خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – صبح صادق – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – صبح صادق – دیوان عترت خورشید

صبح صادق

 

فروغ روزم آمد در نظر ، شب را رها كردم

شدم خورشيد­پيما ، ماه و كوكب را رها كردم

 

نشستم تا سحر در شام زلف يار ، تا بر دل

دري بر صبح صادق واشد و شب را رها كردم

 

روايت مي­كند چشمش حديث عشق تا با من

دگر بحث كتاب و درس مكتب را رها كردم

 

ميان يار و من در گفتگو چون شد زبان حائل

دهان بستم ، زبان بگذاشتم ، لب را رها كردم

 

به كيش عشق بردم سجده بر محراب ابرويش

پرستيدم جمال يار و مذهب را رها كردم

 

در ميخانة وحدت ، زمشرب باز شد بر من

چو نوشيدم مِيِ توحيد ، مشرب را رها كردم

 

قدم برداشتم تا در صراط مستقيم حق

كجي بگذاشتم ، راه مُورّب را رها كردم

 

سوار مركب لا ، رستم از قيد تعلق­ها

فنا گشتم در الاّ الله و مركب را رها كردم

مقام عجز در كويش ، ز هر منصب مرا خوش­تر

به جز اين كار ، من هر شغل و منصب را رها كردم

 

چنان سرمست از جام ربوبيّت شدم ( قدسي)

كه هر ذكري به غير از ذكر ياربّ را رها كردم

بازدیدها: 28

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + شش =