خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی برای علمدار کربلا حضرت ابوالفضل (ع) – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی برای علمدار کربلا حضرت ابوالفضل (ع) – دیوان عترت خورشید

ارغوان سرخ ، درمدح حضرت ابوالفضلj

 

اي شاهباز گسترة لامكان عشق !

خورشيد سينه­سوختة آسمان عشق !

 

عباس j، اي صلابت تاريخ كربلا !

بعد از حسينj سرخ­ترين ارغوان عشق !

 

بعد از حسين jدر صف خون و قيام نيست

يك تن به پايمردي­ات اي قهرمان عشق

 

 

بابُ المرادِ خلقُ و اَبُوالفضلِ عالمي

بابُ الحوائجي تو به دارُ الامانِ عشق

 

در كربلاي عشق ، علمدار عاشقان

تنها توئي و در تو بود اين نشان عشق

در بازويت كرامت شمشير حيدري­ست

اي جان­پناه جيش امام زمان عشق !

 

تا بر فراز دوش تو پرچم قرار داشت

بودند در امان زستم ، كاروان عشق

 

با چشم جان تو را به تماشا نشسته­ايم

اي حجم بي­نهايت رنگين­كمان عشق !

 

آلاله­ها به شوق تو تسبيح مي­كنند

هرجا حديث از تو رود بر زبان عشق

 

ذرّات بر شرافت تو ، سجده مي­برند

اي بارگاه تو اَزلي آستان عشق !

 

عشاق را بهشت مناجات كوي توست

آنجا كه هست باغ دل و بوستان عشق

v                 

طفلان تشنه­لب زتو دارند چشم لطف

اي ساقي تمامي لب­تشنگان عشق !

 

آب فرات ، محو جوانمردي تو گشت

اي داده در مقام وفا ، امتحان عشق !

 

 

چشمت به نهر جاري و دستت به زير آب

گوشت شنيد العطش خاندان عشق

 

بردي در آن ميان ، عطش خويش را زياد

تا ياد كردي از لب جان جهان عشق

 

در ملك عشق ، آب به عاشق بود حرام

آنجا كه تشنه است لب دلستان عشق

 

در لحظِة زآب روان دست شستنت

ترسيم شد ، شگفت ترين داستان عشق

 

جز عشق ، واژه­اي نكشد بار وصف تو

عشق است از تو و توئي از دودمان عشق

 

(قدسی) تو را گریست سحر تا که راه یافت

در کوی اشتیاق تو ای بیکران عشق !

بازدیدها: 26

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 2 =