خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – شب مستی – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – شب مستی – دیوان عترت خورشید

شب مستی

 

شب نوازش گل تبسم ، شکفته بر لب ستاره در ­بر

به صدر محفل به جمع یاران ، خدا شمایل نشسته دل­بر

 

لبش مفرح دمش مسیحا ، چو باغ پر گل رُخش شکوفا

شمامه­ گیسو فرشته­ سیما ، سحر گریبان سپیده ­پیکر

نوای گرمش ترانة نی ، نگاه مستش پیالة می

ندارد آن می خماری از پی ، که مایه گیرد ز جوی کوثر

 

به سایة او نشستم آن­جا ، دل از دو عالم گسستم آن­جا

نهاد ساغر به دستم آن­جا ، که عقل و هوشم پریده از سر

 

چو بی­خود از خود شدم به محفل ، در آن حوالی شنیدم از دل

نوای یا­هو بدون حائل ، صدای یا­رب ز عرش اکبر

 

دلم از آن پس پر از صفا شد ، در عنایت به سینه وا شد

شب سجودم خدا خدا شد ، وصال او شد مرا میسر

 

تو را که (قدسی)! به بزم هستی ، فراهم آمد سبوی مستی

به یاد چشمش به می­پرستی ، برآر کام از دل توانگر

 

بازدیدها: 10

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =