خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – شیدایی – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – شیدایی – دیوان عترت خورشید

شیدائی

 

بارد اگر كه سنگ حوادث به سر مرا

هرگز نمي­رود رخ يار از نظر مرا

 

ديوانه­سان به سينه زنم سنگ مهر دوست

دشمن بگو خطاب كند بي­هنر مرا

 

نقد غمش ، به شادي عالم نمي­دهم

من عاشقم ، چه كار به كار دگر مرا ؟

 

هرگز مباد ، مشعل شیدایی­م خموش

تا اوج وصل ، مي­برد اين راهبر مرا

 

شبنم شدم به دامن گل­هاي باغ عشق

تا آفتاب وصل شود بال و پر مرا

 

ساقي بريز باده كه اين چون و چيست­ها

جز خار درد و غم ، چه گلي زد به سر مرا ؟

 

جز نشئة كلام تو اي پير مي­فروش

هر مِي­دهد خمار و شود درد سر مرا

 

(قدسی)! نمی­رود ز نظر عکس روی یار

بارد اگر که سنگ حوادث به سر مرا

بازدیدها: 13

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − هشت =