خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – غریبانه – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – غریبانه – دیوان عترت خورشید

غریبانه

 

شبنم­صفت ، به بستر باغ آرميده­ام

از دامن هوا ، به سَرِ گل چكيده­ام

 

دارم به سر ، هواي سفر سوي آفتاب

حيرت نگاه ، چشم به راه سپيده­ام

 

فرقي­­ست در ميان من و شبنم ، اي دريغ

او ديد يار خويش ، ولي من نديده­ام

 

شبنم رسيد ، صبح به خورشيد و من هنوز

از باغ مهر ، غنچة وصلي نچيده­ام

 

بر من نگشته پنجره­اي رو به اوج باز

هرچند چون نسيم ، به هرجا وزيده­ام

 

صحرا­نورد آبله­پايم كه سال­هاست

در جستجوي كعبه ، به هر سو دويده­ام

 

هرگه به كوچِ چلچله­ها كرده­ام نظر

دندان و لب ، ز داغ تحسر ، گَزيده­ام

 

شادي كنم ، گر اختر عمرم كند افول

زين موهبت كه از قفس تن پريده­ام

 

ماندم زهمرهان ، ز من اي عشق ! دست گير

كز جان تو را به ياري خود برگزيده­ام

 

(قدسی)! من اين غزل ، كه حديث فراق بود

يك شب به دست طبع روان ، آفريده­ام

بازدیدها: 28

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 + 20 =