خانه / مقالات / اشعار / شعر «دوم محرم» سرودۀ استاد محمد قدسی

شعر «دوم محرم» سرودۀ استاد محمد قدسی

دوم محرَّم

 

از راه آمد کاروان ای­کاش برگردد

یارب چه باشد داستان؟، ای­کاش برگردد

 

خورشید علّیین حسین p آورده همراهش

جمع عیال و خانمان، ای­کاش برگردد

 

جنگ است اگر اینجا، چرا زینب O؟ چرا زینب O؟

همراه میر کاروان، ای­کاش برگردد

 

می­آید ابن­سعد تا فرمان دهد، بندند

برخیمه­ها آبِ روان، ای­کاش برگردد

 

اینجا به دوش یک­نفر مَشک است باید او

باشد علمدار جوان، ای­کاش برگردد

 

با آنکه وقتی او علم در دست می­آید

دارد شکوه آسمان، ای­کاش برگردد

 

اکبر p به میدان می­رود ترسم که بر جانش

از کوفیان آید زیان، ای­کاش برگردد

 

ای وای، تنها یادگار مُجتبی p، قاسم p

افتاده در چنگ خسان، ای­کاش برگردد

 

 

 

از دور چشمم دید روی حرمله، دارد

در دست خود تیر و کمان، ای­کاش برگردد

 

دارد هدف سمت گلوی طفل شش­ماهه

باید نگردد کامران، ای­کاش برگردد

 

خولی به گِرد قتلگاه از صبحدم می­گشت

این گُرگ پست از این مکان، ای­کاش برگردد

 

آن­سو به جولان، شمر ملعون با دو صد لشکر

ای­کاش گرداند عنان، ای­کاش برگردد

 

با خنجر بُرّان، سنان می­آید و در سَر

می­پروراند یک گمان، ای­کاش برگردد

 

اینجا خطر دارد بماند حضرت سَجّاد p

زین دشت آن جانِ جهان، ای­کاش برگردد

 

اینجا چه بر انگشتر و انگشت خواهد رفت؟

از دور دیدم ساربان، ای­کاش برگردد

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 1 =