خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – شکوفایی – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – شکوفایی – دیوان عترت خورشید

شكوفائي

 

به رزم خصم ندارم ، نياز جوشن را

به تيغ دوست سپردم ، گلوي دشمن را

 

مرا به سفرة لبخندها بخوان اي عشق !

كه برده­ام دگر از ياد ، اشگ و شيون را

 

مسافر توام اي آشيانة خورشيد !

كه راه مي­سپرم جاده­هاي روشن را

 

درخت بخت من از بال بلبلان، بَر داد

به باغ خود ندهم راه ، زاغ شيون را

 

 

 

مرا به تهمت تردامني ميالایيد

كه برده­ام به عروج عفاف ، دامن را

 

گلي چو من به شكوفائي هزاران باغ

به غنچه­ها بدواند ، تب شكفتن را

 

به باغ طبع ، مرا خوشه خوشه شعرتر است

به صد چمن ندهم ، دانه­اي زخرمن را

 

من آن درخت ستبرم كه تا ابد (قدسي)!

تبر ز من نتواند شكست ، گردن را

بازدیدها: 9

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − 3 =