خانه / مقالات / قرآن / تدبر، تعقل ،تفکر / تدبر در قرآن شمارۀ 2

تدبر در قرآن شمارۀ 2

به نام خداوند مهربان
مباحث قرآنی پیرامون تدبر
شماره 2:
همانطورکه در بخش اول بیان شد از راه تدبر می توان به هدایت قرآن به سمت و سوی صراط مستقیم راه یافت
در (محمد/24/ص 509):
أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلىَ‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا
چرا در قرآن تدبر نمى‏كنند، آيا بر دلهايشان قفل زده شده است؟
از آیۀ مذکورچنین فهمیده می شود که کسانی که بر دل آنها قفل زده شده است از تدبر در قرآن محرومند
نمونۀ دیگر قرآنی البته با تعبیر غَلَفَ به جای قَفَلَ ، در آیات 88/بقره و 155/نساء است که اینان هم کُشندگان انبیاء اند و هم کافرند
پس چون راه به هدایت ندارند در نتیجه کافر می شوند
در ( سوره مومنون/68/ص346):
أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُواْ الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ ءَابَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ
آيا در سخن خدا و قرآن انديشه نمى‏كنند يا آنكه كتابى و رسولى بر اينان آمده كه براى پدرانشان نيامده(لم یَدَّبَروا فعل جهد از باب تَفَعُّل )
که با کنارهم قرار دادن این دو آیه (محمد/24/ص 509)و(مومنون/68/ص346) به دلیل تکرار يَدَّبَّرُواْ ،قول قرآن است
مطلبی که در اینجا باید گفته شودآن است که در سورۀ (محمد/24/ص 509) تعبیر قُفل یعنی از درون کسی قلب خود را بر روی تدبر قُفل بزند و در آیه88 بقره و 155 نساء تعبیر به غلف یعنی از بیرون دل اهل کفر در غلاف است و همان معنای طبع را نیز میدهد
منکران تدبر و روش تدبر در قرآن همگی دچار طبع قلب می باشند و به هدایت راه ندارند
تدبر از باب تفعل است و یکی از معانی باب تفعل ، خود را برای به دست آوردن چیزی به تکلف انداختن است
باید مومنان برای تدبر در قرآن، خود را به زحمت اندازند تا به نتیجه برسند
معلوم شد که قول قرآن است در این بخش دلایل دیگری برای این مدعا می آوریم تا ثابت شود که قرآن قول است و جز آن نیست :

