خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی برای امام حسین (ع) – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی برای امام حسین (ع) – دیوان عترت خورشید

قصيده در مدح و منقبت و ذكر

مصيبت سالار شهيدان حضرت امام حسينg

 

هست گل­فرش فلك نقشي ز ايوان حسين. g

آسمان برگی است رنگین از گلستان حسينg

 

دفتر ايجاد خالي گردد از اسرار غيب

گر جدا افتد سرآغازش ز عنوان حسينg

 

آفرينش مي­شود از حيطة هستي برون

گر دمی دستش جدا ماند ز دامان حسينg

 

كنز مخفي ، هيچ از معيار ارزش كم نداشت

گر نبودي در كفش ، جُزْ دُرِّ شايان حسينg

 

بحر هستی چون صدف دُرّ­پرور است اما درآن

نیست اکسیری چو مرواريد غلطان حسينg

 

هست دانشجوي دانشگاه او جبريل وحي

رزق حكمت مي­خورد از خوان احسان حسينg

 

كي هدايت مي­شود پنهان به زير ابر جهل ؟

تا که چون خورشید جا دارد به کیهان حسينg ؟

 

رادمردان جهان را در شجاعت پیشواست

رادمردی هست چون گوئی به چوگان حسينg

 

نخل ایمان ميوة سرخ شهادت مي­دهد

زآنكه دارد ريشه­ای محكم به بستان حسينg

 

 

يوسف عزّت شود محكوم زندان بلا

گر كه پاي خود نهد بيرون زكنعان حسينg

 

مذهب سرخ تشيع گر كه باشد پاي­دار

هست رازش اين كلام حكمت­افشان حسينg

 

دين حق گر جز به قتل من نگردد مستقيم

نيزه­ها، شمشيرها، ريزيد بر جان حسينg

 

در جهان ظالم­ستيز و ياور مظلوم باش

این سخن باشد به هر آزاده ، فرمان حسينg

 

سید­الکونین راز قدرش این­سان کرده فاش

گفت مي­باشد حسينg از من، منم ز آنِ حسينg

 

نيست تنها شور عشقش در سر حق­­باوران

حق­پرستي گشته پر­شور از نمك­دان حسينg

 

كربلايش قبلة دل مشعر اهل صفاست

جوشد آن­جا زمزم از اشك محبان حسينg

 

خون هفتاد و دو تن عاشق در آن كوي مِني

شد به قربان حسين و عهد و پيمان حسينg

 

جان خود را باخت تا در رتبه ثارالله شد

خون­بها را می­دهد این­گونه یزدان حسینg

روز عاشورا ، در آن دشت فضیلت­خیز ، بود

روز میعاد حسینg و عید قربان حسینg

 

بر فرات اين شرم­ساري بس كه در ظهر عطش

جرعة آبي نزد بر كام عطشان حسينg

 

خلوت محراب مقتل، سجده­گاه راز شد

كس نبود آن­دم ميان جان و جانان حسينg

 

چون رضا داد از سر جان ، بر رضای کردگار

چشم ایثارست چون آئینه ، حیران حسینg

 

آسمان از بيم ويراني نهان شد در نقاب

تا نبيند سَر­ جُدا ، از جسم عريان حسينg

 

صوت هَل مِن ناصِرَش پیچیده در گوش زمان

نیست زین جان­سوز تر سطری به دیوان حسينg

 

(قدسي) از آن­دم كه شد مداح الِ مصطفيo

بر سر خوان سعادت گشته مهمان حسينg

بازدیدها: 11

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 3 =