خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – سبوی صبحگاهی – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – سبوی صبحگاهی – دیوان عترت خورشید

سبوی صبحگاهی

 

من اگر که پر گناهم ، تو مگر که بی­گناهی ؟

تو و کبر روسپیدی ، من و عذر روسیاهی

 

تو ز فکر بی­گناهی ، ز می غرور مستی

من و آستان عفوش ، همه شب به عذر خواهی

 

به جز آستان جانان ، که بر آن نهم سر از جان

به کجا برم پناهی ، ز گزند بی­پناهی ؟

دلم از سبوی یادش ، خورد آب زندگانی

که به بحر زنده باشد ، به زلال آب ، ماهی

 

چه خوش­است خوش گدائی ، به حریم کبریائی

که سر­ است این گدائی ، ز هزار پادشاهی

 

به گلاب گریه شب­ها ، دل خویش با صفا کن

که شراب وصل نوشی ، ز سبوی صبح­گاهی

 

به علی سپار (قدسی)! دل بی­قرار عاشق

که ز مهر او وجودت ، شود ایمن از تباهی

بازدیدها: 26

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × یک =