خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – ناامیدانه – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – ناامیدانه – دیوان عترت خورشید

نااميدانه

 

در خزان نامرادي ، نغمه­ساز گلشنم

از غم بي­همنوائي ، گرم آه و شيونم

 

ساحلم ، از سيلي درياست رخسارم كبود

از كف افسوس ، هر دم مي­شود پر دامنم

كولي­ام ، بر دوش دارم كوله­بار از يأس و بيم

بي­هدف ، آواره در هر كوي و در هر برزنم

 

يوسفي زنداني مكر زليخاي هوس

بيژني بي­ هم­نفس ، محبوس در چاه تنم

 

شعله­ام ، چون شمع مي­لرزم در امواج نسيم

كي در اين آشوبگاه از باد و بوران ايمنم ؟

 

حاصلم را ، گردباد خشم و كين بر باد داد

نيست بر جا غير مُشتي خار و خس ، از خرمنم

 

ديگران ، آئينة خورشيد­­رويانند و من

بر شعاعي ره ندارد ، خانة بي­روزنم

 

الفتي با انزواي بي­نشاني داشتم

از چه رو شد كوچه­گردي­هاي شهرت ، رهزنم ؟

 

برق­ جولاني ، در اين آوردگاه از من مخواه

بسته زنجير علايق ، دست و پاي توسنم

 

همچو خاتم ، جا در انگشت سليمان داشتم

اي­دريغ! اكنون چه شد در پنجة اهريمنم ؟

 

مي­خورم تير تغافل ، لطفي اي داوود عشق

يا بلا از من بگردان يا بپوشان جوشنم

در شبي تاريك و جانفرسا گرفتارم ولي

چون سحر، چشم انتظار بامدادي روشنم

 

(قدسي)! از صائب بخوان اين مصرع برجسته را

«آسمان سربسته مكتوبي­ست ، مضمونش منم»

بازدیدها: 27

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 3 =