خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی در شأن و منزلت قرآن کریم – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی در شأن و منزلت قرآن کریم – دیوان عترت خورشید

در شأن و منزلت قرآن كريم

 

كنز مخفي ، مخزن دُرّ خوشاب است اين كتاب

مُتقّين را هادي راه صواب است اين كتاب

 

مصحف و فرقآن و تنزيلٌ من الله العزيز

يادگار حضرت ختمي­مأب است اين كتاب

 

در ميان معجزات آسماني، بي­مثال

در مثل، اعلا كتاب مستطاب است اين كتاب

 

 

مصطفي o را گر چه مي­باشد كرامت بي­شمار

بهترين اعجاز آن عالي­جناب است اين كتاب

 

هست چون در اوج عالم­گير اعجاز كلام

حرف حرفش اِنّهُ شيئيٌ عُجاب است اين كتاب

 

فيه تِبيانٌ لكلّ شييء را چون شامل است

رطب و يابس را كمالِ انتخاب است اين كتاب

 

كِلكِ قدرت راز هستي را در اين طُغرا نوشت

پس اولوالالباب را لُبُ­الَّلباب است اين كتاب

 

خواند بر آدم رموز عَلَّم­الاسماء را

تا بداني نقشبند نُه­قباب است اين كتاب

 

هَل­اَتي آمد علي­الانسان و در حينٌ به دَهر

رمز شَيئأ را به مَذكوراً جواب است اين كتاب

 

روشن است از آية اِنا هَدَيناهُ­السّبيل

حق و باطل را به حق، فَصْلُ­الخطاب، است اين كتاب

 

سِرِّ تنزيلش چو وَ القرآنُ ذِي­الذكر آمده

بانك بيداري، به گوش اهل خواب است اين كتاب

 

رَحمهٌ للمؤمنين است و شِفاءٌ لِاَلّصُدور

شافعٌ للخلقِ فِي يَومِ­الحِساب است اين كتاب

قاريانش را به يَتلُونَ­الكتاب اين مژده داد

لَنْ تَبور است اين تجارَت، پُر­ثواب است اين كتاب

 

تشنه كامان معارف را سَقيهُم رَبُّهُمْ

مؤمنان را عِندهُ حُسنُ­الثّواب است اين كتاب

 

مؤمنان را در قيامت، مژدة قَد اَفلح است

مشركان را وعدة سُوءُ­العذاب است اين كتاب

 

صالحان را ساقي تسنیم جنّاتُ­النّعيم

كافران را شاهد بِئسَ­الشّراب است اين كتاب

 

اوليا را محضر ربانيش دارُالسّلام

اصفيا را بر بصيرت، فتح باب است اين كتاب

 

اهل دانش را حضور مكتبش علمُ­اليقين

اهل بينش را ظهور بي­نقاب است اين كتاب

 

عشق­بازان وَلا را محرم راز ازل

باده­نوشان صفا را شُرب ناب است اين كتاب

 

از علايق رسته را، زين خوان حكمت بهره­هاست

عروه­الوثقي و كشّافِ حجاب است اين كتاب

 

هر كه دارد فيض بِالْاَسْحارِهُم يَسْتَغْفرون

جان­پناهش از يَخافون­َالعَذاب است اين كتاب

جُز به پاكان مُطهَّرْ ، درك آن مقدور نيست

لؤلؤ مكنونِ پنهان در نقاب است اين كتاب

 

پاك شو از عيب، تا برخواني از آن سِرِ غيب

چون ز چشم عيب­جو ، در احتجاب است اين كتاب

 

در زلال جلوه­اش ، زنگ ظُلام از دل زُداي

چون در آفاق هدايت ، آفتاب است اين كتاب

 

مستمندان را كُند در هر دو عالم بي­نياز

چُون لَبالب از دعاي مُستجاب است اين كتاب

 

هم به دامن ، چارده دُرج وَلا پرورده است

هم كفيل چاراُمّ و هفت­باب است اين كتاب

 

ايمن از طوفان تحريف است اين مصباح نور

جاوداني چلچراغ در حباب است اين كتاب

از حديث بِسْمِلَهْ اين راز پنهان شُد عيان

كز الف تا يا مديح بوتراب g است اين كتاب

 

جوشد از هر آيه­اش، صد چشمه­ساران الغدير

مادِح مَن عِندَهُ عِلمُ­الكتاب است اين كتاب

 

 

 

او كتابُ­الله ناطق باشد و در اوج وحي

از فيوضات جلالش ، فيض­یاب است اين كتاب

 

گر تلاوت كرد قرآن بر فراز ني حسينg

خواست تا گويد ، فلاح شيخ و شاب است اين كتاب

 

(قُدسي) از كف ، دامن اين ثقل اكبر را مَدِه

چون به محشر حائل از سؤءُ العذاب است اين كتاب

 

بازدیدها: 35

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 4 =