خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی – غمزۀ ناز – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی – غمزۀ ناز – دیوان عترت خورشید

غمزة ناز

 

وقت خوش بود و نقاب از رخ دلدار افتاد

صبح پيدا شد و از جلوه ، شب تار افتاد

 

صوفي عربده­جو ، خرقه برآورد زتن

زاهد سبحه به كف ، در پي زنار افتاد

 

مست از كوي ازل ، صبحدمي بگذشتي

شور مستي ، به سر عاقل و هشيار افتاد

 

حلقة زلف تو غارتكدة دين و دل­ است

اي خوش آن دل ! كه در آن طرة طرّار افتاد

 

اينكه سوز دگري هست به ساز سخنم

آتش عشق تو در خرمن پندار افتاد

آشناي تو و بيگانه ، چه سازند به هم ؟

اين دو را با هم از اول سر پيكار افتاد

 

هركسي را به ازل ، راه به جائي دادند

گذر من ، به در خانة خمّار افتاد

از وفا دم مزن اي دل كه در اين شهر غريب

اين متاعي­ست كه از گرمي بازار افتاد

 

گركه باشد سخن نغز تو شيرين چه عجب ؟

طوطي طبع تو (قدسي) ! به شكرزار افتاد

بازدیدها: 16

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − شانزده =