خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – حلقه های اشک – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – حلقه های اشک – دیوان عترت خورشید

حلقه­هاي اشک

 

كيست آن عاشق ، كه در ديوانگي رسوا نشد ؟

آتش غيرت در او گل كرد و بي­پروا نشد ؟

 

كيست آن بلبل ، كه در فصل صفا جوش بهار

خندة گل را تماشاگر شد و شيدا نشد ؟

 

مرغ خوش­سير خيال از همرهي با دل بماند

او حريف اين براق آسمان­پيما نشد

 

من كه تا آن­سوي حيرت پر زدم در اوج عشق

بال پروازم به غير از همت والا نشد

اهل دل ، اي دل ، بسي كمياب همچون كيمياست

مدعي حق داشت گويد گشتم و پيدا نشد

 

ياد باد آن­شب كه ابر سينه ، طوفان­جوش بود

سخت طوفاني كه هرگز قسمت دريا نشد

 

در سجود خلسه ، يار آمد به بالينم نشست

خواستم گل­وار در بر گيرمش اما نشد

 

خواستم در حلقه­هاي اشگ زنجيرش كنم

ليكن او زنجيري اين چشم خون­پالا نشد

 

بر كليد اشگ خود ، دندانه كردم آه را

اي دوصد افسوس ! كان قفل معما وانشد

 

از برم برخاست اما عشق خود را جا گذاشت

خوش به حال دل ، كه زان پس يك نفس تنها نشد

 

جز به او مسپار دل (قدسي)! كه در بازار عشق

هيچ گنج پر­بها ، همسنگ اين معنا نشد

 

بازدیدها: 27

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =