خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی برای بانوی کربلا حضرت زینب (س) – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی برای بانوی کربلا حضرت زینب (س) – دیوان عترت خورشید

وداع گل­ها

 

بيا بنگر برادر ، برگريزان گلشن خود را

دمي رفع عطش كن ، سرو ناز و سوسن خود را

 

وداع آخرين است و به چشمان تو مي­خوانم

كه پنهان مي­كني از كودكانت رفتن خود را

 

چو مي­دانم كز اين پيكار ، ديگر بر نمي­گردي

به تن كن پيش چشمانم ، كهن پيراهن خود را

 

زهر تيري كه آيد بر تنت ، برخويش مي­پيچم

چو مي­بينم تو را ، بينم به خون غلطيدن خود را

 

سُكينهh سر به زانو ، از غمت بي­تاب مي­گريد

چه مي­بيند ؟ كه سر داده­ست آه و شيون خود را

 

تو مگذارش كه ريزد اشك آتشناك از چشمش

كه مي­ترسم ، ز سوز اشك ، سوزد خرمن خود را

 

وفايش را تماشا كن ، كه از نيلوفر دستش

جدا كي مي­تواني كرد ، پاي توسن خود را ؟

 

سه ساله دخترت خواهد ، كه او را در بغل گيري

كنارش بر زمين بنشين و بگشا دامن خود را

 

به چشمان پر از مهرش ، جوابي گو ، كه مي­بيني

ميان دست­هاي كوچك او گردن خود را

بازدیدها: 11

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × سه =