خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی به مناسبت اربعین حسینی (ع)- دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی به مناسبت اربعین حسینی (ع)- دیوان عترت خورشید

دمی با اربعین

 

دانی امروز چه روزی است که باز

شور شب­های محرم دارد ؟

اربعین است و پر از عاشوراست

کاروانی به دل از غم دارد

اربعین گفتی و در یاد آمد

کربلا و لب عطشان حسینg

آخرین لحظه وداع زینبh

قتلگاه و تن عریان حسینg

یادم آمد که سَرِ تل زینبh

بود بی­تاب و پریشان­احوال

داغ سنگین برادر بر دل

الف قامت او ، گشته چو دال

با دل خسته در آن موج غبار

او به دنبال برادر می­گشت

اسب با کاکل آغشته به خون

واژگون­زین ، به حرم بر­می­گشت

یادم آمد که ز انگشت ربود

ساربان از ره کین ، انگشتر

نیزه­داران به سَرِ نی بردند

سر عشاق خدا را به سفر

یادم آمد به علم­دار حسینg

آب از علقمه آوردن او

تا که تیری نخورد بر دل مشک

دیده و دست ، سپر کردن او

یادم آمد که به پهلوی فرات

دست عباسِg جوان افتاده

تن عباسِ دلاورg ، بی­دست

خون­فشان ، خشک­دهان افتاده

یادم آمد به سر دوش حسینg

غرق در خون گلو ، یک نوزاد

آه کان اصغر شش­ماهة عشق

بر سر دست پدر جان می­داد

 

یادم آمد چو به دروازه شام

پای در سلسله سجاد رسیدg

شامیان هلهله کردند ز کین

تا فلک شادی و فریاد رسید

بس کن این قصه که (قدسی) از شام

می­رسد قافله در کرببلا

آه !کان دختر کوچک ز حسینg

نیست اکنون به میان اسرا

 

بازدیدها: 13

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 1 =