خانه / مقالات / مثنوی معنوی / تفسیر موضوعی / بحث شفاعت در مثنوی و حافظ توسط استاد محمد قدسی – قسمت دوم

بحث شفاعت در مثنوی و حافظ توسط استاد محمد قدسی – قسمت دوم

موضوع شفاعت در مثنوی و حافظ

قسمت دوم

****

ادامة قسمت اول:

شاهدان قیامت طبق دو طایفه شواهد قرآنی زیر محمد و آل او صلوات الله علیهم اجمعین و پیامبران الهی علیهم السلام اند

یک : شاهد اول :

آیة زیر نمایانگر آن است که پیامبر ص شاهد اند:

(سورة الأحزاب)(45)(ص 424) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً (45)

شاهد دیگر برای این مطلب ،در سورة فتح آیة 8 وسورة مزمل آیة   15 است

دو : شاهد دوم :

آیات زیر در شان آل الله است که اینان شاهد اند و پیامبر ص شاهد بر اینان است :

(سوره البقره) (143) (ص 22)وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً … (143)

(سوره الحج) (78) (ص 341) (س) … لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ …(78)

…تا پیامبر حجت و گواه بر شما باشد و شما هم [در اعمال و احوالتان] حجت و گواه بر مردم باشید، …«78»

( سوره النساء) (69) (ص89) وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقاً (69)

در دفتر ششم پیرامون یکی از شرائط شفاعت رسول الله ص که آن شاهد بودن است   می فرماید :

(2861)ز آن محمد شافع هر داغ بود

كه ز جز حق چشم او ما زاغ بود

(2862)در شب دنيا كه محجوب است شيد

ناظر حق بود و زو بودش اميد

سوم: سومین طائفه ای که خداوند به آن ها اذن شفاعت می دهد

شفاعت گر انی هستندکه عبد خداوند اند:

(سوره يونس) (3) (ص208)… مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ (3)

چهارم: چهارمین ویژگی آنانی که خداوند به آن ها اذن شفاعت می دهد

شفاعت گر برای دریافت اذن شفاعت باید عهد به خداوند سپرده باشد و خداوند از او پیمان گرفته باشد

( این پیمان ، هم شامل عهد الستی و هم شامل تمام عهد ها و تعهد های دینی و اخلاقی و مانند آن می باشد)

( سوره مريم) (87) (ص311) لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْداً (87)

در آن روز، شفاعت گر ان] قدرت بر شفاعت ندارند مگر کسانی [چون انبیاء، امامان علیهم السلام و صالحان] که از پیشگاه خداوند پیمانی [بر انجام شفاعت] گرفته اند «87»

پنجم: پنجمین طائفه ای که خداوند به آن ها اذن شفاعت می دهد

به کسانی اذن شفاعت داده می شود که خداوند از قول آن ها راضی می باشد:

يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلاً (109)

آن روز شفاعت سودی ندهد، مگر [شفاعتِ] کسی که خداوندِ رحمان به او اجازه دهد، و گفتارش را [در مورد شفاعت] بپسندد

آیة زیر پاسخی است به آن ،که ، آن قول که خداوند دوست دارد که آنانی که شفاعت می کنند داشته باشند آن قول حق است و اینان تصدیق می کنند قول خداوند را که هرچه می فرماید چه در مورد شفاعت و چه در دیگر موارد آن حق است

(سوره سبا) (23)(ص431)وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (23)

در پیشگاه خداوند شفاعتی جز برای کسانی که به آن ها اِذن [شفاعت] دهد سودی ندارد، [آن روز شفاعت گر ان و آنان که امید شفاعت شدن دارند در اضطراب و دلهره اند،] تا زمانی که [با صدور اِذن شفاعت] اضطراب از دل هایشان برطرف گردد، [منتظرانِ شفاعت به شفاعت گر ان] گویند: پروردگارتان چه گفت؟ می گویند: حق [گفت]، و او بلندمرتبه و بزرگ است «23»

ششم : ششمین طائفه ای که خداوند به آن ها اذن شفاعت می دهد

اینان اهل ترحم در موضع خویش اند و مصداق( سوره النور) (2) (ص350) …وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ ..(2) اند یعنی آن جا که خداوند راضی است و فرمان می دهد ترحم دارند و آن جائی که خداوند دوست ندارد «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» اند

مولانا این مطلب را در دفتر سوم در داستان آن مرد خدا که رحم و خشم او برای خدا بود می آورد:

( 1919) پس چرا گويد دعا الاّ مگر

در دعا بيند رضاى دادگر

( 1920) آن شفاعت و آن دعا نه از رحم خَود

مى‏كند آن بندة صاحب رشد

( 1921) رحم خود را او همان دم سوخته است

كه چراغ عشق حق افروخته است‏

( 1922) دوزخ اوصاف او عشق است و او            

سوخت مر اوصاف خود را مو بمو

( 1923) هر طُروقى اين فُروقى كى شناخت

جز دقوقى تا در اين دولت بتاخت‏

****

هشت : فصل هشتم :

از نوع شفاعت باطل معلوم می شود که شفاعت در دنیا نیز وجود دارد و اصلا شفاعت از دنیا آغاز می شود

به آیات زیر توجه فرمائید:

(سوره هود) (106)(ص233) فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ (106)

اما تیره بختان [که خود سبب تیره بختی خود بودند] در آتشند، آنان در آن جا ناله های حسرت بار و فریادهای شدیدی دارند «106»

فعل ماضی شَقُواْ ، فعل معلوم است یعنی اینان خود روبه شقاوت رفتند و در نتیجه از شفاعت شفاعت گران محروم شدند

(سوره هود) (107)(ص233) خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ (107)

تا آسمان ها و زمینِ [قیامت] پابرجاست در آن [آتش] جاودانه اند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، مسلّماً پروردگارت هرچه بخواهد انجام می دهد «107»

(سوره هود) (108)(ص233) وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ (108)‏

اما نیک بختان [که با توفیق خداوند نیک بخت شده اند] تا آسمان ها و زمینِ [قیامت] پابرجاست در بهشتند، و در آن جاودانه اند، مگر آنچه را که پروردگارت بخواهد، [بهشت] عطایی قطع نشدنی و بی پایان است «108»

از کسانی که شفاعت را منحصر در آخرت می دانند یک سوال می پرسم که فعل سُعِدُواْ که ماضی مجهول است آیا این سعادتمندان، مشمول شفاعت چه شفاعت گرانی در دنیا شدند که عاقبت به خیر از دنیا رفتند ؟

( تامل کنید)

و دیگر این که دعای توسل و جمله ای که در آن تکرار می شود به چه معنی است ( یا وَجیها عند الله اشفع لنا عندالله)

در دعای سجدة آخر زیارت عاشورا می گوئیم «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ  الْحُسَیْنِ … »

اضافه بر این مطلب :

شفاعت باید در دنیا باشد تا در آخرت ظهور کند

عالم دنیا ظرف حدوث است یعنی همة افعال ما در آن حادث می شود و آخرت روز «یَومَ تُبلیّ السّرائر» است. یعنی ظرف ظهور حقیقت است

پس آل الله در دنیا از ما شفاعت می کنند و در آخرت نتیجة آن را که بهشت و رضوان الهی است می بینیم

در قرآن کریم، در آیات بسیاری به این شفاعت در دنیا تصریح شده است. نه تنها تمامی آیاتی که امر به رضایت خدا و رسول (ص) دارد، دال بر شفاعت در دنیاست، بلکه به شفاعت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در قبول استغفار و بخشش گناهان تصریح می‌کند:

( سوره النساء) (64) (ص88)وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّاباً رَّحِيماً (64)

و هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق خدا از او اطاعت شود . و اگر آنان هنگامي كه [ با ارتكاب گناه ] به خود ستم كردند ، نزد تو مي  آمدند و از خدا آمرزش مي  خواستند ، و پيامبر هم براى آنان طلب آمرزش مي  كرد ، يقيناً خدا را بسيار توبه پذير و مهربان مي  يافتند  (64) مثنوی در دفتر سوم در بارة شفاعت دنیایی در داستان

دقوقى و دعا و شفاعت او در خلاص كشتى و سر نشینان آن می فرماید:

سوم ( 2208) چون دقوقى آن قيامت را بديد

رحم او جوشيد و اشك او دويد

( 2209) گفت يا رب منگر اندر فعلشان

دستشان گير اى شه نيكو نشان‏

( 2210) خوش سلامتشان به ساحل باز بر

اى رسيده دست تو در بحر و بر

( 2211) اى كريم و اى رحيم سرمدى

در گذار از بد سگالان اين بدى‏

( 2212) اى بداده رايگان صد چشم و گوش

بى‏ز رشوت بخش كرده عقل و هوش‏

( 2213) پيش از استحقاق بخشيده عطا

ديده از ما جمله كفران و خطا

( 2214) اى عظيم از ما گناهان عظيم

تو توانى عفو كردن در حريم‏

( 2215) ما ز آز و حرص، خود را سوختيم

وين دعا را هم ز تو آموختيم‏

( 2216) حرمت آن كه دعا آموختى

در چنين ظلمت چراغ افروختى‏

( 2217) همچنين مى‏رفت بر لفظش دعا

آن زمان چون مادران با وفا

( 2218) اشك مى‏رفت از دو چشمش و آن دعا

بى‏خود از وى مى بر آمد بر سما

( 2219) آن دعاى بى‏خودان خود ديگر است

آن دعا زو نيست گفت داور است‏

البته برای معصیت کاران این امت که کارشان خیلی سخت است و انواع مصیبت ها و بیماری های دنیائی و تلخی جان کندن و هول برزخ و هول قیامت پاسخ گوی پاک شدن آن ها نیست و کارشان به ورود به طبقة «درکة »اول دوزح می افتد ، اینان دست آخر با شفاعتِ شفاعت گران ، کارشان فیصله پیدا می کند و وارد بهشت می شوند

