خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی برای امام هادی (ع) – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی برای امام هادی (ع) – دیوان عترت خورشید

امام دهم حضرت امام هادیg

 

گل­اندامی که هر جا می­چمد سرو خرامانش

صبا می­آید از شش سو ، به شوق بوسه­بارانش

 

 

دل­آرا شاهدی غیبی که در اقلیم شیدائی

دل عشاق عالم هست چون گوئی به چوگانش

 

هزاران پیر کنعان را گریبان چاک می­بینی

نگاهی گر ز صدق دل ، کنی در یوسفستانش

 

نه تنها شبنم مینو چکید از یاس روی او

گل خورشید می­جوشد ز گلزار گریبانش

 

کلیم طور ربّانی ، در این وادی به حیرانی

دود هر سو مگر یک لحظه بیند روی رخشانش

 

مسیح مرحمت ، دیوانة آن لعل روح­افزا

خلیل معرفت ، سر­مست از مینای عرفانش

 

کجا بر حشمت او ره برد جاه سلیمانی ؟

که بر ذرّات عالم ، حکم راند خط فرمانش

 

به لاهوت جلالش ، جبرئیل وحی بی­رخصت

ندارد حد این حرمت ، که بنشیند به ایوانش

فلک­سیری که نه طاقِ زبر­جد با همه شوکت

چو ریگی مختصر باشد به بیضای بیابانش

 

قضا ، در گوش دارد حلقة تسلیم امرش را

قدر ، چون خاکساران هست خدمتکار دیوانش

گُل باغ جواد ، اکسیر عصمت ، حضرت هادیb

که در برج هدایت ، می­درخشد مهر تابانش

 

نبی خلقت ، علی خصلت ، حسن سیما ، حسین آئینb

گلاب کوثر زهراh روان در شیشة جانش

 

در آفاق وجودش ، کهکشان در کهکشان رفعت

گلی چون عسکریg بشکفته از گل­گشت دامانش

 

ندارد اختر اندیشه تاب درک حسنش را

کجا بتوان که دریابد خرد از راه برهانش ؟

 

سرافراز سرافرازان ، نماز نغمه­پردازان

که چون مسکین نیاز آورده دست ما به دامانش

 

نه تنها آشنایان را به خوان لطف بنشاند

نوازش می­کند ، بیگانگان را دست احسانش

 

به درگاهش گر از صدق و ارادت رو کنی ای دل

گشائی قفل­های بسته با مفتاح عنوانش

 

ز چشم روزگاران تا ابد گر خون رود (قدسی)!

روا باشد از این حسرت که از کف داد آسانشش

بازدیدها: 17

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + چهار =