خانه / مقالات / اشعار / شعر «نوجوان کربلا» در وصف حضرت علی اکبر (ع) سرودۀ استاد محمد قدسی

شعر «نوجوان کربلا» در وصف حضرت علی اکبر (ع) سرودۀ استاد محمد قدسی

نوجوان کربلا

 

دارم دگرگون می­شوم، کارام جانم می­رود

احمدترین $، سردار من از کاروانم می­رود

 

ای جبرئیل آهنگ کن! راه فرس را تنگ کن!

رو سوی این دل­تنگ کن! کان مهربانم می­رود

 

او می­رود دامن­کشان، سرخوش به استقبال جان

«دنبال آن سرو روان از تن روانم می­رود»

 

یعقوب p این یوسف p منم، سوزد در آتش خرمنم

کز پیش چشم از گلشنم، سرو روانم می­رود

 

پیچد به گوش اوراد او، نیلوفر فریاد او

«در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می­رود»

 

بی­اکبر p گلگون­قبا، من می­شوم بی­همنوا

دیگر در این دشت بلا، دارد امانم می­رود

 

اکبر p به میدان می­رود، از پیکرم جان می­رود

با رفتن آن مهربان از دل فغانم می­رود

 

شد در مُحاق آسمان، سیمای آن بدر جهان

بختم کجا گردد جوان، کان نوجوانم می­رود؟

 

ای اسب! زینت واژگون، ای چرخ! بختت سرنگون

کردی دلم را شطِّ خون، از اینکه آنم می­رود

 

ای آسمان! ویران شوی، ای ماه! سرگردان شوی

کز نحسی چرخ برین، بدر جهانم می­رود

 

یارب در این دلواپسی، خواهم به فریادم رسی

تلخ است کام از بی­کسی، شِکَّر دهانم می­رود

 

بذر محبت کاشتم، غم پشت غم برداشتم

«آن دل که با خود داشتم با دلستانم می­رود»

 

گفتم که پیش­آ ای پسر! تا بینمت بار دگر

می­گریم و دارد ز سر آن سایبانم می­رود

 

محمل بدار ای خوش­عنان! با من کمی تنها بمان

کز رفتنت از جسم و جان، تاب و توانم می­رود

 

«در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن»

«من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می­رود»

 

(قدسی) اگر سعدی شود، امروز و فردا دی شود

حرف محال است این ولی شهد از بیانم می­رود

همچنین ببینید

موضوع «فرق ظن و گمان» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

    فرق یقین با ظن و گمان (سوره ملك) (22) (ص 563 )أَفَمَن يَمْشِي ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + 14 =