خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-پیامبر (ص) و وحی

تنظیم مباحث موضوعی مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی-پیامبر (ص) و وحی

پیامبر(ص) و وحی

پیامبر مامور به تبعیت از وحی است به دلیل فرمان خداوند به او،

شاهد:انعام «106 اتبع ما یوحی الیک»  پس پیامبر به دلیل سورة انعام آیة 50  می فرماید: «ان اتبع الا ما یوحی الی»

از همین تبعیت معلوم می شود که قرآن یک تجربة نبوی نیست

بلکه به دلیل تنزیل آیات بر قلب مبارک آن حضرت همگی هم لفظ و هم معنا از جانب خداوند می باشد

اثبات: در دوازده جای قرآن لفظ تنزیل آمده است:

یک :طه 4:  تَنزِيلاً مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى

 دو : الشعراء 192: وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ 

 سه : یس 5 : تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ 

چهار: زمر 1: تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ 

 پنج : غافر2: حم (1) تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) 

شش : الجاثیة 2: حم (1) تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (2)

هفت: الاحقاف 2 : حم (1) تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (2) 

هشت: الواقعة 80: (إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ (77) فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ (78) لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ (79) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ  80 أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ (81)

نه: فصلت2: حم (1) تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (2) كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (3) )

ده : الحاقة 43 : إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (40) وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلاً مَا تُؤْمِنُونَ (41) وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُونَ (42) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (43)

در ادامه می فرماید: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ (44) لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ (45) ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ (46) فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ (47)

و این تهدید پیامبر ص روشن می کند که قرآن یک تجربة نبوی نیست و هرکس گفت تجربة نبوی است و  از پیغمبر است از مکذبین است  

یازده: سجدة 2  ( که لاریب فیه اول سورة سجده الم (1) تَنزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (2) (شرح لاریب فیه اول سورة بقره هست الم (1) ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ (2) یعنی از این جهت که از خداست در آن شکی نیست)

دوازده :فصلت: 42 (إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ (41) لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ (42)

( کلمة لَمَّا جَاءهُمْ همان جاء در 33 زمر است که والذی جاء باالصدق و صدق به اولئک هم المتقون  می باشد))

( باطل یعنی چه : باطل یعنی غیر خدا را خواندن:

دو شاهد برای این مطلب:

یک : لقمان 30 : ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (30)

دو :  سورة حج: ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (62))[1]

این سخن اسلام شناسان غربی ، شبیه سخن کفار است که به آورندة قرآن 5 نسبت دادند :نسبت های شاعر و مجنون و کاهن و ساحر و این که قرآن قول البشر است

در این باره  شواهدی را  از قرآن می نویسم:

یک : در سورة المدثر در بارة ولید می فرماید: إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ (18) فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ (19) ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ (20) ثُمَّ نَظَرَ (21) ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ (22) ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ (23) فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ (24) إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ (25) سَأُصْلِيهِ سَقَرَ (26) ( عبس اول سورة عبس و تولی هم مربوط به ولید است نه به رسول خدا ص ) 

شواهد دیگر در :سورة ص آیة 4 :، سورة یونس آیة 2 :،سورة صافات  36و 37 :،سورة دخان 14:،سورة ذاریات 40:

توجه : اگر قرآن قول بشر شد دیگر پایة عمل به آن سست می شود

پس اینکه بگوئیم:

 قرآن یک تجربة نبوی است

«یعنی اصل مفاهیم آن از جانب  وحی است ولی حروف آن را پیامبر ص تنظیم کرده اند»

سخن درستی نیست

پاسخ  دیگر از خود قرآن به این گفته :

در سورة نساء: أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً (82)

و چون اختلاف در آن نیست پس از جانب خداست

پرسش: اگر کسی گفت در قرآن اختلاف هست

پاسخ :

( یک : اگر قرآن اختلاف در آن باشد دیگر به صراط مستقیم هدایت نمی کند

(شاهد هدایت قرآن به صراط مستقیم : 9 اسراء ان هذالقرآن یهدی للتی هی اقوم)

( دو : در سورة شوری آیة 10 : وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ (10)‏

توجه:چون قرآن طبق آیة  بالا خود را مرجع حل اختلاف می داند پس اگر در آن اختلاف باشد چگونه مرجع حل اختلاف است؟)

( سه : اگر در قرآن اختلاف باشد نمی شود در آن تدبر کرد چون تدبر وقتی ممکن است که آیات بینشان تشابه باشد و بعضی بعض دیگر را تصدیق کنند

شاهد: سورة زمر 23: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِيَ ….(23)

 و هر گاه تدبر نشود در قرآن کرد هدایت از طرف خداوند صورت نمی گیرد چون هدایتِ قرآن نصیب متدبران است که اولو الالبابند

سه شاهد: یک : سورة ص آیة 29  : كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (29) 

دو :سورة بقرة 176: ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (176)‏  

سه :سورة بقرة 213: … فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (213).. )

پاسخ دیگر : امکان دارد که مانند سخن پیامبر ص کسی بتواند بیاورد ولی مانند قرآن نه ، بنابراین در آیات زیر قرآن فصحای عرب را به مبارزه و تقابل می طلبد که اگر می توانند مانند آن را بیاورند

شواهد قرآنی :یک : بقره /23و24/ص4 :

