خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی- بحث اوصاف پیامبر ص و اوصیاء او علیهم السلام در مثنوی – بخش چهارم

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی- بحث اوصاف پیامبر ص و اوصیاء او علیهم السلام در مثنوی – بخش چهارم

اوصاف پیامبر ص و اوصیاء او

علیهم السلام در مثنوی – بخش چهارم

قسمت های هفت و هشت و نه

هفت: مقام شفاعت آن حضرت:

از بیت 1783تا 1787 دفتر سوم :

گفت پيغمبر كه روزِ رستخيز

كى گذارم مجرمان را اشك ريز

«شفاعتى لِأَهلِ الكَبائِرِ مِن اُمَتّى.»(شفاعت من برای اهل معصیت های کبیره است از امتم ) (احاديث مثنوى، ص 82، از مستدرك حاكم نیشابوری/المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی .ج3.ص151)

مجلسى(بحار الانوار، ج 16، ص 399، از تذكرة الفقهاء علامه: «يَشفَعُ فِى أهل الكبائر لقوله (ص) ذَخَرتُ شَفاعتى لأهلِ الكبائِر مِن اُمَّتى.»(پیامبر شفاعت می کند از گروه مرتکب به گناهان کبیره زیرا که خود پیامبر فرمود من ذخیره کردم شفاعت خود را برای کسانی که به گناه کبیره مرتکب شده اند )

من شفيع عاصيان باشم به جان

تا رهانمشان ز اشكنجة گران‏

عاصيان ، و اهل كباير را به جهد

وارهانم از عتابِ نقضِ عهد

كباير: جمع كبيره، و آن گناه بزرگ است

نقض عهد:(يس، 60)عهدى را كه با خدا بسته بودند كه فريب شيطان را نخورند و فرمان او را نبرند.

نکته مورد نظر این که:

صالحانِ اُمّتم خود فارغ‏اند

از شفاعت‏هاى من روز گزند

بلكه ايشان را شفاعت‏ها بود

گفتشان چون حكم نافذ مى‏رود[1]

حكم: آن چه قاضى در مسئله‏اى گويد كه برگشت آن ممكن نيست.

هشت : معجزات آن حضرت

کرامات و معجزات او از حد شمارش فراتر است و در اینجا داستانی به نقل از انس را از دفتر سوم می نویسم: (3110تا3120/3)

از أنس فرزند مالك آمده است

كه به مهمانى او شخصى شده است‏[2]

او حكايت كرد كز بعد طعام

ديد أنس، دستارِ خوان را زَرد فام‏

زرد فام: زرد رنگ (از آلوده شدن به طعام).

چِركِن و آلوده، گفت اى خادمه

اندر افكن در تنورش يك دمه

يك دمه: يك لحظه، اندكى.

در تنور پُر ز آتش در فكند

آن زمان دستار خوان را هوشمند

هوشمند: ممكن است صفت خادمه گرفت يا قيد (هوشمندانه).

جمله مهمانان در آن حيران شدند

انتظار دودِ كَندُورى بُدند

كَندورى: دستارخوان.

بعد يك ساعت بر آورد از تنور

پاك و اسپيد و،از آن اوساخ ، دور

اوساخ: جمع وَسَخ: چرك.

قوم گفتند اى صحابىِّ عزيز

چون نسوزيد و مُنَقَّى گشت نيز

مُنقَّى: پاكيزه.

گفت ز آن كه مصطفى دست و دهان

بس بماليد اندر اين دستارِ خوان‏

اى دل ترسنده از نار و عذاب

با چنان دست و لبى كن اِقتراب‏

اِقتراب: نزديكى. كنايت از بوسه زدن.

چون جمادى را چنين تشريف داد

جان عاشق را چه‏ها خواهد گشاد؟

مر كلوخ كعبه را ،چون قبله كرد

خاك مردان باش اى جان در نبرد

نبرد: كنايت از مجاهدت و رياضت.

بعد از آن گفتند با آن خادمه

تو نگويى حال خود با اين همه‏؟

چون فكندى زود آن از گفت وى؟

گيرم او بُرده است در اسرار پى‏

اين چنين دستارِ خوانِ قيمتى

چون فكندى اندر آتش ؟اى ستى!

گفت دارم بر كريمان، اعتماد

نيستم ز اكرامِ ايشان نااميد

اعتماد: بايد براى رعايت قافيت «اِعتميد» خوانده شود.

مِيزِرى چه بود؟ اگر او گويدم

در رَو اندر عين آتش بى‏نَدم‏

ميزر: مئزر، اِزار، ملحفه، هر چه بدن را پوشد. سربند. در بيت مورد بحث، مطلق پارچه (دستمال، دستار خوان).

نَدَم: پشيمانى.

اندر افتم از كمال اعتماد

از عبادُ اللَّه دارم بس اميد

عبادُ اللَّه: (فرقان، 63)عِبادُ اَلرَّحْمنِ اَلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى اَلْأَرْضِ هَوْناً.

سر در اندازم نه اين دستار خوان

ز اعتماد هر كريم راز دان‏

اى برادر خود بر اين اكسير زن!

كم نبايد صدق مرد از صدق زن‏

آن دل مردى كه از زن كم بود

آن دلى باشد كه كم ز اشكم بود[3]

نه : پیامبر ص و وصی او پاسخی به خواسته فطری انسان هاست

مولانا دردفتر ششم از1934 تا1937 می فرماید:

كآن كه مى‏جُستى ز چرخِ با نهيب

سر بر آورده‏ست اى موسى ز جيب‏

نَهیب:ترس، گزند، قهر.«آسمان با نهیب» در این جا به معنی آسمان باشکوه و هیبت است.

تا بدانى كآسمانهاى سَمى

هست عكسِ مُدركاتِ آدمى‏

سَمی: بلندمرتبه، رفیع، بلندبالا، از ریشة «س م و».

معنی بیت :تا این نکته دقیق را دریابی که آسمان های رفیع و باشکوه انعکاسی از دریافت های قلبی انسان است.

نى كه اوّل دستِ يزدانِ مجيد

از دو عالَم پيشتر عقل آفريد؟

اَوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ العَقلُ یعنی نخستین چیزی که خدا آفرید عقل بود، و مراد از آن، عقل کل است.

دفتر اول بیت (1899) میفرماید:

این سخن هایی که از عقل کُل است

بویِ آن گُلزار و سَرو و سُنبل است

اين سخن پيدا و پنهان است بس

كه نباشد مَحرمِ عَنقا مگس‏

[1]لِيدخُلَنَ الجَنَّة بِشفاعَةِ رَجُلٍ مِن اُمَتى اَكثَر مِن بَنى تَميم.»(همانا داخل بهشت می شوند با شفاعت یکی از مردان امت من بیشتر از طایفه بنی تمیم ) (مستدرك حاكم)

و از امام كاظم (ع) منقول است: «و اِن اَحَدِهِم (الشيعة) لِيَشفَعَ فِى مِثلِ رَبيعَةٍ وَ مُضَرٍ فَيَشفَعَهُ اللَّهُ فِيهِم لِكِرامَةٍ علَى اللَّه عَز و جل.»(هنگامی که یکی از شیعیان ما شفاعت می کند به اندازه جمعیت ربیه و مضر پس شفاعت می کند خدا در بین آنها بخاطر کرامتی که دارد ) (بحار الانوار، ج 8، ص 59، از امالى صدوق)

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «ما من اهل بیت یدخل واحد منهم الجنّه الا دخلوا اجمعین الجنّه قیل و کیف ذلک؟ قال یشفع فیهم فیشفع حتی یبقی الخادم فیقول یا ربّ خوید متی قد کانت تقینی الحرّ و القرّ فیشفع فیها« بحارالانوار، ج 8، ص 56.»

[2]انس بن مالك: از انصار، خادم رسول اللَّه (ص) عمرى دراز كرد. گويند نود و نه سال زيست. (قاموس الرجال، از استيعاب) روزى كه جمعى از صحابه براى شهادت دادن بر داستان غدير بر پا خاستند انس و براء بن عازب بر نخاستند. على (ع) او را نفرين كرد و سر وى بيمارى برص گرفت. هنگامى كه حجاج بن يوسف ولايت مدينه داشت براى خوار ساختن او بر گردنش مهر نهاد. عامه روايتى در مدح او آورده‏اند كه رسول (ص) او را به فراوانى مال و اولاد دعا كرد.

مرحوم شوشترى نويسد: اين دعاى خير نيست چه در قرآن كريم است: (توبه، 55) فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ. 9: 55

[3]در همین بخش ابیاتی پیرامون شفاعت را از(167تا170/6) نوشتم

بازدیدها: 54

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × یک =