خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – بزم سحرگاهان – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – بزم سحرگاهان – دیوان عترت خورشید

بزم سحرگاهان

 

هر که از حق شد جدا ، پابند دنیا می­شود

هر که شد پابند دنیا ، از خدا وا می­شود

 

هر که سر در آخور شهوت پرستی برده­است

کی خبر از رمز و راز چرخ مینا می­شود ؟

 

معرفت بی­خون دل خوردن نمی­آید به دست

بی­تلاش و سعی ، کی گنجی مهیا می­شود ؟

 

 

هر که برف عمر ، در شب زنده داری آب کرد

همچو شبنم ، صبح­دم ، خورشید­پیما می­شود

 

هر که جام از ساقی بزم سحرگاهان گرفت

چون دم صبح صفا ، جانش مصفا می­شود

 

گر چه پیغمبر شدن ، باشد محال اما بدان

هر که در طور تجلّی سوخت ، موسی می­شود

 

هر نفس از عمر (قدسی)! گر چه گنجی پر بهاست

قدر نعمت چون ز کف رفت ، آشکارا می­شود

بازدیدها: 30

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 1 =