خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – اعجاز عشق – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – اعجاز عشق – دیوان عترت خورشید

اعجاز عشق

 

این غزل مستانه شد آغاز ، با عنوان عشق

هرچه باداباد ، شعر از من ردیف از آنِ عشق

 

تا که چوگان محبت هست در دست شما

عاشقان ! سر بشکنید از نفس ، در میدان عشق

 

هست این درمانده ، در میقات دل­داران خسی

خس چه باشد در کنار بحر بی­پایان عشق ؟

 

پشه را کی تابِ ماندن هست در اقلیم باد ؟

می­گریزد نفس­اگر جولان دهد طوفان عشق

 

دور گردان اژدهای نفس را از گنج دل

تا به دست آری گهر ، زان مخزن­العرفان عشق

 

از کمال نفس بگذر ، زآن­که فجری کاذب­است

صبح صادق را طلب، از مطلع رخشان عشق

نفس اگر خوب است اگر بد ، هست پیش جان حجاب

بگذر از این پرده ، تا جان بینی و جانان عشق

 

بس تفاوت­هاست بین نفس با عقل سلیم

جای آن مرداب وهم و جای این دامان عشق

 

آن یکی از ادعا ، کوس خدائی می­زند

وین به گردن ، طوق طاعت دارد از فرمان عشق

 

نفس ، یعنی سحر­کاری­های شوم سامری

عقل ، یعنی معجزات موسی عمران عشق

 

نفس در امواج ظلمت ، سیر وحشت می­کند

عقل باشد چلچراغ راز ، در ایوان عشق

 

نفس می­نوشد ز پستان گمان ، شیر هوس

عقل هردم رزق حکمت می­خورد ، از خوان عشق

 

نفس بر کشف و کرامت دل­خوش و عقل سلیم

مست مینای اَحد ، در بزم سرمستان عشق

 

نفس را باشد صنم در آستین پنهان و عقل

محو الله الصمد ، در مسجد الایمان عشق

 

از صنم ، بگذر که تا ره بر صمد ، پیدا کنی

بشکن آن بت ، تا شوی در ملک دل ، سلطان عشق

نیست (قدسی) سازگار ساز ناموزون نفس

تا که می­جوشد زطبعش ، نغمة میزان عشق

بازدیدها: 4

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 2 =