى ساختند براى آسيب رساندن و ترويج كفر و تفرقه افكنى ميان مؤمنان و كمين گاهى براى گردآمدن ] كسانى كه پيش از اين با خدا و پيامبرش جنگيده بودند ، سوگند سخت مي  خورند كه ما با ساختن اين مسجد جز خوبى و خدمت ]قصدى نداشتيم ، ولى خدا گواهى مي  دهد كه بى ترديد آنان دروغگويند

 

بازدیدها: 89

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + هفت =