خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – ساحل بی ساحلی – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – ساحل بی ساحلی – دیوان عترت خورشید

ساحل بي ساحلي

چو يار، سنبل مشگين خود به شانه گرفت

چمن چمن ، همه جا را گل و جوانه گرفت

 

فداي چشم سياه و كمان ابرويش

كه زين ميانه به مژگان ، مرا نشانه گرفت

 

كرشمه كرد و به عشاق ، زد نهيب از اوج

نگار دلكش ما ، چون به كف چغانه گرفت

سپهر ، جامه دران شد ، به نغمة شهناز

چو يار ، طرز غم انگيز ، در ترانه گرفت

 

گلوي ساغر و گيسوي يار اگر به كف است

توان چه بهتر از اين ، كامي از زمانه گرفت

 

حديث حسن تو آن دم كه بر زبانم رفت

به گريه كودك شوقم ، ترا بهانه گرفت

بِرَس به داد دلم ،كاين پرندة عرشي

در اين قفس ، به هواي تو آشيانه گرفت

 

خوشا دلي كه به درياي پر­تلاطم عشق

كنار ساحل بي­ساحلي ، كرانه گرفت

 

«خوشا نماز و نياز كسي كه از سَرِدرد»

وضو به خون دل و گرية شبانه گرفت

بازدیدها: 20

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − سه =