خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی برای حضرت رقیه (س) – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی برای حضرت رقیه (س) – دیوان عترت خورشید

دختر خورشید

 

این­جا مزار دختر خورشیدکربلاست

مظلومه­ای سه ساله که از نسل مصطفا­ستo

 

از کاروان کوفه و شام است یادگار

طفلی جدا فتاده ز دامان نی­نواست

 

این­جاست نازدانة عصمت که در مقام

گر خوانیش تجسم زهراh ، به حق سزاست

 

یک ارغوان سرخ ، ز گلزار مولوی

یک لاله دمیده ، ز بستان اِنمّاست

 

این­جا به یاد مرقد شش گوشة حسینg

جاری اگر که اشک دمادم شود ، رواست

 

دارید اگر که در گرو گریه ، داغ دل

این بقعة غریب ، سراپردة عزاست

 

 

ای عاشقان ! به چشم دل این­جا چو بنگرید

از کربلای سیدالشهدا ، بس نشانه­هاست

 

یادآور خرابة بی­سقف و شام شوم

یادآور سری که به طشت از بدن جداست

 

این­جاست آن مزار غریبانه­ای که دل

در سوک او ، همیشه عزادار تا جزاست

 

این­جا تراود از دل هر ذره ، اشک و آه

چون عاشقی که با علی و آلg آشناست

 

گوئی هنوز زینب محزون داغدار h

قامت­خمیده گرم مناجات کبریاست

 

گوئی هنوز ، نغمة جان­سوز العطش

پیچیده در گلوی غم­آلود این فضاست

 

گوئی هنوز ، گردن زین­العباد عشقg

محصور در میانة زنجیر اشقیاست

 

عشاق سینه­چاک ولایت ! در این حرم

گر شامه وا کنید ، شمیم خدا رهاست

 

بیرون دوید از حرم آن لحظة وداع

با شیهه­ای که از گلوی ذوالجناح خواست

 

گوئی سری بدون بدن جلوه می­کند

شمع شب خرابه­نشینان بی­نواست

 

گوئی به عذر­خواهی طفلان تشنه­کام

این­جا فرات مویه­کنان ، گرم التجاست

 

گوئی غروب خستة آن روزهای شوم

پیدا در انعکاس بر و بام این بناست

 

هر بیت ازاین چکامه اگر شد حدیث اشک

(قدسی) بگو که مُلِهمِ تو ، مِهر مرتضاستg

بازدیدها: 11

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + شانزده =