خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی برای امام حسن مجتبی (ع) – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی برای امام حسن مجتبی (ع) – دیوان عترت خورشید

غربت مدینه

 

مدینه بود و غروب ستاره­بار بقیع

چهار مرقد خاکی ، به لاله­زار بقیع

 

و ماهتاب که با چشم خون­فشان ، بی­تاب

بساط تعزیه گسترده بر دیار بقیع

 

فلک گسسته­عنان ، چرخ می­زند در غم

ملک شکسته­دل و دیده ، اشک­بار بقیع

 

هزار دیدة خون­بار ، هر طرف نگران

هزار بغض گلو­سوز ، سوگوار بقیع

 

سراغ تربت زهراh گرفت دل ، اما

بر او نکرد عیان ، قلب راز­دار بقیع

 

کجاست بارگهی ، چلچراغ در­گاهی ؟

چهار امام غریبند ، در حصار بقیع

 

 

هنوز هم پس از آن قرن­های استبداد

هزار فتنه رود ، بر دل­فگار بقیع

 

توان گفتن و تاب شنیدنی گر هست؟

پر از حوادث تلخ است ، روزگار بقیع

 

به پیش چشم ، چو تابوت تیر­باران دید

چه رفت بر دل پر درد و داغدار بقیع ؟

 

به غربت حسن مجتبیg ، ببار ای چشم!

که دفن شد چه غریبانه در مزار بقیع

 

به ماتمش ، جگر صاحب­الزمان خون است

که ایستاده سیه­پوش ، در کنار بقیع

 

در آن فضا ، نفسی تازه کرد (قدسی) و گفت :

بهشت عدن بود ، خاک مشک­بار بقیع

 

بازدیدها: 9

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج − یک =