خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – معکوس – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – معکوس – دیوان عترت خورشید

معکوس

 

تو خاری ، از گل و از بوستان چه می­دانی ؟

ز فصل سبز بهار ای خزان ! چه می­دانی ؟

 

به باغ ، چون علف هرزه سر زدی از خاک

تو قدر تربیت باغبان چه می­دانی ؟

 

گون تباری و پنداری از نژاد گلی

چو کاکتوسی و از ارغوان چه می­دانی ؟

 

درون پیلة خود ، کرم­وار محبوسی

تو از ملائک عرش­آستان چه می­دانی ؟

کریه منظر و خفاش­خو و دد­­صفتی

تو بد­سگال ، ز خوبی ، نشان چه می­دانی ؟

 

حسد تو را به لجن­زار کرده غرق خطا

زلال چشمة آب روان چه می­دانی ؟

تو کبر­سیرت از افتادگی چه می­فهمی ؟

تو پست­مایه ز والا مکان چه می­دانی ؟

 

به دوزخ طمع خویش ، شعله­وار بسوز

تو طعم میوة باغ جنان چه می­دانی ؟

 

چو راهوار که باشد اسیر آب و علف

ز سیر مرغ بلند­آشیان چه می­دانی ؟

 

اسیر خاک و ز افلاک دم زنی هیهات

تو غرق ظلمتی از نور جان چه می­دانی ؟

 

چکامه­های تو را رنگی از تعهد نیست

اگر چه شاعری از آرمان چه می­دانی ؟

 

کلام تو ، همه پر نیش و خالی از نوش­است

تو غیر نیش زبان ، از بیان چه می­دانی ؟

بازدیدها: 28

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =