خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / بحث اعتماد به اهل ایمان از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

بحث اعتماد به اهل ایمان از مثنوی شریف توسط استاد محمد قدسی

اعتماد

از آن جهت که پیامبران و اولیای بزرگوار الهی دارای مقام عصمت اند و هیچ گاه از آنان دروغ شنیده نشده و هیچ گاه عهد الهی را نشکسته اند و همواره در تمام عمر در راستای وفای به عهد بوده اند و بر سر آن جان داده اند

بنابراین اهل ایمان به آن بزرگواران اعتماد کرده اند و به وعده هائی که آنان می دهند پای بند می مانند و دیگران نیز اهل ایمان و تقوا را مورد اطمینان می دانند و اگر امانتی هست به دست آن ها می سپارند و مانند آن

این موضوع با موضوع توکل بر خداوند شبیه است و توکل بر او یکی از مقامات سلوک است و مقدمة مقام صبر و رضا و شیفتگی می باشد

یک آیه از قرآن در بارة توکل به خداوند و یک آیه در بارة رسول او که نباید به او توکل نمود و تنها به خداوند باید توکل کرد به عنوان نمونه می آورم و بحث توکل را به موضوع سالک و مقام توکل واگذار می نمایم

( سوره النساء) (132) (ص99) وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا

(سورة الزمر) (41).(ص 463) إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ 

توکل تنها بر خدا جایز است ولی اطمینان به آل الله موضوع دیگری است

از میزان الحکمه:

  1. الإمامُ الباقرُ عليه السلام: تَجَنَّبْ عَدُوَّكَ، واحذَرْ صَديقَكَ مِنَ الأقوامِ، إلّاالأمِينَ مَن خَشِيَ اللَّهَ.

بحار الأنوار: 78/ 172/ 7.

  1. الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: إذا كانَ الزمانُ زمانَ جَورٍ، وأهلُهُ أهلَ غَدرٍ، فَالطُّمأنِينَةُ إلى‏ كُلِّ أحَدٍ عَجزٌ.

بحار الأنوار: 78/ 239/ 2.

در این باب روایات فراوان است که خلاصه آن ها همآن است که در بالا نوشتم

بنابر این رفیقان اغلب اهل صفایند ولی اهل وفا بسیار اندک است

از خواجه حافظ:

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری است رنجیدن

این است اوصاف انبیا و اولیای الهی

از اینگونه وفا ها در طول تاریخ اسلام بسیار بوده است

در جنگ احد آن دو نفر فرار کردند ولی امیر مومنان روحی فداه ماند و جان پیامبر را حفظ کرد و بسیار زخم برداشت

در وفات حضرت در خانه ماند و مشغول غسل و تدفین او شد و ثقیفه را به حال خود رها کرد

هانی بن عروه به امام حسین ع نامه ننوشت ولی پیش از آمدن حضرت به کوفه در راه او شهید شد

در شب عاشورا امام فرمود همه بروید و بسیاری رفتند ولی 72 نفر ماندند و جان دادندو پیش مرگ امام خود شدند

خود امامان ما اینگونه اند

در ابیات زیر مولانا می خواهد بگوید که ما باید رضایت خدا و اولیا را کسب کنیم و در راه آن ها وفا بورزیم دیگر چیز ها به تبع آن حفظ می شود

( 3141) صيدِ دين كن! تا رسد اندر تَبَع

حسن و، مال و، جاه و، بختِ منتَفَع‏

دين را به دست آور تا به دنبال آن حسن و مال و جاه و بخت در پی آید

تَبَع: تابع و تبعیّت. در اینجا «به دنبال» معنی می دهد.

( 3142) آخِرت، قطّارِ اُشتر، دان! به مُلك

در تَبع، دنياش، همچون پَشم و، پُشك‏

به عنوان مثال :آخرت چون قطار شتر است كه چون از آنِ تو شد ،پشم و شير و پشك او هم كه مثال دنيا است، از آن تو باشد

پُشک: مدفوع و سرگین.

( 3143) پشم، بگزينى، شتر نبود، تو را!

ور بود اُشتر، چه قيمت، پشم را

و پر واضح است که اگر پشم را که مثال دنیاست اختيار كنى شتر نخواهى داشت و اگر شتر داشته باشى پشم را چه ارزشی باشد

«نام احمد نام جمله انبیاست

چون که صد آمد نود هم پیش ماست( دفتر اول بیت 1106 )»

 

بازدیدها: 27

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 2 =