خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی برای بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی برای بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) – دیوان عترت خورشید

اشك قلم

 

اين آستان كه قبلة عرش است رفعتش

هفت آسمان گلي است ز گلزار شوكتش

 

 

افکنده بر رواق فلک ، سایه از شرف

مِهر منير زهرة زهراست زينتش

 

روز ازل ، چو خواست ، شود كعبه قبله­گاه

احرام بسته رفت به ميقات طاعتش

 

ناموس حسن لم­يزلي آن­كه در وجود

هستي است جمله در گِرُوِ نور طينتش

 

از عصمتش ، درخت رسالت شد استوار

نشأت گرفت ، باغ ولايت ز ساحتش

 

جاي شگفت نيست كه چابك سوار عشق

باشد براق باديه ­پيماي حضرتش

 

آن آيت بزرگ قداست كه باغ خلد

بر سر كشيده ساية طوباي قامتش

 

اينجاست آن فروغ هدايت كه صبح و شام

خورشيد عالمي­ست زمين ­بوس عزتش

 

رخشنده ماه حجلة غيب است و موج وحي

جاري­ست در عبادت معصوم خلوتش

 

تابنده آفتاب طهارت كه روشن است

برج حيا ، ز جلوة تابان عصمتش

 

رخشنده گوهري که زگنجینة عفاف

دُرّي برون نيامده هم­سنگ قيمتش

 

پيچيده در مشيمة غيب است و تا ابد

رازي­ست سر به مُهر، معماي خلقتش

 

گر پاي تا به سر، همه عالم زبان شود

عاجز بود ز شرح حديث فضيلتش

 

فانوس شمع الفت او جان عالمي­ست

از ديده­ها اگر چه نهان ­­است تربتش

 

اي كوكب نشسته به دامان شب ! بسوز

تا سر زند ، سپيدة فرداي حشمتش

 

اكنون بچين به اشك سرازير اي قلم

يك خوشه هم ز خرمن باغ مصيبتش

 

هر سال جان­گدازتر از سال پيش ، هست

در سینه­ها ، شرارة جان­سوز رحلتش

 

رنگ اثر ، ز نقشة شوم نفاق برد

آن آتشين خطابة در اوج حكمتش

 

 

لعنت بر آن گروه منافق كه بي­درنگ

گرد آمدند بعد نبی ، در عداوتش

 

عزلت گزيد ، چون كه پدر را ، ز دست داد

اشكش انيس بود به شب­هاي غربتش

 

آه از دمي كه جيش شقاوت هجوم برد

بر خانه­اي كه بود محل اقامتش

 

آن خانه­اي كه بود در آنجا امين وحي

پيوسته پرده­دار حريم حمايتش

 

خاكم به سر ،كه پشت در از حال و هوش رفت

افتاد روي خاك و زكف رفت طاقتش

 

با تازيانه در بر چشمان شیر حق

او را زدند در عوض پاس حرمتش

 

از خانه شد برون كه بگيرد فدك ولي

برگشت با جراحت سيلي به صورتش

 

يارب به حق فاطمهh آن ﺑﺿﻌﺔُ الرسول o

آن كوثري كه اُمِ­ابيهاست كُنيتش

 

يا رب به آن وديعة پهلو شكسته­اي

كين درد گشت حادثه­ساز شهادتش

ما را ز دوستان جنابش حساب كن

در حشر نيز قسمت ما كن شفاعتش

 

(قدسي) ز فيض­بخشي آن نور سرمدي

گرديد نغمه خوان گلستان مدحتش

بازدیدها: 47

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 14 =