خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – آخرین غروب – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – آخرین غروب – دیوان عترت خورشید

آخرین غروب

 

خزان كردم دريغا نوبهار زندگاني را

به دشت عمر، گم كردم ، گل شاد جواني را

 

كمان­دار اجل چون در كمين دارد ز هر سويم

كدامين سو برانم راهوار زندگاني را ؟

 

گرم كامي به طالع هست در پيش از چه مي­بينم ؟

غروب كوكب بخت و زوال كامراني را

 

نگارم رفت و از بي­همزباني سرد و خاموشم

غم گل ، مي­برد از ياد بلبل ، نغمه­خواني را

 

از اين پس مطربا ! در پرده غم ساز ميزان كُن

كه با من نيست ديگر آشنائي ، شادماني را

 

فلك ! در ساغرم جز بادة محنت نمي­ريزي ؟

تو هم داني كه ديگر خوش ندارم شادكامي را ؟

 

گرم تير بَلا آيد ، زهر سو مي­خرم بر جان

چه خوش­تر از رضامندي ، قضاي آسماني را

بازدیدها: 16

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =