خانه / مقالات / اشعار / سرودۀ استاد محمد قدسی در وصف چهره های درخشان علم و معنویت – دیوان عترت خورشید

سرودۀ استاد محمد قدسی در وصف چهره های درخشان علم و معنویت – دیوان عترت خورشید

اصفهان: حوزۀ علمیّه و چهره­های درخشان علم و معنویّت(4)

 

ای اصفهان ! ای شهر من ! ای شهر جاوید !

ای دامنت پر جلوه از انوار توحید !

 

ای حوزة علمیّه­ات ! علّامه­پرور

صدها چو ریزی ، درچه­ای پرورده در بر

 

أهل حدیث و فقه و تفسیر و روایت

عالم ، محقّق ، مجتهد ، اهل درایت

 

تعداد این آئین­مداران ، چون ستاره

هرگز به آسانی نیاید در شماره

 

ای اصفهان ! در خود بسی أوتاد داری

صاحب­دلی چون صاحب عُبّاد داری

 

 

 

 

در عهد صاحب منصبی ، بس رنج­ها برد

در راه ترویج شریعت ، خون دل خورد

 

در محفل درس ، آن ادیب نکته­پرور

می­ریخت گوهر ، از دهان در مدح حیدرg

 

دیوان شعرش در مدیح بو­تراب­ استg

در وصف آن مولا ، شهِ مالک رقاب است

 

در شیشة جان ، عطر مِهر مصطفی داشتo

نقش نگینِ دل ، ولای مرتضی داشتg

 

اوّل قدم در فتح باب حوزه ، بنهاد

در شهر ما ، رونق به علم و دین حق داد

 

از عالمان ذی فنون ، شیخ­بهائی­ست

مردی که اعجاز کمالاتش ، خدائی­ست

 

علاّمه­ای استاد در فقه و فقاهت

در درس تفسیر و ریاضی ، علم هیئت

 

در علم جبر و هندسه ، جَفر و طلسمات

آید به دوران مثل او ؟ هیهات ، هیهات

 

در رمل و اسطرلاب هم ، کشّاف اَسرار

در شاعری هم ، صاحب ذوقی­ست سرشار

دانش ز میر­فندرسک ، آذین و فّر یافت

فخری دگر زان نکته­دان نامور یافت

 

این عالم فحل فقیه با کرامت

بر طالبان آموخت ، عمری درس حکمت

 

فرّ و فروغ برج بینش زین حکیم ا­ست

مام زمان ، ز آوردن چون او ، عقیم ا­­ست

 

آوازۀ این فیلسوف اصفهانی

پیچیده در تالار حکمت ، جاودانی

 

میر زمان ، فخر فضیلت ، میر داماد

میر معاریف جهان ، در حکمت استاد

 

نجم­النّجوم برج اخترجوش حکمت

دیگر چو او ، کی پرورد آغوش حکمت ؟

 

در فیلسوفان ، بو­علی سینای ثانی

در عارفان ، بحر گهرزای معانی

 

هرجا که دوران ، از حکیمان بزم چیند

در صدر آن ، صدرای شیرازی نشیند

 

تفسیر او دروازة شهر شهودست

مفتاح الهامات فیّاض وجودست

درکاروان فیلسوفان ، پیشوا اوست

در بحر طوفان­خیز حکمت ، ناخدا اوست

 

در معرفت ، اسفار آن مردِ حق آگاه

سیر الی­الله است و فی­الله است و بالله

 

هر جا سخن از سرّ هستی در میان است

ملّا عَلِیِّ نوری آن­جا رازدان است

 

آن عالم عارف ، حکیمی فیلسوف است

در برج حکمت ، آفتابی بی­کسوف است

 

بی­­فاضل هندی فضیلت نا­تمام است

تألیف او در فقه دین ، کشف­الّلثام است

 

أرباب علم ، اعجوبه­الدّهرش بخوانند

گنج گهر ، در علم تفسیرش بدانند

 

هرجا سخن از اجتهاد و فقه و دین است

روضاتی آن­جا چون جزی مسند­نشین است

 

آباده­ای کشاف اسرار حقایق

غوّاص بحر دانش ، استادی محقّق

 

کاشی حکیم با کرامت ، فحل دوران

بحر فقاهت ، منبع تفسیر قرآن

استاد در علم­الحدیث ، اهل روایت

تفسیرگویی بی­نظیر ، اهل درایت

 

قشقائی آن صیت کمالاتش جهان­گیر

گنجینة عرفان و حکمت ، فقه و تفسیر

 

نام مدرّس آن اَبَر مرد سیاست

خورشید رخشانی­ست ، در برج قداست

 

بیدار­دل مردی که بی­پروا چو خورشید

در عصر بیداد رضاخانی ، درخشید

 

بنگر توان­مندی آن مرد الهی

یک­دم نشد تسلیم استبداد شاهی

 

بانو اَمین آن گوهر دریای عرفان

عالم به فقه و حکمت و تفسیر قرآن

 

در چل­حدیثش هست اَسرار سماوات

سیر و سلوکش می­دهد سیر مقامات

 

چرخ ادب را اَختر رخشان ، همائی­ست

در نغمه­سنجان ، بلبل دستان ، همائی­ست

 

در شاعری ، نازک­خیال و نکته­پرداز

در خلوت رندان عاشق ، محرم­ راز

بازدیدها: 20

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 4 =