خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – دیدار – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – دیدار – دیوان عترت خورشید

دیدار

 

شب بود و مژده داد سروش سحر مرا

کآید نگار از در و گیرد به بر مرا

 

گفتم به بامداد ، مکن چهره آشکار

خوش دارم امشبی که نیاید سحر مرا

 

چشم انتظار بودم و بی­تاب روی یار

یک­ باره چهره کرد عیان منتظَر مرا

 

آن­دم که پا به خلوت تنهائیم گذاشت

سیلاب اشک ، موج زد از چشم تر مرا

 

چون باده­ای ز ساغر چشمان او زدم

سکر نگاه ، کرد زخود بی­خبر مرا

 

چشمم اگر چه در خور دیدار او نبود

با یک کرشمه ، کرد به خود ، دیده­ور مرا

 

در خلوت حضورم و شکر خدا که نیست

غیر از هوای دوست ، هوائی به سر مرا

امشب که عطر وصل ، به مشکوی دل رهاست

گل می­رود زدست ، ببوید اگر مرا !

 

لطف خداست ، (قدسی)! اگر در بهار طبع

بشکفته است زنبق اشعار تر مرا

بازدیدها: 24

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =