خانه / مقالات / اشعار / شعر «ماه خرابۀ شام» در وصف حضرت رقیه (س) سرودۀ استاد محمد قدسی

شعر «ماه خرابۀ شام» در وصف حضرت رقیه (س) سرودۀ استاد محمد قدسی

ماه خرابة شام

 

امشب بهانة پدر از سرگرفته است

از دوری پدر دل دختر گرفته است

 

در گوشة خرابة بی­سقف دختری

امشب سراغ رأس مطهر گرفته است

 

امشب کدام حادثه­ای می­خورد ورق

این قبرکن به قصد که سنگر گرفته است؟!

 

پیش رقیه O عمه چرا گریه می­کند

طفل سه­ساله را ز چه در برگرفته است

 

امشب علاوه بر غم یک کاروان اسیر

زینب O عزای دیگری از سرگرفته است

 

پرسید عمه جان پدرم را بگو کجاست؟

قلبم برای دیدن او پَرگرفته است

 

غسل شبانه، دفن سحر، صورت کبود

دختر چقدر رنگ ز مادر گرفته است!

 

چون روز شد خرابه و یک فرد ناشناس

یک سر به یک طبق به روی سرگرفته است

 

سر را به برکشیده که مظلوم جان دهد

از دست عشق مزد برابر گرفته است

 

از روزهای سخت سفر شکوه می­کند

آخر اجازه او ز برادر گرفته است

 

بابا بگو کدام ستمگر به سوی تو

خنجر کشیده است و به حنجر گرفته است

 

بابا بگو کسی که رگ گردنت برید

آیا اجازه او ز پیمبر $ گرفته است؟

 

کنج خرابه اشک به چشمان زینب O است

بر روی دست یک گل پرپر گرفته است

 

باید چگونه سوخت که این کاروان عشق

جا در خرابه­های محقر گرفته است

 

از کودکان شهر بپرسید از چه روی

این کاروان کرانه به معبر گرفته است

 

هر روز عصر هلهلة کودکان شام

در گوش شهر رونق دیگر گرفته است

 

دستان کودکان همه در دست مادران

اما سه­ساله چادر خواهر گرفته است

 

دستان کوچکش به روی سر گذاشته

دشمن از او به بادیه معجر گرفته است

 

(قدسی)! دلت که سوخت برایش بریز اشک

این اشک­ها شفای دل هر گرفته است

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × سه =