خانه / مقالات / اشعار / شعر «خواهرت» سرودۀ استاد محمد قدسی

شعر «خواهرت» سرودۀ استاد محمد قدسی

خواهرت

 

آخر اینجا چقدر گرگ فراوان دارد؟

چقدر سنگ ز هر سو به تنت می­بارد؟

 

من که گفتی عقب قافله باید بروم

پس چه کس نیزه و چوب از بدنت بردارد؟

 

به چه عضو تو زنم بوسه؟ گلویت خوب است؟

کاش دشمن نفسی با تو مرا بگذارد

 

خواهرت گر نتواند ز کنارت برود

صبح فردا به چه کس قافله را بسپارد؟

 

واحُسینا p زدنم دست خودم نیست، حسین p!

ساربان تیغ برای تو برون می­آرد

 

با صبا گوی که زود از سر اینجا بگذر

که نسیمی تن پر زخم تو می­آزارد

همچنین ببینید

موضوع«عصمت وحی آوران» از مثنوی معنوی توسط استاد محمد قدسی

عصمت وحی آوران (سوره الشوري) (51) (ص 488) وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + چهار =