در سورة الزمر/18/ص 460 الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ
همانهايى را كه به هر سخنى گوش مى‏دهند پس بهترين آن را پيروى مى‏كنند، آنان هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنان هستند صاحبان خرد
کار او الالباب گوش دادن به چه کلامی است؟
در پاسخ می گوییم گوش دادن به قرآن است
دلایل نقلی بر این مطلب ؟
اول : دلیل از خود آیه ، اولوالالباب (سوره ص/ 29/ص 455) تدبر تنها در قرآن می کنند
بنابراین سخن دیگری را گوش نمیدهند
دوم: درسوره فصلت/42/ص 481: لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَينْ‏ِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
كتابى كه نه در عصر نزولش باطلى در آن رخنه مى‏كند و نه تا قيامت كتابى كه از ناحيه خداى حكيم حميد نازل شده
در قرآن باطل راه ندارد ولی هر کلامی دیگر چون از وحی م
گرفته نشده در آن باطل راه دارد
در اینجا این سوال پیش می آید که تبعیت از احسن قول چه معنی دارد ؟
مگر جز این است که قول همه گفته ها ست و احسن(نیکوتر) آن قرآن است
در پاسخ این سوال می گوئیم : به دو دلیل نقلی از خود قرآن ، احسن قول که اولوالالباب از آن پیروی می کنند غیر از قرآن است اول : یک دلیل نقضی : در سورة آل‏عمران/7/ص 50 می خوانیم:
هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ ءَايَاتٌ محُّْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فىِ الْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ كلُ‏ٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ
و او كسى است كه كتاب را بر تو نازل كرد، بعضى از آيات آن، آيات محكم است كه اصل كتابند، و بعضى ديگر آيات متشابهند، اما آن كسانى كه در دلهايشان انحراف است تنها آيات متشابه را پيروى مى‏كنند تا به اين وسيله فتنه به پا كنند و به همين منظور آن آيات را به دلخواه خود تاويل مى‏كنند، در حالى كه تاويل آن را نمى‏دانند مگر خدا و راسخين در علم، مى‏گويند به همه قرآن ايمان داريم كه همه‏اش از ناحيه پروردگار ما است و به جز خردمندان از آن آيات پند نمى‏گيرند
پس قرآن دارای دو دسته آیات است ، محکم و متشابه
و کسانی که در قلب آن ها (زیغ )کدورت نسبت به دین هست از متشابهات قرآن پیروی می کنند
عکس آن چیست ؟
پاسخ : کسانی که در دلشان زیغ نیست از محکمات پیروی می کنند
نتیجه آن که ازهمه قرآن چون محکم و متشابه مخلوط است اولو الالباب پیروی نمی کنند
و این احسن در سورة الزمر/18/ص 460 محکمات قرآن است
پرسش : محکمات قرآن که باید از آنها پیروی کرد کدام آیات است؟
پاسخ :این آیات محکم یک مفهوم دارد و یک مصداق.
مفهوم آن آیاتی است که در قرآن به ظاهرش می شود اکتفا کرد و علم حقیقی به آن نزد پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می باشد نظیر: (سوره البقره/28/ص183)
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلىَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد
واما مصداق و تأویل آیات محکمات پیامبر(ص)و اهل بیت(ع)هستند
چنانچه تبعیت از آنها واجب است
اول:درسوره اعراف /157/ص170
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبىِ‏َّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يجَِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنهَْئهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يحُِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يحَُرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَئثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتىِ كاَنَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُون
همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند پيروى كنند، پيغمبرى كه به معروفشان وا مى‏دارد و از منكر بازشان مى‏دارد و چيزهاى پاكيزه را حلالشان مى‏كند و پليدى‏ها را حرامشان مى‏كند تكليف گرانشان را با قيدهايى كه بر آنها بوده است بر مى‏دارد، كسانى كه بدو ايمان آورده و گراميش داشته و ياريش كرده‏اند و نورى را كه به وى نازل شده پيروى كرده‏اند آنها خودشان رستگارانند
که نور مولا امیرالمومنین و فرزندانشان می باشند
دوم: در سورة الزمر/18/ص 460: الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ
همانهايى را كه به هر سخنى گوش مى‏دهند پس بهترين آن را پيروى مى‏كنند، آنان هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنان هستند صاحبان خرد
که تبعیت از احسن قرآن تبعیت از اهل بیت(ع) است
پرسش:دلیل ؟
پاسخ:به سراغ (سوره فصلت/33/ص480) وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلىَ اللَّهِ وَ عَمِلَ صَلِحًا وَ قَالَ إِنَّنىِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
راستى خوش گفتارتر از كسى كه بشر را به سوى خدا دعوت مى‏كند و عمل صالح انجام مى‏دهد و مى‏گويد: من به يقين از تسليم شدگانم كيست؟
بنابراین با در کنار هم گذاشتن این دو آیه معلوم می شود که این احسن قول شخص است (مِّمَّن موصولی است که برای شخص می آورند)
پرسش:آیا نمونۀ دیگر قرآنی برای اینکه احسن قول شخص باشد سراغ داریم
پاسخ :بقره /177/ص27:
لَّيْسَ الْبرَِّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَاكِنَّ الْبرَِّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِرِ
پس نیکی شخص است
بقره /189/ص29:
يَسَْلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجّ‏ِ وَ لَيْسَ الْبرُِّ بِأَن تَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَ لَاكِنَّ الْبرَِّ مَنِ اتَّقَى
یعنی برّ و نیکی شخص است
پرسش:آن شخص که در آیۀ 33 سوره فصلت ص 480 وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلىَ اللَّهِ آمده چه کسی است ؟
پاسخ : در تفسیر برهان روایت از ابن شهر آشوب: عن ابن عباس، عن النبي (صلى الله عليه و آله): «أن عليا باب الهدى بعدي، و الداعي إلى ربي، و هو صالح المؤمنين وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً الآية».
ابن شهر آشوب از ابن عباس روايت كرده گفت رسول اكرم (ص) فرمود بعد از من على (ع) باب هدايت و دعوت كننده مردم است بسوى پروردگار و صالح مؤمنين است
پایان بخش دوم

بازدیدها: 48

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + یازده =