حتی طبق بعضی روایات ، اهل تسنن که دوستدار امیر المومنین علی ع بوده اند نیز دست آخر با شفاعت آن حضرت به بهشت هشتم که مخصوص آنان است وارد می شوند

اگر سخت گیرانه بخواهیم سخن بگوئیم  شفاعت مانند توبة حقیقی به معنای ایجاد تغییر و تحوّلی در مجرم است به گونه‌ای که استحقاق کیفر را از او سلب و او را از قانون مجازات خارج سازد؛ چنانکه در بحارالانوار ج۶ ص۱۹؛از امام علی علیه السلام روایتی ضبط است که: لاشَفیعَ أنْجَحُ مِنَ التّوبَةِ : هیچ شفاعتی نجات‌بخش‌تر از توبه نیست ،

با کمی دقت در معارف از جمله مثنوی چنین در می یابیم که کار آنقدرها هم سخت نیست

در المیزان، ج۱، ص۱۵۷ از علامه طباطبایی چنین ضبط است که شخصی که از او شفاعت می‌شود سببیت شمول رحمت الهی را به صورت ناقص دارد که خدا از او رفع عذاب کند یا بر درجه و رتبه او بیفزاید و با منضم کردن خود به شخص شفاعت گر گویی سببیت را کامل می‌کند و مشمول رحمت الهی می‌شود

این سببیت محبت است ، محبت فطری به خداوند و کسانی که خداوند آنان را دوست می دارد

در مجموعه آثار شهید مطهری، ج۱،‌ ص۲۵۲ چنین ضبط است که ایشان شفاعت را صورت عینی و ملکوتی روابط معنوی در این جهان معنا می‌کند. زمانی که یک انسان سبب هدایت انسانی دیگر می‌شود رابطه پیروی و رهبری در میان آنان در رستاخیز به صورت عینی در می‌آید. عالم از متعلم شفاعت می‌کند. امام حسین(ع) شفاعت گر بسیاری از مردم می‌شود زیرا مکتب حسین(ع) مکتبی بود که باعث هدایت بسیاری در این دنیا بود 

این رابطه ، رابطة حُبّ است که اگر نباشد هیچ متعلمی از معلم خود و هیچ مامومی از امام خود تاثیر نمی پذیرد و هرچقدر حب قوی تر باشد تاثیر پذیری بیشتر و عمیق تر است

*** نه : فصل نهم : نام شفاعت کنندگان

پیش از این گفته آمد که شفاعت تکوینی که به معنای اثرگذاری اسباب و علل است در تمامی عالم وجود دارد. به همین دلیل در روایات حق شفاعت ،علاوه بر افراد و گروهها برای برخی مکانها هم ذکر شده است و به معنای اثری است که این امور در هدایت انسانها دارند. شفاعت گران در شفاعت تشریعی یا از اعمال صالح شخص هستند و یا از انبیا و اولیاء الهی یا اموری دیگر.

(محمد بن یزید قزوینی، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۷۲۴ و نیز ر.ک. سید حمیری، قرب الاسناد،ص۶۴)

اسامی شفاعتگران به شرح زیر است:

یک : پیامبر(ص ) : شفاعت پیامبر را شفاعت کبرا می‌نامند. در روایات متعدد ذکر شده است که شفاعت ایشان شامل مؤمنانی است که مرتکب گناهان کبیره شده‌اند

مثنوی در دفتر ششم در بارة شفاعت رسول الله در دنیا و آخرت می فرماید:

(164)تا ز راهِ خاتمِ پيغمبران

بو كه برخيزد ز لب، ختمِ گران‏

(165)ختم هايى كانبيا بگذاشتند

آن به دينِ احمدى برداشتند

(166)قفلهاى ناگشاده مانده بود

از كف إِنَّا فَتَحْنا بر گشود

تا می رسد به بیت زیر :

