خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – تنها تو – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – تنها تو – دیوان عترت خورشید

تنها تو

 

دل­برا ! وصل تو هر قدر به تأخير افتد

كي دلم يك نفس از نالة شبگير افتد ؟

 

سوز آهم كه دل سنگ كند آب ، زچيست

چون رسد بر دل سخت تو ز تأثير افتد ؟

 

مكن ابرو ترش اي يار ، به دلدادة خويش

صلح تا هست ، چرا كار به شمشير افتد ؟

 

كوچة عشق ، چو گيسوي تو پر پيچ و خم است

واي آن دل ! كه در اين راهِ نفس گير افتد

 

خواب ديدم كه مرا كام­روا خواهي كرد

يارب ! اين خواب مبادا كه ز تعبير افتد

 

پيش مژگان تو يكدم ، مژه برهم نزنم

صيد ، چون خوابد ؟ اگر در گذر تير افتد

رو به پيري ، به دلم عشق جوان­تر شده است

تندتر آب رود چون كه سرازير افتد

 

آخر اي عقل ! به پاي دل ديوانه مپيچ

رو كه اين شير ، محال است به زنجير افتد

 

مانده­اي پا به گل ، از دل چه سخن مي­گوئي ؟

از دهان لقمه چو شد بيش ، گلوگير افتد

 

گفته بودي كه به (قدسي) نظر از لطف كني

يا رب ! اين وعده مبادا كه به تأخير افتد

بازدیدها: 26

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − شش =