خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / بحث هدایت به صراط مستقیم توسط استاد محمد قدسی – بخش دوم

بحث هدایت به صراط مستقیم توسط استاد محمد قدسی – بخش دوم

بخش دوم :هدایت به صراط مستقیم،

معنای هدایت چیست؟

هدایت یعنی ذکر الله :

شاهد قرآنی:

یک:(سورة الزمر) (23).(ص 461) اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (23)

دو:: (سوره غافر) (54) (ص 473) هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ (54)

سوال : ذکر الله یعنی چه؟ جواب : در ظاهر آیات ، قرآن ذکر خداست به دلیل: یک: در اول سورة ص صفحة 453:ص و القرآن ذی الذکر

دو: (سوره الحجر) (6) (ص 262) وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ (6)

ولی در باطن ، ذکر الله که قرآن است ، ذکر الله یعنی ذکر ربوبیت خداوند و آن عبارت است از مقامی که برای بعضی از عباد خاص خداوند حاصل می شود که غرق عبودیت خداوند اند

شواهد قرآنی :

یک: (سوره يونس) (31) (ص212)قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ (31)

(سوره يونس) (32) (ص212) فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ (32)

دو:( سورة آل‏عمران) (41) (ص 55)قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزاً وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيراً وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ (41)

سه: (سورة الأعراف ) (205) (ص 176)وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ (205)

در شواهدی از قرآن که ذکر الله آمده است این همان رب است

شواهد قرآنی:

( سورة الأنعام ) از آیة 100 خوانده شود (102) (ص 141)ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ (102)

پس نتیجه می گیریم که هدایت خداوند که یاد او در همه حال است همان توحید افعالی است که کار موحدان است

یکی از نمونه های قرآنی این موحدان ،حضرت یعقوب و یوسف اند :

از قول برادران یوسف ع :

(سوره يوسف) (12) (ص236)أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَداً يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (12)

ولی حضرت یعقوب فرمود:

قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ (13)

پس هرکس از آن راهی که خدا هدایت می کند منحرف شود خاسر است 🙁 در مورد خاسر بعداً به عون الله سخن خواهم نوشت)

قَالُواْ لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَّخَاسِرُونَ (14)

سپس بعد از آن که برادران رفتند به مصر و برگشتند و قرار شد بنیامین را ببرند به حضرت یعقوب گفتند:

(سوره يوسف) (63) (ص242) فَلَمَّا رَجِعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (63)

حضرت یعقوب فرمود:

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (64)

پس هرجا خدارا یاد کردیم این کار به هدایت خداوند است

در همین سوره نمونه دیگر:

(سوره يوسف) (38)(ص240 ) وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَآئِـي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللّهِ مِن شَيْءٍ ذَلِكَ مِن فَضْلِ اللّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ (38)

و باز در همین سوره نمونه دیگر:

(سوره يوسف) (88)(ص246) فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيْهِ قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ (88)

قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ (89)

(سوره يوسف) (90)(ص246) قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَـذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ(90)

و سپس به برکت کار یوسف ع برادران به هدایت راه بردند:

قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ (91)

***

یک نکتة توحیدی و اخلاقی:

وقتی همه چیز فضل خدا است و انسان ها دست خالی هستند منت چرا؟ :

( سوره النساء) (32) (ص83)وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (32)

***

موعظة خداوند این است که خدارا زیاد یاد کنید:

ولی این موعظه را مانند هدایت روی با متقین است:

(سوره هود) (120)(ص235)وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ (120)

و این آیه در کنار بقرة 2 : …هدی للمتقین ، معلوم می شود دل متذکر و موعظه پذیر و هدایت یاب دل متقین است

( در بارة انذار نیز همین قائده حکم فرما است که خداوند به وسیلة پیامبر ص همه را انذار می کند((سوره يس) (6)(ص440) لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6)

و بسیارآیات دیگر) ولی آن گروهِ انذار پذیر، متقین اند((سوره يس) (10)(ص440) وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (10) إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ (11)

و بسیار آیات دیگر) ، در این باره نیاز به بحث مفصل است که بعدا خواهد آمد)

منیبین کسانی هستند که چون دائم در حال بازگشتن و انابه به سوی خداوند اند خداوند آن ها را هدایت به سوی یاد خود کرده است( شرح منیبین در فصل دوم خواهد آمد)

به قول خواجة شیراز در التجای سالکان اهل عبودیت به حضور اولیای الهی نظیر امام زمان :

1-4 صبـا به لـطف بگو آن غزال رعنـا را

که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

2-4 شکرفروش که عمرش دراز باد چرا

تفقـدی نـکنـد طوطی شکرخـا را

3-4 غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیــب شیدا را

4-4 به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بنــد و دام نگیرنــد مرغ دانـــا را

5-4 ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیـه چشم مــاه سیما را

6-4 چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یــاد دار محبان بــادپیمــا را

7-4 جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفـا نیست روی زیبــا را

8-4 در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سـرود زهره به رقص آورد مسیحا را

نمونة دیگر توسل و التجا:

1-5 دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهـان خواهد شد آشکــارا

2-5 کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینیـــم دیـــــدار آشنا را

5-5 ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

6-5 آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

بـا دوستـان مـــروت بـا دشمنـان مــدارا

باید از سرکشی پرهیزید:

10-5 سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبـر که در کـف او موم اسـت سنـگ خـارا

11-5 آیینه سکندر جـام می اسـت بنگـر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

توسل به نسیم صبحگاهی:

5-6 همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

بــه پـیـام آشــنایـان بـنــوازد آشــنـا را

6-6 چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی

دل و جـان فـدای رویــت بنما عذار ما را

7-6 به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز

که دعـای صبحگاهـی اثــری کنـد شما را

برآستان جانان التجا بردن:

7-7 ما را بر آستان تو بس حق خدمت است

ای خـواجـه بازبـین به تـرحـم غلام را

دیار دوست:

1-60 آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

2-60 خوش مـی‌دهد نشان جلال و جمال یار

خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست

3-60 دل دادمـش به مـژده و خجـلت همی‌برم

زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

4-60 شکـر خـدا کـه از مـدد بـخـت کارسـاز

بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

5-60 سیـر سپهر و دور قمر را چه اختیار

در گردشند بر حسب اختیار دوست

6-60 گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

مـا و چـراغ چـشم و ره انتظار دوست

7-60 کحل الجـواهری به من آر ای نسـیم صبح

زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست

8-60 مـایـیـم و آسـتانـه عـشـق و ســر نـیاز

تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست

9-60 دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک

مـنـت خـدای را که نیـم شرمسار دوست

در بخش سوم( بعدی) شرائط هدایت شوندگان به صراط مستقیم را خواهیم گفت

و السلام

 

بازدیدها: 22

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + هفت =