خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – حسن خداداد – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – حسن خداداد – دیوان عترت خورشید

حسن خداد

 

داری تو در دست زلفت ، سر رشتة بی­قراری

در این دل شب دلم را ، تا کی پریشان گذاری

 

حسن تو حسن خداداد ، بالای تو رشک شمشاد

دست خدایت مریزاد ، با این خداوندگاری

 

عشق تو کردم بهانه ، گشتم به سویت روانه

می­خوانمت عاشقانه ، با صد نفس آه و زاری

 

تا کی چنین بی­وفائی؟ تا کی در آزار مائی؟

این­گونه با ما چرائی؟ ما را به غم می­سپاری؟

 

از دیگران دل بریدم ، چون غنچه عزلت گزیدم

در انزوای غریبی ، دل ماند و بی­غم­گساری

 

در آرزویت منم من ، در جستجویت منم من

با یاد رویت منم من ، هر شب به شب زنده­داری

 

ای خوب منظر نگارم ! زیباتر از تو ندارم

در جمع شیدائیانت ، شیداترینم تو داری

 

گشتم ز هجر تو کاهی ، هر شب مرا خود گواهی

در خلوت اشک و آهی ، سوزم ز چشم­انتظاری

تا کی به سوزت بسازم ؟ بنگر ! که چون می­گدازم ؟

بی­رویت ای دل­نوازم ! بردی ز من بردباری

 

من (قدسی) بی­پناهم ، کی می­کنی یک نگاهم ؟

از تو به جز تو نخواهم ، کی آرزویم بر آری ؟

بازدیدها: 26

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + دو =