وَ إِن كُنتُمْ فىِ رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتىِ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحْجَارَةُ  أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ

دو : اسراء/88/ص291:

قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْانسُ وَ الْجِنُّ عَلىَ أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَاذَا الْقُرْءَانِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كاَنَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا

بگو اى پيغمبر اگر جن و انس متفق شوند كه مانند اين قرآن كتابى بياورند هرگز نتوانند هر چند همه پشتيبان يكديگر باشند

سه :یونس/37/ص213:

وَ مَا كاَنَ هَاذَا الْقُرْءَانُ أَن يُفْترَى‏ مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَاكِن تَصْدِيقَ الَّذِى بَینَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن ربِّ الْعَالَمِينَ

وضع اين قرآن وضعى نيست كه بتوان آن را به غير خدا نسبت داد، هرگز، كه اين قرآن مصدق كتب آسمانى قبل از خود و جدا سازنده مطالب فشرده كتب آسمانى است، هيچ ترديدى نيست كه از ناحيه خداى رب العالمين است

چهار :هود/13/ص223:

أَمْ يَقُولُونَ افْترَئهُ  قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْترَيَاتٍ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

بلكه آنها مى‏گويند: قرآن را به دروغ به خدا بسته‏اى. اگر چنين مى‏گويند، بگو: شما اگر راست مى‏گوئيد به كمك هر كسى كه مى‏توانيد ده سوره مثل قرآن را بسازيد، و به خدا افتراء و نسبت دهيد

شواهد مثنوی در فضیلت پیامبر ص :

دفتر چهارم:

( 2873)

روى دينار و درم از نامشان

تا قيامت مى‏دهد زين حق نشان‏

( 2874)

سكّه شاهان همى‏گردد دگر

سكّه احمد ببين تا مُستَقَر

( 2875)

خود مگير اين مُعجزِ چون آفتاب

صد زبان بين نام او اُمُّ الكِتاب‏

( 2876)

زهره نى كس را كه يك حرفى از آن

يا بدزدد يا فزايد در بيان

‏ دفتر سوم

1198

من كتاب و معجزه‏ات را رافعم

بيش و كم كن را ز قرآن مانعم‏

دفتر اول

(263)كارِ پاكان را ،قياس از خود مگير

گر چه مانَد در نبشتن شير و شير

(264)جمله عالَم ،زين سبب گمراه شد

كم كسى ز ابدال حق، آگاه شد

(265)همسرى با انبيا برداشتند

اوليا را همچو خود پنداشتند

(266)گفته: اينك ما بشر، ايشان بشر

ما و ايشان، بسته‏ى خوابيم و خَور

(267)اين ندانستند ايشان، از عَمى

هست فرقى در ميان، بى‏منتَها

(268)هر دو گون زنبور خوردند از محل

ليك ،شد ز آن نيش و، زين ديگر عسل‏

(269)هر دو گون آهو، گيا خوردند و آب

زين يكى سرگين شد و، ز ان مُشكِ ناب‏

(270)هر دو نى خوردند، از يك آب خَور

اين يكى خالىّ و، آن پر از شِكَر

(271)صد هزاران اين چنين اَشباه بين

فرقِشان ،هفتاد ساله راه بين‏

(272)اين خورَد،گردد پليدى زو جدا

آن خورَد،گردد همه نورِ خدا

***

دفتر اول

( 3961) گَرد فارس، گَرد سر افراشته

گرد را تو مرد حق پنداشته‏

( 3962) گرد ديد ابليس و گفت اين فرع طين

چون فزايد بر منِ آتش جبين‏

( 3963) تا تو مى‏بينى عزيزان را بشر

دان كه ميراث بليس است آن نظر

( 3964) گر نه فرزند بليسى اى عنيد

پس به تو ميراث آن سگ چون رسيد

***

دفتر دوم

( 1606) كافران ديدند احمد را بشر

چون نديدند از وى انشَقَّ القَمَر

***

دفترسوم

(2298)كار از اين ويران شده است اى مردخام

كه بشر ديدى مر ايشان را چو عام‏

( 2299) تو همان ديدى كه ابليس لعين

گفت من از آتشم آدم ز طين‏

( 2300) چشم ابليسانه را يك دم ببند

چند بينى صورت آخر؟ چند؟چند؟

***

دفتر ششم

( 3197) متّصل چون شد دلت با آن عَدَن

هين بگو مَهراس از خالى شدن‏

( 3198) امر قُل زين آمدش كاى راستين

كم نخواهد شد بگو درياست اين

 دفتر چهارم

( 2979)

هر دل ار سامع بُدى وحىِ نهان

حرف و صوتى كى بدى اندر جهان‏

والسلام

 

[1]خانم آنه ماری شیملِ آلمانی در کتاب راز اعداد انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب  برای  وحدت ریاضی قرآن ، ثابت می کند که از قرآن کلمه ای کم و زیاد نشده است و اگر یک حرف کم و زیاد بشود تمام نظام آیات قرآنی به هم می خورد

او همان دانشمندی است که  روی سنگ قبر او جملة معروف علی ع نوشته شده  است : (الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا)

در مصر هم اخیرا کسی کتابی نوشته و اثبات کرده که اگر حرفی تغییر کند وحدت معانی به هم خواهد خورد

 

بازدیدها: 67

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 14 =