خانه / مقالات / اشعار / مناجات – سرودۀ استاد محمد قدسی – دیوان عترت خورشید

مناجات – سرودۀ استاد محمد قدسی – دیوان عترت خورشید

زورق شكسته

زهول روز قيامت دلم پريشان است

زبيم واقعه جانم در آه و اَفغان است

 

سياهنامه­ام از سيئات شد لبريز

جريدة عملم پايمال شيطان است

 

فغان زنفس بدآهنگ من كه با نيرنگ

به زير چهرة ظاهر­فريب، پنهان است

 

دريغ و درد كه اين زورق شكستة دل

به بحر حادثه در گير­و­دار طوفان است

 

مرا فرشتة اشراق، ترك اُلفت گفت

دلم به ديو هوس، دست­در­گريبان است

 

سفر به سوي سراي دگر چگونه كنم ؟

كه دست دل تهي از زاد و برگ ايمان است

 

خميده­قامت از آنم كه در نشيب زوال

به روي دوش دلم كوله­بار عصيان است

 

مرا نسيم سعادت، نمي­وزد بر دل

اگر چه كودك بُغضم به گريه مهمان است

 

خداي من! تو به فرياد ­رس كه يوسف جان

ميان سلسله در چاه تن به زندان است

 

مرا ببخش خدايا ، كه پاي لغزش­كار

دگر ز رفتن بيراهه­ها پشيمان است

 

توئي كه جرم گنه­كار را ببخشائي

اگر چه حد گناهش فزون ز باران است

 

عنايت تو نه تنهاست شامل (قدسي)

كه لطف تو ، همه را ميزبان احسان است

 

بازدیدها: 34

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =