خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – صدای عاطفه – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – صدای عاطفه – دیوان عترت خورشید

صدای عاطفه

 

تا سفر کردی از­ین ملک جهان ای مادر !

در غمت چشم من­است اشک­فشان ای مادر !

 

دیده با آن که به دل داد خبر مرگ تو را

در پی توست به هر سو نگران ای مادر !

 

گر چه کس را نبود ایمنی از چنگ اجل

بود ای کاش ! تو را خّط امان ای مادر !

وصف ایثار تو از لفظ و بیان افزون­است

نتوان مرتبه­ات کرد بیان ای مادر !

 

بود چون آینه ، روشنگر کاشانة ما

ماه رخسار تو ای مهر عیان ! ای مادر !

 

عمر من با گل روی تو بهاری خوش بود

شد بهار من و دل بی­تو خزان ای مادر !

 

با تو سرمایة عمرم همه سود­آور بود

بی­تو این سود بدل شد به زیان ای مادر !

 

وه که در خانه به هر سوی که گردانم روی

می­دهد خاطره ای از تو نشان ای مادر !

 

گل لبخند به لب­های تو چون وا می­گشت

می­زدود از دلم اندوه جهان ، ای مادر !

 

نغمة مهر و وفا ، زمزمة عشق و امید

در صدای سخنت بود نهان ای مادر !

 

کودکی­های مرا ، نغمة لالائی تو

بود آرامش تن ، قوت روان ای مادر !

 

تو بیاموختیم رسم و ره خوبی و من

داشتم نام تو را ورد زبان ای مادر !

داد ، آغوش تو تعلیم به من عاطفه را

بود شیر تو مرا شیرة جان ای مادر !

 

خیز از جای و دگر باره چو نی در گوشم

ساز کن ، ساز طرب ، قصه بخوان ای مادر ً!

 

(قدسی) از داغ غمت یک دل پر خون دارد

دوش او خم شد از این رنج گران ای مادر !

بازدیدها: 8

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 3 =