(167)او شفيع است اين جهان و آن جهان

اين جهان زى دين و آن جا زى جِنان‏

(168)اين جهان گويد كه تو رهشان نُما

و آن جهان گويد كه تو مَهشان نُما

(169)پيشه‏اش اندر ظُهور و در كُمون

اِهدِ قَومى اِنَّهُم لايَعلَمُون‏

(170)باز گشته از دَمِ او هر دو باب

در دو عالَم دعوت او مُستَجاب‏

(171)بهرِ اين خاتم شده‏ست او كه به جُود

مثلِ او نه بود و، نه خواهند بود

در داستان جَدِّ مصطفى ص عبد المطّلب

و گم كردنِ حليمه، محمد را عليه السّلام

عبدالمطلب پیامبر ص را شفاعت گر خویش گرفت:

در دفتر چهارم عبد المطّلب خطاب به خداوند می گوید :

( 994) چون يقين ديدم عنايت‏های تو

بر وَی، او دُرّی‌ست از دريایِ تو

( 995) من هم او را می شفيع آرم به تو

حالِ او، اى حال‌دان با من بگو

( 996) از درونِ كعبه آمد بانگ، زود

كه هم‌ْاكنون رُخ به تو خواهد نمود

از قول پیامبر ص در بارة کسانی که خود را از شفاعت آن حضرت محروم می کنند:

( 1934) گفت پيغمبر شما را اى مِهان

چون پدر هستم شفيق و مهربان‏

( 1935) ز آن سبب كه جمله اجزاى منيد

جزو را از كل چرا بر مى‏كنيد؟

( 1936) جزو از كل قطع شد بى‏كار شد

عضو از تن قطع شد مردار شد

( 1937) تا نپيوندد به كل بار دگر

مرده باشد نَبودَش از جان خبر

دو : آل الله علیهم صلوات الله یعنی از (امیرالمؤمنین (علیه‌السلام و ( فاطمه زهراء (سلام الله علیها

تا امام زمان علیهم السلام

مثنوی در دفتر سوم در ابیات زیر در بارة شفاعت صالحان قرآنی که اهل بیت اند و شیعیان صالح ، می فرماید :

( 1786) صالحانِ اُمّتم خود فارغ‏اند

از شفاعت‏هاى من روز گزند

( 1787) بلكه ايشان را شفاعت‏ها بود

گفتشان چون حكم نافذ مى‏رود

سه: قرآن کریم: در قسمتی از خطبه 176 پیرامون شفاعت قرآن آمده است:

. وَاعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَقَائِلٌ مُصَدَّقٌ، وَأَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شُفِّعَ فِيهِ،

بدانيد قرآن، شفاعت كننده‏اى است كه شفاعتش مورد قبول و گوينده‏اى است كه سخنش مقبول است. آن كس كه قرآن در روز قيامت براى او شفاعت كند مشمول شفاعت مى‏شود

چهار : پیامبران و اوصیای آن ها

شفاعت گری پیامبران و فرشتگان نسبت به توبه ، برتری دارد چون شفاعت آنان در قیامت نیز مؤثر است، در حالی که توبه اختصاص به دنیا دارد.

پنج : فرشتگان (سوره انبیاء، آیه ۲۸)

شش : علما

هفت : شهدا

در مثنوی دفتر سوم تقاضای شفاعت از پیشوایان لایق برای قیامت :

جزع ناكردن شيخى بر مرگ فرزندان خود

( 1772) بود شيخى رهنمايى پيش از اين

آسمانى شمع، بر روى زمين‏

( 1773) چون پيمبر در ميانِ اُمَّتان

در­گُشاى روضة دار الجِنان‏

( 1774) گفت پيغمبر كه شيخ رفته پيش

چون نبى باشد ميان قوم خويش‏

( 1775) يك صباحى گفتش اهل بيت او

سخت دل چونى؟ بگو اى نيك خو

( 1776) ما ز مرگ و هجر فرزندان تو

نوحه مى‏داريم با پشتِ دو تو

( 1777) تو نمى‏گريى نمى‏زارى چرا

يا كه رحمَت نيست در دل اى كيا؟

( 1778) چون تو را رحمى نباشد در درون

پس چه اميدَستمان از تو كنون‏

( 1779) ما به اميد توايم اى پيشوا

كه بنگذارى تو ما را در فنا

( 1780) چون بيارايند روز حشر تخت

خود شفيع ما تویی آن روزِ سخت‏

( 1781) در چنان روز و شب بى‏زينهار

ما به اكرام توايم اوميدوار

( 1782) دستِ ما و دامن توست آن زمان

كه نماند هيچ مجرم را امان

( 1783) گفت پيغمبر كه روزِ رستخيز

كى گذارم مجرمان را اشك ريز

( 1784) من شفيع عاصيان باشم به جان

تا رهانمشان، ز اشكنجة گران‏

( 1785) عاصيان و اهل كباير را به جهد

وارهانم از عتابِ نقضِ عهد

پایان قسمت دوم

 

بازدیدها: 44

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + یک =