خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – سوز نی – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – سوز نی – دیوان عترت خورشید

سوز ِنِي

 

شب است و زمزمه دارد نواي سوختنم

چو شمع بزم مهيا براي سوختنم

 

چنان گدازم و سوزم در انجمن امشب

كه شمع آب شود ، در هواي سوختنم

 

نواي ني ، چو من امشب زسوز سرشار است

كه هست با خبر از ماجراي سوختنم

 

اميدهاست به سوز درون من امشب

كه صبح سر زند ازلابه­لاي سوختنم

 

زخود بر­آ‎مده­ام ، همچو شعله از آتش

كه گرم­ سِير روم ، پا­به­پاي سوختنم

 

به محفل اي غم دل ، همدلي ، تو كن با من

كه جز تو نيست كسي ، آشناي سوختنم ؟

 

در آتشم فِكن اي آه جانگداز امشب

توئي سزاي من و من سزاي سوختنم

 

گواه سوختنم چيست ؟ مشت خاكستر

كه مانده است بر آن ، ردپاي سوختنم

 

سمندرم من و زآتش نمي­كنم پروا

كه من تمام وجود اِشتهاي سوختنم

 

زسوز من حذر آريد و تنگدل نشويد

كه سنگ سرمه كند آسياي سوختنم

 

من آن شقايق دشتم كه مي­شناسد عشق

زغيرتم كه چقدر آشناي سوختنم

 

تنم در آتش دل سرخ گشت وز­ين ياقوت

توان شناخت كه در منتهاي سوختنم

 

در آتشم ز فراقت ، به غمزه­اي جانسوز

بخوان مرا كه توئي خون­بهاي سوختنم

 

بُراق ذوق من اي شاهبال اوج غزل

به سوز و ساز بيا ، در قفاي سوختنم

 

چقدر سوختي اي طبع ! تا برافروزي

چراغ يك غزل اي هم­نواي سوختن

به محفل سخن اين شعر را بخوان (قدسي)!

كه هست ، شمه اي از ماجراي سوختنم

بازدیدها: 22

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =