خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – شور مستی – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – شور مستی – دیوان عترت خورشید

شور مستی

 

دلی که مرحله­پیمای کوی جانان نیست

اگر چه قطره بود ، متصل به عمان نیست

 

شمیم پیرهن از مصر عشق کی شنود ؟

کسی که عاشق یوسف چو پیر­کنعان نیست ؟

 

ز قصة خم زلفش دلم خبر دارد

که آشنای پریشان ، به جز پریشان نیست

به عشوه ، حیرتِ آئینه داده عالم را

کدام آینه در حسن یار، حیران نیست ؟

 

تنور عشق ، بود گرم از حرارت حسن

محال یافت شود آتشی که سوزان نیست

 

خدا­پرست کجا و شکم­پرست کجا ؟

کسی که در غم نان­است، مرد ایمان نیست

 

تو سّر عشق چه دانی ؟ به راه در مانی

گذار از این ره پر پیچ و تاب ، آسان نیست

 

ز چشم یار ، می خوش­گوار ، چشم مدار

تو را که در بر اغیار ، تاب کتمان نیست

 

بیا به میکدة عشق و شور و مستی بین

بدار دست از آن می ، که حال گردان نیست

 

کرم ، ز سفرة خورشید­ طلعتان بطلب

ز خیر شب­زده بگذر ، که اهل احسان نیست

 

به وصل شاهد ظاهر­فریب ، دل مسپار

مگیر دامن یاری که پاک­دامان نیست

 

به اشک ، سیر شب کهکشان شیری کن

که پر فروغ تر از آن ، در این خیابان نیست

به دل کلام تو تأثیر می­کند، (قدسی)!

از آن­که طبع تو در بند نام و عنوان نیست

بازدیدها: 31

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + 17 =